موسس کیست؟سلطان یا......؟
بارها در ذهن من بوده است چرا سلطان را موسس می گویند در حالیکه در دفاتر اهل حق نام افرادی وجود دارد که قبل از سلطان هم می زیسته اند.به دنبال این بودم تا بدانم چرا این اتفاق افتاده و در میان محققین اینگونه رایج گردیده است.هر آنچه در مورد ایم مساله و پروبلم وجود داشت مطالعه کردم اما نهایتا به این نتیجه رسیدم که هیچ یک از این محققین به دلیل قانع کننده ای دست نیافته اند.لذا بر آن شدم تا خودم به دنیال جواب باشم.ابتدا در میان افراد دیگری که در لیست موسسین مطرح بودند گشت و گذاری نمودند و نام افرادی مانند شاه خوشین و نصیر و بهلول ماهی و بابانائوس و سلطان اسحاق را دیدم.پس تقریبا موسسین اهل حق در این چند نفر خلاصه می شود! و کاندیدا ها مشخص شدند.
بعد از اینکه افراد مشخص و جمع آوری شد به سراغ این رفتم که قائلین به این قولها کیان هستند و بر حسب چه مساله ای اینها را موسس نامیده اند.نتیجه این شد که هر یک از این افراد قائل به یکی از اعتقادات اهل حق بوده اند.و همین امر سبب گردیده است تا افرادی به اشتباه فکر کنند که اینها موسس اهل حق کنونی بوده اند.مثلا شما بهلول ماهی را اگر بشناسید می بینید در مورد او گفته اند که موسس است و اولین کسی است که قائل به تناسخ شده است.و در مورد شاه خوشین گفته اند که اولین شخصی است که آلات موسیقی را در میان دوستان رسم کرد.اما سوال:آیا اهل حق فقط تناسخ است یا فقط آلت موسیقی؟یا مجموعه ای از عقاید و افکار و آدای و رسوم که تناسخ و تنبور یکی از آن عقاید است.
جواب واضح است:اهل حق مجموعه ای از عقاید و آداب و رسوم است که با این خصوصیاتی که الان موجود است توسط سلطان اسحاق به وجود آمده است.و صرف وجود یک عقیده در یک فرد هم دلیل بر موسس بودن آن شخص نمی شود.پس شاه خوشین و بهلول ماهی یا هر کس دیگری نمی تواند موسس این مکتب باشد.

