تبليغاتX
اهل حق و آئین یاری

بهرام الهی در جوابیه ای که برای سیاوش نخبه زعیم(فرد توبه کرده از مکتب نور علی) می نویسد می گوید که واجبات اهل حق عبارتند از سرسپردن-سرانه دادن-بجا آوردن سه روزه نیت-شارب داشتن برای اهل حق.

اما انچه جوای سوال است اینکه چرا هم اکنون شما سبیل خود را گرفته اید و دستور به تراشیدن سبیل را هم داده اید؟آیا شما اهل حق هستید یا خیر؟اگر اهل حق هستید و یکی از واجبات اهل حق هم سبیل داشتن است پس چرا هم اکنون سبیل ندارید و مریدان خود را تشویق به سبیل زدن نموده اید؟

اگر هم اهل حق نیستید که بگوئید تا مردم اهل حق بدانند که شما اهل حق نیستید و حساب شما را از اهل حق ها جدا بدانند؟

در سال ۱۳۷۰ بهرام الهی دستور داد تامریدان او سبیلهای خود را بتراشند.همین کار وی باعث درگیری در جیحون آباد و جاهای دیگر گردید.حتی در بین خود فرقه دودستگی ایجاد شد و درگیریهائی به وجود امد که باعث کشته شدن تعدادی از مردم در همین غائله شد.

جناب دکتر بهرام الهی!جواب من را بدهید؟شما اهل حق هستید یا خیر؟اگر هستید چرا دستور به گرفتن شارب و یا سبییل دادید؟چرا؟

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/30 و ساعت |

نصر الدین حیدری نور علی الهی و پیروان او را علی اللهی می خواند و نور علی الهی و پیروانش نصر الدین را علی اللهی می خوانند و.......

دوده یا خاندان بابایادگاری سر انار را نمی برد و معتقد است اگر کسی سر انار را ببرد قاتل بابایادگار است اما در مقابل شاه ابراهیمی ها انار را سر می برند.

خاندان ذوالنور از کشتن خروس ناراحت می شوند و گوشت خروس را حرام می دانند و در مقابل خاندان های دیگر اهل حق نذرشان خروس است و مراسمات خود را با کشتن خروس زینت می بخشند؟(یکی از آشناهای ما ذوالنوری بود که ایشان اصلا گوشت خروس نمی خورد و می گفت حرام است)

خاندان یا افرادی گوشت خوک را حرام می دانند و افرادی یا دوده ای یا خاندانی گوشت خوک را حلال می دانند و از آن مصرف می کنند.

خاندانی چون بزرگشان چای نمی خورد خوردن چای را بر خود حرام کرده اند ولی عده ای دیگر در جمخانه چای می خورند.عده ای دود را حرام می دانند و عده ای دیگر نه؟

عده ای شراب را حلال و عده ای دیگر شراب را حرام می دانند و نمی نوشند.

و............................ 

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/29 و ساعت |

رهبران اهل حق خود را سادات می نامند در حالیکه هیچ یک از آنها سید نیستند و نمی باشند. البته در بین مردم اهل حق به سر سلسله های خود سید می گویند و آن هم از جهت احترام است. در اصطلاح اهل حق سید به کسی گفته می شود که فرزندان یکی از خاندانهای یازده گانه باشد.

در کتاب خاکسار و اهل حق آمده است که سادات اهل حق سید هاشمی نیستند.(اهل حق نوشته احمد مالامیری کجوری صفحه ۴۴)بلکه از اولاد یکی از سر دودمانها می باشند.

در کتاب دوره هفتوانه امده است که:

در مسلک اهل حق خاندانهای یازده گانه به نام سادات خوانده می شوند بنابراین در میان آنان(اهل حقها)سید به کسی گفته می شود که از فرزندان خاندانهای مزبور باشد.

جالب است بدانید که در برخی موارد می بینیم که با یک خواب غیر سیدی سید می شود.نمونه بارز ان را می توان نور علی الهی دانست که با یک خواب خود را سید خواند.البته بقیه اهل حقها نور علی را حتی به نام سید اهل حق هم نمی دانند و او را درویش خطاب می کنند.

جهت اطلاعات بیشتر در زمینه ادعای نور علی الهی به آثارالحق جلد یک صفحه ۵۹۵گفتار ۱۸۵۶ مراجعه کنند.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/28 و ساعت |

ادامه سوالات:

سوال۱۱-خلقت انسان را توضیح بدهید؟چرا اینقدر در بحث خلقت دچار اشتباه شده اند رهبران اهل حق؟چرا همه نظریات خلقت با هم متفاوتند؟چرا؟

سوال۱۲-علت اینکه نماز نمی خوانید چیست؟چرا می گوئید به جای نماز ما نیاز داریم؟مگر در قران بر همه واجب نشده است که اقامه نماز کنند؟مگر ائمه و امیرالمومنین علیه السلام تارکین نماز را مذمت ننموده اند؟

سوال۱۳-معیار محرم و نامحرم را در بین خودتان بیان کنید؟آیا اصلا معیاری دارید یا خیر؟حجاب را چگونه ارزیابی می کنید؟

سوال۱۴-آیا شما به رساله های علمیه عمل می کنید؟آیا از احکام الهی با خبر هستید؟

و هزاران چرای دیگر که در این مقال نمی گنجد این سوالات را جهت روشن شدن برخی مطالب برای دوستان اهل حق نوشتم تا اگر جوابی دارند جهت حل قضیه ارائه دهند!امیدوارم هر چه بیشتر در راه رسیدن به خدا تلاش کنیم و دشمنان و شیاططین را مایوس کرده و از خود دور بداریم.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/27 و ساعت |

ادامه سوالات:

س۷-سلطان اسحاق یا سلطان صهاک چه کسی بوده است؟چرا نامی از ایشان در کتب تاریخی نیامده است؟چرا فقط در کتب اهل حق از او یاد شده است؟خصوصیاتش در کجا نوشته شده است؟مرحله او در کجاست؟امیرالمومنین را بالاتر می دانید یا سلطان را؟

س۸-آیا شما به قران و حدیث معتقد هستید؟اگر هستید پس چرا اعمال بقیه مسلمانان را به جا نمی آورید؟یا با آنها کاری ندارید؟

س۹-اگر قائل به تناسخ هستید تناسختان محدود است یا نامحدود؟آیا بهشت و جهنمی را قبول دارید یا خیر؟

س۱۰-شما مخصوصا خاندان نور علی الهی دین خود را ابداعی می دانید؟آیا دین شما غیر از دین اسلام است؟یا غیر از دین اسلام؟یا اینکه دین نیستید؟و یا مخلوطی از ادیان هستید؟مگر در قران نداریم:"ان الدین عند الله الاسلام"یا"و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه".

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/26 و ساعت |
با نام و یاد او سوالاتی را از مردم اهل حق دارم که امیدوارم این سولات را به بزرگان خود عرضه نموده و جواب آن را برای خوانندگان و بنده حقیر واضح کنند.

سوالات:

س۱-در مرام اهل حق نجاست معنا دارد یا نه و اصولا چه چیزی را نجس می دانید؟

س۲-چرا و برای چه روزه قرآنی که به صراحت یک ماه برابر ۳۰ روز است تقلیل داده اید؟(مگر در قران نداریم "شهر رمضان"یا"فمن شهد منک الشهر فلیصمه"

س۳-فرزندان اهل حق به چه دلیل از بجا آوردن عبادات معاف می باشند؟

س۴-چرا در کتب غیر اهل حق از مشاهیر اهل حق نامی برده نشده است؟

س۵-هفتن از چه زمانی بوده اند؟اصلا چه کسانی هستند؟تاریخ آنها در کجا امده است. هفتوان کیانند؟ تاریخشان را بنویسید؟و......

س۶-نام چهل تن در کتب اهل حق زیاد آمده است اینها چه نقشی در زندگی بشریت دارند و چگونه به وجود آمده اند؟ از چه تاریخی بوده اند.

ادامه دارد.......

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/25 و ساعت |

وقتی کتابهای نور علی الهی یا فتح الله جیحون آبادی را ورق می زنی به مسائلی بر می خوری که برای هر شنونده ای جالب است و ممکن است هر کسی یک عنوانی برای این مطلب انتخاب کند من هم وقتی به مطلبی رسیدم دیدم که عنوانی بهتر از چوپان دروغگو برای این بحث پیدا نمی شود. در ادامه داستان این چوپان را بخوانید:

ناگهان به من خبر رسید که (گ) از دنیا رفت و روحش به صورت مرغ تیزبال زیبائی بود هر چه صدایش می زدم نمی ایستاد و به فرارش ادامه می داد به طرف جنوب می رفت به ماه نزدیک شد که مثل شاهینی رفتم و پنجه انداختم و او را گرفتم و برش گرداندم او چون بدون اجازه فرار کرده بود به همین جهت اگر دوباره به این جسم نمی آمد باید به جسم دیگری می رفت به اضافه جریمه

دو روز بعد از این واقع از من خواسته شد لک لکی را که سرگردان شده و به هیچ وجه نمی تواند که فرود بیاید نجات دهم و کاری کنم که بتواند فرود بیاید.لک لک روح مردی بود که که به علت فوت زنش خود کشی کرده بود و این طور سرگردان شده بود.

بالاخره قبول کردم و لک لک را که بسیار سرگردانی کشیده بود به جسم برگرداندم.البته نه جسم اولش را/زیرا مدتی گذشته بود که آن لک لک را اصلا نمی شناختم البته به جز سرگردانی باز هم جریمه دارد.

آثارالحق جلد۲ صفحه ۵۴ گفتار۱۶۹ چاپ اول سال ۱۳۷۰

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/24 و ساعت |

عَن أَبِى عَبدِاللَّهِ‏عليه السلام أَنّ أَميرِ المُؤمِنينَ‏عليه السلام، بَلَغَهُ أَنّ قَوماً لا يَحْضَرُونَ الصَّلاةَ فِى المَسْجِدِ؛ فَخَطَبَ، فَقَالَ: »إِنّ قَوماً لا يَحْضَرُونَ الصَّلاةَ مَعنا فِى مَساجِدِنا؛ فَلا يُؤاكِلُونا، وَلا يُشارِبُونا، وَلا يَشاوِرُونا، وَلا يُناكِحُونا، وَلا يَأخُذُوا مِنْ فَيئِنا شَيئاً؛ أو يَحْضَرُوا مَعنا صَلاتَنا جَماعَةً. وأَنّى لاُوشَكُ أَن آمرَ لَهُم بِنارٍ تُشْعَلُ فِى دُورِهِم، فأحْرِقَها عَلَيهِم؛ أَو يَنْتَهُونَقَالَ: فَامْتَنَعَ المُسْلِمُونَ عَنْ مُؤاكَلَتَهُم وَمُشارَبَتَهُم وَمُناكَحَتَهُم؛ حَتّى حَضَرُوا الجَماعَةَ مَعَ المُسلِمِينَ.

 

 از امام صادق‏عليه السلام آورده‏اند كه به امير المؤمنين‏عليه السلام خبر دادند عده‏اى براى نماز جماعت در مسجد حضور نمى‏يابند. آن حضرت سخنرانى كرده، فرمودند: عده‏اى حاضر نمى‏شوند تا با ما در مسجدهايمان نماز به جاى آورند.

 بنابراين اين افراد هم خوراك ما نمى‏گردند، با ما مشورت نمى‏كنند، دختران ما را به نكاح نمى‏گيرند، و از غنيمت و خراج ما بهره‏اى نمى‏برند، مگر اين كه آنان هم در نماز جماعت با ما شركت جويند.

 به راستى كه چيزى نمانده تا دستور دهم، آتش بر خانه‏هاى آنان در افكنند و آنان را در خانه‏هايشان بسوزانند؛ مگر بر اين كار خود پايان دهند.

 امام صادق‏ عليه السلام مى‏فرمايد: بعد از اين سخنرانى، مردم از خوردن، آشاميدن و نكاح با آن اشخاص امتناع ورزيدند، تا اينكه آنان نيز با بقيه مسلمين به نماز جماعت حاضر شدند

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/23 و ساعت |

در طول دو سالی که قلم اینترنتی به دست گرفته ام دوستان زیادی از من به انحا مختلف سوال کرده اند که چرا شما می نویسید و برای چه و با چه انگیزه ای در مورد اهل حق ها می نویسید؟ جهت اطلاع دوستان چند کلمه ای در این رابطه برای دستان می نویسم:

اولا برای این می نویسیم تا رهبران اهل حق احساس خطر کنند و دست از این ریاست دنیائی برداشته و مردم مناطق اهل حق را از استثمار خود برهانند.

دوما:روشن نمودن جوانانی که تحقیق نکرده اند و فریب خورده اند و کسانی که به این مسلک در آمده اند بدانند که این مسلک چیست؟

سوما:مراجعه دادن افراد پیر و کهنسال به طریق ابراهیمی و همان اسلام ناب و خدا پرستی.(ورجعوا الی انفسهم)

چهارما: زدودن غبار مظلومیت از چهره امیرالمومنین علی علیه السلام تا  عده ای خیال نکنند که غلات در میان پیروان علی علیه السلام جائی دارند.بلکه غلات همیشه مورد طرد و لعن ائمه بوده اند و هیچ گاه در میان شیعه جایگاهی نداشته اند.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/22 و ساعت |

عَن عَلىّ‏عليه السلام، فِى حديثِ الأربعمأة، قَالَ: »وَلا يَعبَثُ الرَّجلُ فِى صَلاتِهِ بِلِحْيَتِهِ، وَلا بِما يَشْغُلُهُ عَن صَلاتِهِ. بادِرُوا بِعَمَلِ الخَيرِ، قَبلَ أَن تَشغَلُوا عَنْهُ بِغَيرِهِ؛ ليَكُن كُلُّ كَلامِكَ ذِكْرَ اللَّهِ. الصَّلاةُ قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ لِيَخْشَعَ الرَّجُلُ فِى صَلاتِهِ؛ فَإنّ مَنْ خَشَعَ قَلْبُهُ للَّهِ عَزّوَجَلّ، خَشَعَتْ جَوارِحُهُ، فَلا تَعْبَثُ بِشى‏ءٍ.

 حضرت على‏عليه السلام در حديث » اربعمأة« فرمودند : مرد در نماز با ريش خود بازى نكند همچنين به چيزى كه او را از توجه به نماز باز مى‏دارد سرگرم نشود.

 پيش از آن كه از كار خير به كارهاى ديگر مشغول شويد، به كار خير )نماز( بشتابيد؛ ليكن بايد تمام سخن تو ياد خدا )نماز و دعا( باشد.

 نماز وسيله نزديكى به خداى براى هر پرهيزگارى است، انسان بايد در نماز فروتنى )واظهار عجز) كند؛ كسى كه قلب او براى خداى عزوجل فروتن شد اعضاى او نيز خاشع مى‏گردد، لذا پس از اين )ديگر( با چيزى بازى نمى‏كند.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/22 و ساعت |

برخي از سران اهل اعلام مي كنند كه ما نماز را قبول داريم اما عادت كرده ايم كه نماز نخوانيم.واقعا ترك اين عادت نياز به كار فرهنگي وسيع دارد و چه زيباست وقتي كه جوانان اهل حق پيشرو در اين كار شده اند و اين عادت را كه هرگز خوشايند پيشوايان دين نيست از بين ببرند.

آهنگ اذان صداي دعوت الهي است كه براي انسانها به زمين مي آيد تا همگان به تقديس حضرت حق بپردازند.اميرالمومنين علي عليه السلام وقتي صداي اذان را شنيد بدنش به لرززه مي افتاد به حضرت مي گفتند تو را چه شده است اي امير المومنين(ع):

مي فرمود وقت امانتي رسيده است كه آسمانها زمين و كوهها از تحمل آن عاجز بوده اند و از پذيرش آن امتناع ورزيده اند مگر مي شود كسي قلبش مالامال از خدا باشد و دعوت الهي را لبيك نگويد.

چرا به بهانه يك عادت بايد نداي الهي را گوش نكنيم.چرا؟مگر مي شود به صرف عادت بودن مساله اي امري مهم را كنار گذاشت.نماز براي شستشوي من و تو آمده است براي اينكه ما را از منجلاب دنياي فاني به راهي هموار رهنمون سازد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/22 و ساعت |

بسم الله

با سلام

باز هم ادرس اينترنتي وبلاگ اهل حق و آئين ياري فيلتر شد تا برگي زرين از برگهاي زندگي و نمايندگي يك نماينده(جيره خوار رهبران اهل حق) رقم بزند.

باز بعد از انتقاد از اين نماينده به اصطلاح اصولگرا آدرس وبلاگ من فيلتر شد تا دوباره خوشحالي را در اين ماه محرم بر لبان يزيديان ببينيم. اميدوارم هيچ گاه خدا از سر تقصيرات اين افراد نگذرد تا در قيامت به مجازات الهي گرفتار شوند.

حال كه اينگونه خواستيد بگذار تا بگويم هر آنچه را كه نگفته ام و .....

بخشدار مركزي شهر تازه تاسيس اهل حق كرند غرب يا همان دالاهو تحت حمايت آقاي دكتر فلاحت پيشه بر پست خود باقي مانده است تا يكي از طرفداران و فاميلهاي نسبي نصر الدين حيدري(رهبر اهل حق منطقه كرمانشاه) در دستگاه خطير وزارت كشور قرار داشته باشد.

او نامش فتاحيان است خواهر زاده زن نصر الدين حيدري است.ظاهري بسيار فريبنده براي خود درست كرده است و همگان مي دانند كه او اهل حق و از وابستگان نسبي رهبر اهل حق است. راستي جناب آقاي فلاحت پيشه راي جمع كردن به چه قيمتي به قيمت فروختن خون شهدا و واگذاري پستهاي حساس به افراد نالايق

چرا براي يكبار هم كه شده فكر نمي كنيد كه ممكن است در قيامت يقه شما را بچسبند. راستي جناب آقاي فلاحت پيشه به مردم بگوئيد كه رئيس كميته امداد چه نسبتي با شما دارند!

به ما بگوئيد كه روساي آموزش و پرورش گهواره و اسلام آباد و .....چه نسبيتي با شما دارند.برادر خانم شما كيست و...........

چرا اينقدر به دنبال قبيله گرائي هستيد. تا بحال يكبار به خود اجازه داده اي كه با مردم رو راست باشي و بگوئي كه چه كارهاي براي مردم كرده اي. در سايت اسلام آباد غرب ديديد كه مردم براي شما چه نوشته اند آيا وقت آن نرسيده است كه كمي به خود بيائيد و تجديد نظر بنمائيد!؟

اينبار به شما هشدار مي دهم كه اگر باز هم وبلاگ من بسته شود آنچه را كه نبايد مي نوشتم مي نويسم تا براي همگان روشن شود كه شما كه هستيد و چه كارهايي كرده ايد اسم افراد را خواهم برد تا بدانيد كه نمي شود سر مردم را كلاه گذاشت.

يا علي مددي

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/22 و ساعت |

يكي از اعضاء ارشد جبهه متحد اصولگرايان استان كرمانشاه در تماس با سايت اسلام آباد نيوز ضمن اعلام مطلب فوق بيان كرد كه روند تعيين نامزد اصولگرايان درانتخابات مجلس هشتم در حوزه هاي انتخابيه به عهده جبهه متحد اصولگرايان درحوزه هاي انتخابيه بوده و هر نامزدي توسط شوراهاي حوزه انتخابيه با اكثريت آراء انتخاب وبه عنوان نامزدانتخاباتي جبهه متحداصولگرايان به شوراي مركزي جبهه متحداصولگرايان كشورمعرفي مي گردد و جبهه متحد اصولگرايان كشور هم طبق نظراستان و شهرستان اقدام خواهدنمود. لازم به ذكراست دربررسي هاي بعمل آمده اين شورانامي ازآقاي فلاحت پيشه نبوده وايشان جزء افراد مورد بررسي و موردنظر جبهه متحداصولگرايان استان كرمانشاه شهرستان نبوده است.
گفتنی است که کاندیدای اصلی اصولگرایان در این شهرستان ماشالله حاتمی دبیرجبهه متحد اصولگرایان استان کرمانشاه می باشد .

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

در جم خانه بايد كلاه يا دستمال بر سر بگذارند و بندي بر كمر ببندند و دو زانو بر زمين نشسته و تكيه بر ديوار نكنند و سخن نگويند اول سيد آنها شروع به ذكر  نموده و يك نفر كلام خوان كتاب كردي خوانده و مدت سه ربع ساعت ذكر  ادامه دارد.

بعد لگن آورده و دستها را مي شويند اما خشك نمي كنند و بعد پلو كه با گوشت قرباني همراه است و پر از چربي و روغن است.

از سيد شروع مي كنند و بين حاضرين غذا را تقسيم مي كنند و در ضمن غذا آب مصرف نمي كنند.بعد مقداري از غذا را براي ديگران به درب منزل مي برند. بعد دستها را مي شويند بعد آب مي خورند بعد به مقدار هر يك يك نقل يا قند داده با خود مي برند بعد پير دعاکردی  را خوانده و ختم جلسه اعلام مي گردد.

غير از اهل حق كسي حق ورود به اين مجالس را ندارد.

(البته در بين برخي طايفه ها افراد را هم راه مي دهند)

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |
غدیر ای باده گردان ولایت رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد ز محراب سماوات به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیاء ساغر گرفتند شراب از ساقی کوثر گرفتند

علی ساقی رندان بلاکش بده جامی که می سوزم در آتش

مرا آیینۀ صدق وصفا کن تجلی گاه نور مصطفی کن

شعر كامل مرحوم آغاسي را در ادامه مطلب ببينيد


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

نفس راحتي مي كشم و شروع مي كنم به شكر خدا، شكرا لله كه مردم ما هوشيار هستند و در صحنه هاي سياسي و اجتماعي خود بهترين تصميم گيرنده هستند. كار براي خدا خستگي ندارد من براي او نوشتم اما حال كه مي بينم بالاخره اين تذكرات و اين انتقادات از فلاحت پيشه ثمر داده است اين راه را بيش از پيش پيگيري مي كنم و اميدوارم اين دوره نماينده اي از جنس مردم براي خدمت به اسلام آباد غرب و دالاهو و مردم این شهرها انتخاب شود.

جناب آقاي دكتر فلاحت پيشه از جمله افرادي است كه قبل از فرا رسيدن دوره بعدي انتخابات به تكاپويي در راستاي جمع كردن آرا افتاده است. اين تكاپوها زماني اتفاق افتاد كه جمعيت اصولگراي اسلام آباد غرب عدم حمايت از ايشان را اعلام نمودند.

يكي از كارهائي كه ايشان در اين زمان براي جمع كردن آرا مردم انتخاب نموده اند ديدار با افراد و رسانه ها و روحانيون و ......است كه مي توانند در جريان انتخابات اثرگذار باشند.(قابل توجه ناظرين بر انتخابات)

 

اخيرا ايشان با يكي از سايتهاي اسلام آباد غرب مصاحبه اي داشته اند كه تا كنون از طرف ايشان بي سابقه بوده است. بعد از به روز شدن اين مصاحبه افراد زيادي موضع گيري نموده اند اما آنچه مهم است نظرات و افكار عموم مردم درباره ايشان مي باشد كه به سمع شما مي رسانم:

 

نظرات كاربران به صورت اختصار:

 

گمنام:

آقاي دكتر مگر بجز قبيله گرائي و باند بازي كار ديگري كرده است.در مورد دانشگاه آزاد هم بايد بگويم كه دولت ظرفيت دانشگاهها را بالا برده است و اصلا ظرفيت دانشگاه آزاد اسلام آباد ربطي به ايشان ندارد.

علي:

اين فلاحت پيشه .............( به علت بي ادبي حذف شد) بيش نيست. ظاهرا گردانندگان اين سايت و فلاحت پيشه و آموزش و پرورش اسلام آباد غرب متوجه غزل خداحافظي شده اند.(و من اضافه می کنم آموزش و پرورش گهواره)

شاغلام:

تازگي ها ميگن صيد نصر الدين حيدري آراء مردم اون طرف رو به مزايده گذاشته و حاتمي برنده شده است.

حزب الله:

اسلام اباد نيوز نمي دانيد منافقين بدتر از كفارند و شما نيز مانند ارباب بزرگت ......

فيبا ا:

خدا  وكيلي به اين فلاحت پيشه بگوئيد چه كار مثبتي براي بيكاري كرده است جز اينكه فك و فاميلهاي خودش را سر كار برده است. از او بپرسيد چگونه و از كجا كارخانه كاشي زده است.(اقاي فلاحت پيشه تو كه قبلا مقاله نويس رسالت بودي؟چه شد؟يكدفعه پودار شدي؟)

چگوارا:

مي خواستم بگم شما به اسم اسلام اباد و براي اسلام آباد فعاليت مي كنيد پس لطفا اين تريبون را در اختيار آقاي فلاحت پيشه قرار ندهيد.معلوم نيست اين بار ايشان چگونه پستها را بين بستگان خود تقسيم مي كند.در حال حاضر بزرگترين دستاورد ايشان تجديد حيات تعصبات قومي بوده است.

ت.م:

فلاحت پيشه:خوب بود به جاي دروغ هاي گنده كمي با مردم رو راست مي بودي.

اميد:

من خيلي به ايشون دل بسته بودم ولي با اين مصاحبه ساختگي ...براي خودم متاسف شدم كه هوادار ايشون بودم.

حسين:

فلاحت پيشه چگونه به خودتان اجازه مي دهيد كه منطقه اقتصادي و آموزشكده فني و دانشگاه آزاد و گازرساني را كه در زمان مجلس پنجم تصويب شده به خودتان نسبت دهيد.

آرزو.م:

آقاي فلاحت پيشه بيشتر از اينكه در فكر مردم باشند در فكر تحقق شعار:

سياه سياه خودمون                                                                          

غريبه نياد داخلمون

علي:

آقاي نماينده دروغ كافي است ............ انتخابات آينده همه چيز روشن خواهد شد ناراحت نباشيد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

به دنبال قتل امام جمعه سابق هشتگرد از سوي افراد ناشناس ، ردپاي 3 مجرم که از سوي شاهدان عيني در صحنه قتل مشاهده شده اند، در اين جنايت به دست آمد.

به دنبال قتل حجت الاسلام صبائي امام جمعه سابق هشتگرد که در مجاورت بوستان بعثت اين شهر با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيد، پرونده اي در اين ارتباط تشکيل شد و تيمهاي ويژه پليس آگاهي جستجوي گسترده خود را براي دستگيري 3نفر که با 2 دستگاه موتورسيکلت از محل جنايت متواري شده اند، آغاز کرده است.
به دنبال وقوع اين جنايت روز گذشته حجت الاسلام غلامرضا نيشابوري ، امام جمعه هشتگرد گفت : مرحوم صبائي از سال 60 تا اواخر سال 74 به مدت 15 سال امام جمعه شهرستان هشتگرد بود و در مدت حضور خود منشاء خدمات زيادي در اين شهرستان بوده که اين موضوع موجب احترام فراوان اقشار مختلف نسبت به ايشان بوده است.
امام جمعه هشتگرد افزود: ايشان مخالف سرسخت فرقه ها و گروههاي انحرافي(مکتب نور علی الهی) بود و در حال حاضر اين فرضيه وجود دارد که ايشان از سوي فرقه هاي انحرافي به قتل رسيده باشد که موضوع در حال تحقيق و پيگيري است و به عنوان امام جمعه از مسوولان انتظامي و قضايي خواستار پيگيري و دستگيري عاملان اين جنايت شده ام.
حجت الاسلام نيشابوري تصريح کرد: اين حادثه موجب جريحه دار شدن احساسات عمومي مردم منطقه شده و همان گونه که در مراسم تشييع جنازه ايشان عنوان کردم ، از ديدگاه من اين جنايت به قصد ايجاد ناآرامي صورت گرفته است ، زيرا افراد منحرف با هدف آسيب زدن به وحدت ، اقدام به حملات اين چنيني مي کنند تا بذر نفاق پاشيده و سوءاستفاده کنند. امام جمعه هشتگرد تصريح کرد: عاملان قتل مرحوم صبائي، افراد تحريک شده اي هستند که با هدف ايجاد ناآرامي در منطقه مرتکب اين جنايت شده اند و مردم شريف شهرستان بايد با حفظ هوشياري ، انسجام و وحدت ، مانع از رسيدن دشمنان به اهداف شوم خود شوند

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

تحليل‌ جادو از مرحوم ميرزا جواد تبريزي(ره)

در اينجا تحليل‌ مولف‌ ارشاد الطالب‌ را در اين‌ باره‌ مي‌آوريم‌:

«بنابراين‌ كه‌ سحر في‌ الجمله‌ واقعيت‌ داشته‌ باشد، فرق‌ بين‌ معجزه‌ و سحر چيست‌؟ در مواردي‌ كه‌ گفته‌ شد سحر حقيقت‌ دارد تحقق‌ و به‌ وقوع‌ پيوستن‌ چيزي‌ به ‌سببي‌ مخفي‌ است‌ به‌ طوري‌ كه‌ اكثر مردم‌ غير متخصص‌ آن‌ را درك‌ نمي‌كنند و اين‌ به‌خلاف‌ معجزه‌ است‌ كه‌ در آن‌ تحقق‌ چيزي‌ است‌ بدون‌ سبب‌ عادي‌ مانند اراده‌.»

پس‌ اذن‌ الله را در معجزاتي‌ مانند «اذ تخرج‌ الموتي‌ باذني‌» را نظير اذن‌ در «ما قطعتم‌ من‌ لينة‌ او تركتموها علي‌ اصولها باذني‌...» دانسته‌ كه‌ هر دو اذن‌ تكويني‌ به‌ معناي‌ سلطنت‌ دادن‌ به‌ آنها است‌ مي‌داند و مي‌افزايد:

«حيث‌ لا معني‌ للاباحه‌ و الترخيص‌ الشرعي‌ في‌ مثل‌ المقام‌» از آنجا كه‌ اباحه‌ و ترخيص‌ شرعي‌ در اين‌ مقام‌ (آيه‌ دوم‌ ) معنا ندارد. پس‌ ايشان‌ معجزه‌ را داراي‌ سبب‌ غير عادي‌ كه‌ خاصيتي‌ خاص‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ اراده‌ انبياء داده‌ است‌، معني‌ مي‌كند. ولي‌ در سحر سبب‌ و علت‌ عادي‌ وليكن‌ مخفي‌ و پوشيده‌ است‌ .

آيا معتبر در تحقق‌ عنوان‌ سحر يا حرام‌ بودن‌ آن‌، ضرر رساندن‌ به‌ نفس‌ خود يا به‌ ديگري‌ است‌ يا اينكه‌ مطلقاً حرام‌ است‌ و لو آنكه‌ ضرر نداشته‌ باشد؟

ظاهر آيات‌ وارد شده‌ در قضيه‌ هاروت‌ و ماروت‌، سحر موردي‌ است‌ كه‌ ضررداشته‌ باشد وليكن‌ اين‌ آيات‌ دلالت‌ بر جواز سحر نافع‌ ندارد و بعضي‌ از روايات‌ سحرعام‌ هستند و مضر و غير مضر را شامل‌ مي‌شود مانند اين‌ روايت‌ موثقه‌:

- اسحاق‌ بن‌ عمار، عن‌ جعفر، عن‌ ابيه‌ ان‌ّ علياً كان‌ يقول‌: «من‌ تعلّم‌ شياً من‌ السّحر كان‌ آخر عهده‌ بربّه‌ و حدّه‌ القتل‌ الّا اَن‌ يتوب‌.»

امام‌ علي‌ (ع‌) مي‌فرمود:

«هر كس‌ چيزي‌ از سحر را ياد بگيرد آخرين‌ عهد او با خداست‌ و حد او قتل‌ است‌»

و سپس‌ مي‌افزايد: چيزي‌ كه‌ اطلاق‌ سحر را در اين‌ روايت‌ از بين‌ ببرد وجود ندارد و روايت‌ مرسله‌ هاشم‌ بن‌ ابراهيم‌ اگر چه‌ سحر نافع‌ را جايز مي‌داند ولي‌ چون‌ مرسله‌است‌ قابل‌ اعتماد نيست‌. آن‌ روايت‌ چنين‌ است‌:

- علي‌ بن‌ ابراهيم‌، عن‌ ابيه‌، عن‌ شيخ‌ من‌ اصحابنا الكوفيين‌ قال‌: «دخل‌ عيسي‌ بن ‌ثقفي‌ علي‌ ابي‌ عبدالله‌ (ع‌) و كان‌ ساحراً ياتيه‌ الناس‌.»

عيسي‌ بن‌ ثقفي‌ نزد امام‌ صادق‌ (ع‌) آمد، او ساحري‌ بود كه‌ سحر مي‌كرد و پول‌ مي‌گرفت‌ و گفت‌ فدايت‌ شوم‌ من‌ مردي‌ ساحرم‌ و اجر مي‌گرفتم‌ و معاشم‌ بود ...خداوند به‌ ديدار شما بر من‌ منت‌ گذاشت‌ و توبه‌ كردم‌ آيا راهي‌ براي‌ من‌ از جهت‌ توبه ‌و يا از جهت‌ جواز هست‌؟

حضرت‌ فرمود: باز كن‌ و ببند.

پس‌ اين‌ روايت‌ خاص‌ نمي‌تواند روايت‌ عام‌ قبلي‌ را تخصيص‌ بزند. زيرا مرسله‌است‌.

مؤلف‌ ارشادالطالب‌ ... در پايان‌ مي‌فرمايد: صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ بگوييم‌ كه‌ هرعملي‌ كه‌ محرز شود سحر است‌ يادگيري‌ و ياد دادن‌ و عمل‌ به‌ آن‌ حرام‌ است‌، چه‌ ضررداشته‌ باشد و يا ضرر نداشته‌ باشد، اما چيزهايي‌ كه‌ محرز نشود مانند تسخيرات‌ وعزائم‌ اگر مضر (براي‌ خود يا ديگري‌) باشد حرام‌ است‌ و الّا فقط‌ به‌ خاطر آمدن‌ نام‌ آنهادر روايت‌ سحر، اثبات‌ سحر نمي‌كند مخصوصاً كه‌ سخن‌ چيني‌ را از جمله‌ آن‌ سحرهاشمرده‌اند.

و روايت‌ الاحتجاج‌ در قصه‌ زنديق‌ بيشتر از روايت‌ مرسله‌ قبلي‌ اعتبار ندارد زيرا طريق‌ طبرسي‌ در الاحتجاج‌ مخفي‌ نيست‌ (مرسله‌ است‌)

و سخن‌ شهيدين‌ را از آن‌ لحاظ‌ كه‌ ضرر رساندن‌ به‌ اجنّه‌ و ملائكه‌ در اثر تسخيرايجاد مي‌شود، آن‌ دو آن‌ را سحر شمرده‌اند. و در تسخير حيوانات‌ كه‌ شيخ‌ انصاري‌در المكاسب‌ داخل‌ در سحر مي‌داند (نظير شهيدين‌) چون‌ ضرر براي‌ حيوانات‌ داردمي‌نويسد:

«مجرد تسخير سحر نيست‌ و بنابراين‌ اشكالي‌ ندارد حتي‌ اگر ضرر هم‌ داشته‌ باشدزيرا ضرر به‌ حيوان‌، بيشتر از كتك‌ زدن‌ و سوار شدن‌ و باركشي‌ نيست‌، بلكه‌ دليلي‌ برضرر رساندن‌ به‌ شياطين‌ وجود ندارد (تمام‌ شد سخن‌ مؤلف‌ ارشاد الطالب‌)

 

مدرسي‌ چهاردهي‌ در كتاب‌ خود مي‌نويسد: «بها رهبر بهائيت‌ مدتها شاگرد ميرزا نظر علي‌ جناب‌ از رهبران‌ علي‌ اللّهي‌ براي‌ آموزش‌ جادو بود».

 

نورعلي‌ الهي‌ از رهبران‌ معاصر اهل‌حق‌ّ در كتاب‌ خود مي‌نويسد: «آموختن‌ علوم‌ ماوراء الطبيعة‌ مثل‌ منيتيزم‌ و يا جفر و كف‌بيني‌ و غيره‌ بايد موقع‌ داشته‌ باشد مثلاً خودم‌تا زماني‌ كه‌ در رياضت‌ بودم‌ پدرم‌ اجازه‌ نمي‌داد بعد از چند سال‌ به‌ من‌ اجازه‌ داد... دريك‌ مورد وي‌ گوساله‌ مرده‌اي‌ را جادو مي‌كند. وي‌ زمان‌ اين‌ جادو را قبل‌ از رسيدن‌ به‌مقام‌ تجلي‌ مي‌داند غافل‌ از آنكه‌ ساحر كافر است‌ و كافر به‌ مقام‌ ساختگي‌ تجلي‌نمي‌رسد وي‌ مي‌افزايد:

بهترين‌ جفر مال‌ محمود دهدار است‌. علم‌ جفر رد خور ندارد بعضي‌ها روز و ساعت‌ مرگشان‌ را هم‌ آورده‌اند و درست‌ هم‌ بوده‌ است‌.

امروز افرادي‌ كه‌ در فرق‌ مختلف‌ جهان‌ و دين‌هاي‌ مختلف‌ دسترسي‌ به‌ شعبه‌هايي‌ از اين‌ علوم‌ دارند كم‌ نيستند ولي‌ استفاده‌ از آنها حرام‌ است‌ زيرا مفسده زيادي‌ در بردارد و هيچ‌ گاه‌ انجام‌ آن‌ها دليل‌ بر حق‌ بودن‌ مسلك‌ و روش‌ كسي‌ نمي‌شود. چنانچه‌ درقرآن‌ مجيد جنّي‌ به‌ سليمان‌ پيامبر مي‌گويد من‌ تخت‌ بلقيس‌ را قبل‌ از آنكه‌ از جايت‌برخيزي‌ حاضر مي‌كنم‌. اين‌ اعمال‌ با اعمال‌ اولياي‌ خدا فرق‌ دارد زيرا اولياء خدا تنها دراثر اعمال‌ صالح‌ به‌ قدرت‌ معنوي‌ و كرامت‌ مي‌رسند و علامت‌ آن‌ رعايت‌ مسائل‌ حلال ‌و حرام‌ است‌ و در غير از اولياء مقدماتي‌ دارد. حتّي‌ گاهي‌ ارتكاب‌ بعضي‌ از گناهان‌مقدمة‌ اين‌ علوم‌ نظير تسخير جن‌ّ و غيره‌ مي‌باشد و علامت‌ مهمتر اين‌ افراد خباثت‌درون‌ آنها و پول‌ دوستي‌ مي‌باشد چنانچه‌ جادوگران‌ فرعون‌ براي‌ مقابله‌ با موسي‌تقاضاي‌ پول‌ نمودند. و نيز در يك‌ يا چند رشته‌ بيشتر توانايي‌ انجام‌ چنين‌ اعمالي‌ را ندارند اما پيامبر اسلام‌ معجزات‌ بسياري‌ داشته‌اند كه‌ يكي‌ از آنها همين‌ كتاب‌ قرآن‌ فعلي‌ است‌ كه‌ تقاضاي ‌مقابله‌ با خود براي‌ اثبات‌ حق‌ بودن‌ دارد و تاكنون‌ احدي‌ نتوانسته‌ است‌ سوره‌اي‌ در مقابل‌ آن‌ بدون‌ اشكال‌ بياورد. ولي‌ مشابه‌ كارهاي‌ جادوگران‌ هر جادوگر ديگري ‌مي‌آورد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

در برخی از موارد برخورد می کنیم به افرادی که بعد از نقد تناسخ و بعد از مجاب شدن میگویند که ما اهل حق ها اصلا قائل به تناسخ نیستیم و اعتقاد به تناسخ را انکار می کنند به همین جهت بر آن شدیم تا از دفاتر اهل حق نیم نگاهی به تناسخ داشته باشم تا جائی برای انکار نماند.البته افرادی هستند که در بدو ورود به بحث تناسخ را انکار می کنند و می گویند از عقاید من نیست که این بحث مخاطبش این افراد نیستند:

  

اگر تناسخ‌ يا (دون‌ به‌ دون‌) و به‌ تعبير نورعلي‌ الهي‌ سير تكامل‌ را از مسلك‌ اهل‌حق ّبرداريم‌ چيزي‌ از آن‌ باقي‌ نمي‌ماند، لذا در تمام‌ دفاتر اهل‌حق‌ّ تناسخ‌ نقش‌ عمده‌اي دارد.

در سرانجام دورة‌ هفتوانه‌ سيّد! میراحمد می گوید:

دونادون‌ آمام‌ پي‌ و رو ويره‌. با تناسخ‌ آمدم‌...

در بند -45- سلطان‌ اسحاق‌ مظاهر ياران‌ خود را در دوره‌هاي‌ قبل‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ در کربلا شهید!! شده اند.

و سيد!حبيب‌ شاه‌ دربند -52- گويد:

 دون‌ و دون‌ آمام‌ پي‌ «ورد هور» جامه‌ به‌ جامه‌(تناسخ‌) آمدم‌ به‌ به‌ دنبال‌ ورد هور.

 

و در بند -53- سيد باويسي‌ گويد :

 دون‌ به‌ دون‌ آمدم‌ بدنبال‌ پي‌ ورد نخته‌.

 

در كلام‌ شيخ‌ امير قزوينه‌اي‌ تناسخ‌ بطور خيلي‌ واضح‌ در اشعارش‌ آمده‌ است‌. وي‌خود را فردي‌ كه‌ هزار قالب‌ عوض‌ كرده‌ مي‌داند:

«يا شاه‌ آگاهي‌ هزار دون‌ كردم‌ چني‌ لبدن‌ مار و مور مردم‌»

اي‌ پادشاه‌ آگاهي‌ هزار قالب‌ عوض‌ كردم‌ و چقدر در بدن‌ مار و مور مُردم‌.

 

در بند -98- دفتر خود گويد:

 دون‌ و دون‌ گيلام‌ تاو منزلي‌ تا و سلسله‌ دستگاي‌ كاملي‌.

جامه‌ به‌ جامه‌ (تناسخ‌) آمدم‌ تا در سلسله‌ دستگاه‌ كاملي‌ رسيدم‌.

در دفتر خان ‌الماس‌ لرستاني‌ گويد:

پادشاه‌ به‌ جامه‌ كسي‌ مي‌رود كه‌ شناخته‌ نمي‌شود.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |
صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاكَ كَانّى اَراكَ وَ اَسْعِدْنى بِتَقويكَ وَ لا تُشْقِنى بِمَعْصِيَتِكَ

خدايا چنانم ترسان خودت كن كه گويا مى بينمت و به پرهيزكارى از خويش خوشبختم گردان و به واسطه نافرمانيت بدبختم مكن

وَخِرْلى فى قَضآئِكَ وَبارِكْ لى فى قَدَرِكَ حَتّى لا اءُحِبَّ تَعْجيلَ ما اَخَّرْتَ وَ لا تَاْخيرَ ما عَجَّلْتَ اَللّهُمَّ اجْعَلْ غِناىَ فى نَفْسى وَ الْيَقينَ فى قَلْبى وَ الاِْخْلاصَ فى عَمَلى وَ النُّورَ فى بَصَرى وَ الْبَصيرَةَ فى دينى وَ مَتِّعْنى بِجَوارِحى وَ اجْعَلْ سَمْعى وَبَصَرى اَلْوارِثَيْنِ مِنّى

و در سـرنـوشـت خود خير برايم مقدر كن و مقدراتت را برايم مبارك گردان تا چنان نباشم كه تعجيل آنچه را تـو پـس انـداخته اى بخواهم و نه تاءخير آنچه را تو پيش انداخته اى خدايا قرار ده بى نيازى در نفس من و يقين در دلم و اخلاص در كردارم و روشنى در ديده ام و بينايى در ديـنـم و مـرا از اعـضـا و جوارحم بهره مند كن و گوش و چشم مرا وارث من گردان (كه تا دم مرگ بسلامت باشند)

وَانْصُرْنى عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَ اَرِنى فيهِ ثارى وَ مَـاء رِبى وَ اَقِرَّ بِذلِكَ عَيْنى اَللَّهُمَّ اكْشِفْ كُرْبَتى وَ اسْتُرْ عَوْرَتى وَ اْغْفِرْ لى خَطيَّئَتى وَ اخْسَاءْ شَيْطانى وَ فُكَّ رِهانى ..............

و ياريم ده بر آن كس كه به من ستم كرده و انتقام گيرى مرا و آرزويم را درباره اش به من بنمايان و ديده ام را در اين باره روشن كن خدايا محنتم را برطرف كن و زشتيهايم بپوشان و خطايم بيامرز و شـيـطـان و اهـريـمـنـم را از مـن بران و ذمه ام را از گِرو بِرَهان......

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

در لارستان شیراز بودم تقریبا هفت ماه بود که گوشت نمی خوردم(مانند مرتاضان هندی که برای مدتیها غذائی را نمی خورند) علتش رقت قلبی بود که نسبت به کشتن حیوانات پیدا کرده بودم و ضمنا آنها را کمتر از انسان نمی دانستم(البته نگفت چرا با جهت دهی وی و خواهرش کور او شیخ جانی چرا عده ای از مردم را مانند خلیل عالی نژاد تکه تکه کردند و آتش زدند)

شب خوابی دیدم گوسفندی را ذبح می کنند و همین طور حیوانات دیگر را ذبح می کنند من راه می رفتم و نگاهشان نمی کردم و حالت تاثر داشتم تا بالاخره به بالای سالن رسیدم در آنجا مردی با ریش سفید و لباس درویشی و خرقه پوشیده مرا در آغوش گرفت و خیلی اظهار محبت کرد.

پرسیدم تو کیستی؟ که اینقدر به من محبت داری؟

مگر مرا نمی شناسی من شیطان هستم.

گفتم چرا با لباس درویشی؟

گفت برای اینکه شما از این لباس خوشتان می آید.

با تندی به او گفتم من با تو کاری ندارم.

جواب داد چطور!مگر نمی دانی ما با هم برادریم!!!

آثار الحق ج۱صفحه۶۳۰ گفتار ۱۹۱۹

- نمی دانم چرا افرادی که چیزی در چنته ندارند می خواهند با خواب و خیال خودشان را به مردم قالب کنند!؟

ـ چرا شیطان را تقدیس می کنند؟ معلوم نیست؟ شاید برای اینکه اعمال شیطانی خود را از این راه بتوانند توجیه و مهملی برایش درست کنند!

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |
یک نشریه محلی اسلام آباد غرب که در تهران منتشر می شود از اختلاف شدید اصولگرایان بر سر کاندیدای این شهرستان خبر داد.
اين نشريه در يكي از شماره هاي خود نوشت: با وجود اینکه اصولگرایان بومی کرمانشاه ماشاالله حاتمی دبیر جبهه متحد اصولگرایان استان را بعنوان کاندیدای قطعی خود در شهرستان اسلام آباد غرب برگزیده اند اما سران اصولگرا در تهران از کاندیداتوری دکتر فلاحت پیشه نماینده کنونی این شهرستان حمایت می کنند .
جاي خوشحالي دارد كه مرحله افول دكتر! فلاحت پيشه فرا رسيده است.
خدا را شكر كه بعد از گذشت اين دوره مردم كرمانشاه به اين نتيجه رسيدند كه اين نماينده به درد استان و شهرستان نمي خورد.
چندي پيش هم در صندوق ايميل من خبري را يكي از آخوندهاي اسلام آبادي گذاشته بود و در آن خبر جلسه دكتر! فلاحت پيشه با آخوندهاي كرمانشاهي مقيم قم داشته و در اين جلسه اعلام كرده است كه من معتقدم بايد روي اهل حق ها كار فرهنگي كرد. اينها (اهل حقها) دچار فقر فكري هستند و بايد از اين وضع نجاتشان داد.حتي ايشان براي اين كار فرهنگي حاضر گرديده كه هزينه هائي هم در اختيار آنها قرار دهد.
جالب است بدانيد اين نماينده اصولگراراي خود را بين همين مردمي جمع مي كند كه انها را دچار فقر فكري مي داند.
به اميد روزي كه اين روند رو رشد افول جناب فلاحت پيشه بيش از پيش سرعت گرفته تا اين دوره شاهد حضور ماشا الله حاتمي در حوزه اسلام آباد غرب و كرند غرب(دالاهو)باشيم.
يا علي مددي
+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

من نظر او را بدون دخل و تصرف برای خوانندگان می گذارم:

به نام او
افراد کج رو و باطل که هر کدام بخاطر سود مادی مردم را تکیه کرده و خود را سید خدا میدانند وقتی فردی پیدا شود که نانشان را ببرد آن هم در راه سود مادی خود نه بلکه روشن کردن ذهن مردم سید های باطل ما با آن دشمن می شوند شماها که اسم خود را سید می گذارید بخاطر سود های مادی که قبلا به شما میرسیده و حال بخاطر روشن شدن ذهن مردم آن هم با تعلیمات استاد الهی معلوم است که با او دشمن می شوید خود می گوید دکتر بهرام الهی و ما می گوییم پرفسور بهرام الهی این فرد که به قول خودتان هم استاد معروف ترین دانشگاه های جهان است درک صحیح تر و بهتری در مورد مسائل دنیای مادی دارد یا فردی که در غار خود را پنهان کرده آن هم به اسم خداپرستی و وقتی چشمش به جنس مونث می افتد همه دینداری را فراموش کرده و شروع به کار های خلاف راه حق می کند آنقدر که مبتلا به مرض ایدز شود بعد هم خودش را می کشد تا به قول خود لکه ننگ را از روی خود برداشته و موردی هم به کسی که باعث شوده تا مردم ساده دیگر گول او را نخورند بچسبد ولی کج فکر بود که نمی دانست راه حق همیشه سر افراز و پابرجاست و با این توطئه ها نمی توان به او و خاندانش لطمه ای وارد کند.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |
 

آیه ای در مورد مسیحیانی که عیسی را خدا می پندارند و در حق این پیامبر خدا غلو می کنند:

 

يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا في‏ دينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ.

(يعني اي اهل كتاب در دين خود غلو نکنید و درباره‌ي خدا جز به راستي سخن نگوييد)

 

این آیه هم اهل کتابی را خطاب قرار می دهد که در دین خدا غلو می کنند:

 

قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا في‏ دينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبيلِ.

 

 آیه ای در مورد افرادی که مردم را از راه راست منحرف می کنند(رهبران اهل حق):

 

فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُون.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

در حرم مولانا حسين- سلام پروردگار بر او باد- گروهى از صوفيان را ديدم.

 

همه آنها جز يك تن، نماز مغرب را بجاى آوردند. او نشسته بود و نماز نخواند. پس از مدتى نماز عشاء گزاردند، آن مرد باز هم نماز نخواند. از صوفیان پرسيدم، چرا آن شخص نماز نخواند؟

پاسخ دادند: كسى كه به خدا رسيده است چه نيازش به نماز؟ آيا جايز است كه ميان خود و خداى خويش حجاب قرار دهد؟ گفتم: نه. صوفى گفت:

 

نماز حجاب ميان بنده و خداوند است. اى خردمند! به اين قوم و عقايدشان در باره خداوند بنگر. عبادتشان چنان است و عذر خواهشان از نماز، چنين. با اين همه گمان مى‏برند از ابدالند. به واقع ايشان نادانترين جهالند.

 

 نهج الحق و كشف الصدق-ترجمه كهنسال، ص: 73

برای کتابشناسی این کتاب به ادامه مطلب بروید


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

چون معلوم و آشكار شد آورده هاي نور علي الهي با اديان الهي مطابقت نمي كند و اگر هم تطبيقي هم صورت گرفته براي اغفال مردم بوده است و بدعت محسوب مي شود.حال مي خواهيم سخن علي عليه السلام را در مورد اين چنين فردي بدانيم:

امير المومنين علي عليه السلام در نهج البلاغه مي فرمايد بدعتگذار را اينگونه بشناسيد: كسي كه خدا او را به حال خود واگذارده است، از راه راست منحرف گشته و به سخنان ساختگي و دور از حق و حقيقت خويش دل بسته و با سرعت در راه گمراه ساختن مردم گام بر مي دارد و براي افرادي كه فريبش را بخورند فتنه است وي از طريق هدايت پيشينيان (پدرش نعمت الله جيحون آبادي) گمراه گشته و گمراه سازنده كساني است كه در زندگي و پس از مرگش تابع او شدند(پيروان و مريدان مكتب ضاله نور علي الهي) او بار گناهان كساني را كه گمراه كرده به دوش مي كشد و هماره در گرو گناهان خويش است.

نهج البلاغه خطبه۱۷

ادامه دارد........

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

به سراغ وا‍‍ژه بدعت در كتب لغت مي گرديدم.جالب بود به نتايج خوبي رسيدم كه بد نيست شما هم بدانيد.ابتداي بحث بايد فخر الدين طريحي را بشناسيد او لغت شناس متبحر و معروفي مي باشد كه كتابي به نام مجمع البحرين دارد در اين كتاب لغات گوناگوني وجود دارد اما نكته در اين كتاب اين است كه لغاتي را كه در احاديث و روايات اهل بيت عليهم السلام آمده خوب ترجمه نموده است.بگذريم.....

به سراغ واژه بدعت رفتم در ذيل اين كلمه اينطور نوشته شده بود، بدعت يعني رسم و آئين و باوري كه ريشه در قرآن و سنت ندارد. كه سنت را هم به معناي عام (پيامبر و ائمه) معنا نموده است. نتيجه اينكه هر نو آوردي كه در ناحيه دين توسط شخصي انجام پذيرد او را بدعت و شخص خاطي را بدعت گذار     مي گويند يكي از مصاديق اين بدعتگذاران كه بعد از پيامبر و ائمه بدعت در دين ايجاد كردند فتح الله جيحون آبادي معروف و مشهور به نور علي الهي است. بهترين نشانه بر اينكه اين شخص بدعتگذار است اين است كه او در كتاب خود موضوعي به نام دين ابداعي را مطرح نموده است. تفكرات نور علي الهي بنابر اعتقاد خيلي ها بالاتر از بدعت است.چرا كه نه تنها ايشان چيزي من در آوردي را به دين چسبانده بلكه ايشان خيلي از حرفهايش هم خلاف دين است يعني قدمي بالاتر از بدعتگذار گذاشته است.

بدعتگذار آنچه كه در دين نبوده به دين ميچسباند بدن اينكه تعاضي با اصل مباحث ديني داشته باشد اما استاد الهي ! پا را فراتر از اين گذاشته و نه تنها نور آوري در دين نموده بلكه بر خلاف مسلمات دين هم چيزهائي ساخته است.

در مورد بدعتگذاراني چون نور علي الهي روايات جالبي از امير مومنان علي عليه السلام ديدم كه در  پست بعدي مي توانيد ببينيد. تازه اين روايت مربوط به بدعتگذاران است، نور علي الهي كه.....

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

از نظر اسلام هركار خير و مفيدي كه با انگيزه پاك خدايي توأم باشد عبادت است، ‌از اينرو درس خواندن، كار و كسب و فعاليت اجتماعي داشتن، اگر لله و في الله باشد عبادت است. با وجود اين پاره اي از تعاليم اسلام همچون، نماز، روزه، مناجات و دعا و ... هستند كه فقط به منظور عبادت وضع شده اند.

اما عبادت اميرالمؤمنين :

علي (ع) شخصيتي است كه ميدانهاي جنگ را مي آرايد، ميدانهاي سياست را مي آرايد، نزديك به پنج سال بر بزرگ ترين كشورهاي آن رزو دنيا حكومت مي كند، ولي با آن همه كار و مشغله كه همه وقت انسان را به خودش مشغول مي كند عبادتي در بالاترين حد ممكن دارد. در چنين مواردي انسانهاي يك بْعدي مي گويند: در راه خدا كار مي كنيم و كارمان براي خداست پس دعا و عبادت ما همين كار ماست ولي علي (ع) اين كارها را دارد و در بسياري از شبها هزار ركعت نماز هم مي خواند. زمان پيامبر (ص) او يك جوان انقلابي و همه كاره در ميدانهاي مختلف است. هميشه مشغول است و وقت خالي ندارد. اما همان روزها وقتي نشستند و گفتند در بين اصحاب، عبادت چه كسي از همه بيشتر است؟ ابودرداء گفت:‌علي (ع). گفتند: چطور؟ نمونه و مثال آورد و همه را قانع نمود. زمان خلافت هم باز بيشترين عبادت را دارد، بطوريكه امام چهارم كه خود زين العابدين و سيد الساجدين است در مورد عبادت ايشان فرمود:

            و من يطيق هذا؟                          چه كسي طاقت چنين اعمالي را دارد؟

در اين مجال اندك به ذكر چند نكته پيرامون عبادت از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) اكتفا مي كنيم:

1- توجه كامل به انجام واجبات توأم با تمركز و حضور قلب

در هنگاميكه جنگ صفين و در ليله الحرير، در بحبوحه جنگ، هنگام اداي نماز،‌ بين دو صف جايي براي حضرت علي (ع) مهيا شد تا نماز بخوانند، آن حضرت در حاليكه تيرها از طرفين وي عبور مي كرد و بر زمين فرود مي آمد، بدون هيچ تزلزلي به نماز مشغول شد. چرا كه از ديدگاه اميرالمؤمنين ، اهميت هيچ عبادتي مانند اداي واجبات نمي باشد. لذا مي فرمايد:

((لا عباده كاداء الفرائض))

و بواسطه همين تمركز و توجه كامل به اداي فرائض است كه بهترين زمان براي در آوردن تير از پاي حضرت را زمان مشغول بودن ايشان به نماز مي دانند. چرا كه در آنحال هيچ توجهي به غير خدا ندارد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

مبحث دوم : دردسر محی الدین برای سران تصوف

محی الدین برای قطب شدن شرایطی را قرار داد که هم اکنون از رونق افتاده است.شاید یکی از علل افول مکتب محی الدین در همین مساله باشد.محی الدین معروف به ابن عربی برای هر قطب صوفی شرایطی معین نمود و گفت که قطب باید فلسفه ارسطوئی را بداند و نبوغ در این داشته باشد که آن را با اصطلاحات صوفیه در هم بیامیزد.لذا هم اکنون که مشاهده می کنیم اقطاب صوفیه بیشتر به سیاسی کاری مشغول هستند تا علم و فلسفه و ..... می توان گفت که این شرط محی الدین در هیچ کجا رعایت نگردیده و بلکه ......

اگر بنا بود قطب صوفی فلسفه ارسطوئی بداند و هم نبوغ آمیختن با اصطلاحات تصوف را داشته باشد و هم بتواند تبینات پیچ در پیچ و پر از اعوجاج محی الدین را توضیح دهد دیگر فایده ای برای این قطب بودن باقی نمی ماند و هر شغل دیگری بهتر و آسوده تر از این سمت بود.

ادامه دارد.....

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

امام مهدی(عج):

ما ارغم انف الشيطان بشي ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشيطان

هيچ چيز مثل نماز بينی شيطان را به خاک نمي مالد و او را خوار نمي کند، پس نماز بخوان و بينی  شيطان را به خاک بمال .

 

پيامبر (ص):

لا يزال الشيطان يرعب من بنی ادم حافظ علی الصلوات الخمس فاذا ضيعهن تجرء عليه و اوقعه فی  العظائم

شيطان پيوسته از فرزندان آدم در وحشت و هراس است تا آنگاه که نمازهايش را به دقت و با شرايط و آداب مي خواند. پس اگر نماز را ضايع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نياورد)، شيطان بر او چيره مي شود و او را در گناهان کبيره مي اندازد و وی را گرفتارمي کند.

 

 

امام علی(ع):

الصلوة حصن الرحمن و مدحرة الشيطان

نماز قلعه خدای بسيار مهربان ، و وسيله ای برای دور کردن شيطان است .

 

 

امام علی(ع): 

اذا قام الرجل الی الصلاة اقبل اليه ابليس ينظر اليه حسدا لما يری من رحمة الله التی  تغشاء

هنگامی که کسی به نماز برمي خيزد، شيطان مي آيد و به نظر حسادت به او نگاه مي کند، زيرا مي بيند که رحمت خدا او را فرا گرفته است .

 

 

پيامبر (ص):

الصلوة تسود وجه الشيطان

نماز چهره شيطان را سياه مي کند.

 

 

امام علی(ع): 

الصلوة حصن من سطوات الشيطان

نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شيطان نگاه مي دارد.

 

 

امام صادق(ع):

ان ملک الموت يدفع الشيطان عن المحافظ علی الصلاة و يلقنه شهادة ان لا اله الله و ان محمدا رسول الله فی تلک الحالة العظمية

همانا "ملک الموت " شيطان را در دم مرگ از کسی که حافظ نماز است ، دور مي کند و شهادت بر وحدانيت خدا و رسالت رسول خدا (ص) رادر هنگام هولناک مرگ به او تلقين مي کند توفيق شهادتين پيدا مي کند.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

من مهدی هستم از انگلستان مزاحم خوانندگان عزیز می شوم . باید با تاسف عرض کنم جناب آقای عالی نژاد طبق گفته یکی از پزشگان مقیم سوئد که در انگلستان ملاقاتش کردم به بیماری ایدز مبتلا بود طوری که بنا به دلائلی سیاسی از پلیس این کشور خواسته شده بود که نتایج تحقیقات را در مورد نحوه مرگ یا خودکشی عالی نژاد باز گو نشود تا لطمه ای به دین اهل حق وارد نیاید. بنده نیز با توجه به علاقه ای که به این خواننده داشتم شوک زده شدم و خواستم دوستانی نیز از این خبر اطلاع یابند.    با تشکر .

 

علی:

باعرض سلام
بسیار خورسندم که کوس رسوایی فرعون های این دوره زده شده است . اگرچه برای من در سال هفتاد وچهار ضاله بودن فرقه آتش بیگی آشکار شد در ان زمان نامه ای سر گشاده به آقایان مشعشعی نوشتم و خواستار بیان حقایق شدم و از سوی آقای حبیبی که الان در دادگاه حق معذب است به کمونیست بودن محکوم شدم. امیدوارم آنانکه دنبال حقیقت هستند تعصب را کنارگذاشته و باگوش جان نظرات دیگران گوش دهند تا راه حق را از راه شیطان تمیز دهند. آرزوی موفقیت برای شما دارم.

باتشکر
بیانیه اقای مشعشعی که پیروانش او را خدا یا صاحب الامر میدانند .با کمی دقت مطالعه کنید .ایشان از خطا واشتباه خود در ساخت مرقد خان آتش ابراز تاسف کردند و این خود نمایانگر آن است که ایشان نه خدا هستند و نه امام زمان (خدا و امام زمانی که اشتباه کند به درد سر جالیز می خورد )چون فاقد مرتبه عصمت می باشند که از شروط امامت می باشد.
آنرا که کس است یک حرف بس است .

 

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

نظر يكي از برادران يارسان در سايت يارسان

با سلام
در خبر ها آمده بود که سید عدنان و سید جمال بعنوان بزرگان عشیره کاکه ای - یارسان- ادعای آزادی صابر دوری را دارند و با جعل رهبریت یارسان سعی در القاء این موضوع دارند. در پشت پرده ی این ادعا کیست و چیست بماند . ولی :
این محترمین که اینجانب نیز یکی از این عزیزان را ملاقات کرده ام با همان لباده و سربند عربی داعیه رهبریت و بزرگی طایفه ی یارسان را دارند . زهی خیالی باطل.
تا بحال این آقایان کجا بودند؟ و در بمبارانهای شیمیایی زرده و تنگ بلیین و بابایادگار و صید محمد و .. کجا بودند و داعیه اینچنینی در دفاع از مردم هم کیش و همفکر خود ننمودند . مگر ایشان سرسپرده شاه ابراهیم نمی باشند و نباید از سر دادن در این راه نیز واهمه و ترسی نداشتند ؟ حال چه سیاسی کاریی در کار است که ادعای تبار و خادندان و شرافتمند بودن و بیگناهی دوری را دارند؟
آیا درخواست چنین ادعایی با نام و تیتر کاکه ای و یارسان ، ترفندی جدید و سیاسی کاریی ناشیانه نیست ؟ آیا ایشان ظلم و زور و تجاوز و ... ارتش بعثی را در صيد جلیل و صید ایاز و سایر بخش های یارسان نشین قصر و سرپل ذهاب و گیلان غرب نمی دانند ؟ ( اگر هم مناطق خانقین و کرکوک و تل عفر و .... و سایر شهرهای کرد نشین -چه یارسانی و چه شیعه و چه تسنن- را که حتمآ اطلاع دارند و دیده اند. که جای زهی تاسف .
از دوستان عزیز انتظار میرود در این مورد واکنش نشان داده و اعتراضات خود را در رابطه با عدم صحت مرجعیت این آقایان و چنین ادعایی اعلام دارند . هرچند ایشان زعامت بر قوم و عشیره خویش داشته باشند دلیلی برای نه چنین ادعایی و نه استفاده ابزاری از یارسان برای چنین مقاصدی را نخواهند داشت.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

فرقه‌هایی که در ایران فعال هستند .........(یکی)فرقه اهل حق هست، فرقه مکتب است که از انشعابات فرقه اهل حق است. اهل حق‌هایی که الان داریم مثلاً در کردستان یا کرمانشاه فرقه مکتب را قبول ندارند و می گویند این فرقه انحراف پیدا کرده و واقعاً هم فرقه مکتب انحرافات خیلی جدی دارد و این‌ها را باید سر فرصت مخصوصاً دوستانی که کلام کار می کنند باید خوب بشناسند. الان فرقه مکتب که رئیس فرقه شان دکتر بهرام الهی است _ پسر نور علی الهی که در فرانسه حضور دارند کتاب‌هایی دارد که رو به رو دانشگاه تهران انتشارات جیهون کتاب هایش را چاپ می کند و منتشر می کند. کتاب های متعددی مثل راه کمال که الان دست جوانان هست.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

 

ـ اكبر:

متاسفانه چند دوره است سید!نصرالدین گوران با شگردهای مختلفی توسط واسطه هایش به طور کاذبی خود را موثر در انتخابابات جلوه میدهد در حالیکه مردم دیگر پول میشناسند نه نظر سید نصرالدین.این دکانی است که باید تخته شود ولی تا ابله در جهان است مفلس در نمی ماند استاندار که نماینده حکومت است باید خود از این هرج ومرج های کاذب جلوگیری کند نه خود به طور ساده لوحانه ای تقویت کند.باید توجه داشت سید! نصرالدین تا لحظات آخر هر انتخاباتی نظر خودرا اعلام نمی کند او می نشيند ببیند چه كسي رای میاورد و وضعش از دیگر رقبا بهتر است بعد نظر خود را میدهد بعد از انتخابات نیز واسطه های او به دروغ و تزویر چنان شايعه ای ایجاد می کنند چون "آقا" از فلان کس حمایت کرد رای آورد.به همین سادگی

ـ علي:

خاک بر سر نماینده ای که حامیش از سران این فرقه باشد.

يا علي مددي

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

اخبار رسیده به کرمانشاه نیوز حاکیست که اخیرا استاندار کرمانشاه رایزنی هایی را با سید!نصرالدین حیدری پیشوای جامعه اهل حق کرمانشاه در مورد لزوم حمایت وی از برخی کاندیداهای اصولگرا در انتخابات آتی مجلس صورت داده است و گفته می شود دیداری حضوری نیز بین این دو صورت گرفته است.

منبع خبر:کرمانشاه نیوز

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

در مورد تاریخچه اهل حق به صورت مکتوب اطلاعاتی در دسترس نیست و فقط در کتب مربوط به قرون نهم ودهم (ه - ق) به بعد اطلاعاتی یافت می شود .‍‍ اما با تو جه به اعتقادات اهل حق مبنا و پیدایش ‍ان به قبل از افرینش و زمان الست (قالو الست بربکم ) بر می گردد

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

روشن است از اول قرآن تا آخر قرآن چقدر توصیف نماز گزاران وامر به آن و... وحتی سخن بی نمازان پس از دخول جهنم ذکر شده / روایات اهلبیت (ع) نیز در همان وسائل الشیعه وغیره در حد یا فوق تواتر است و حتی فرموده اند: اگر کسی به نماز بی اعتنائی یا سستی نماید مورد شفاعت ما قرار نخواهد گرفت و نماز را جای خود واجب فرموده همانطور که کردار نیک و نیاز و احسان به بندگان را مستحب و در وقت ضرورت در جای خود واجب فرموده و بهر دو امر نموده اند مثلاً در همان آیات سخن بی نمازان در جهنم چنین است:« از مجرمان سؤال میکنند: چه چیز شما را در سقر آورد؟ خواهند گفت: ما از نمازگزاران نبودیم وبه مسکین ومستمند اطعام نمیکردیم (سوره مدثّر آیه 44ـ42) پس صریح این آیات این است که هم نماز و هم نیاز و هیچکدام بجای دیگری قرار نخواهد گرفت. نیز سراسر قرآن و فرمایشات پیغمبر اکرم (ص) و امامان از جمله حضرت علی (ع) هم دستور به کردار نیک و هم نماز است، در نتیجه هرگونه دعوی که مثلاً خود حضرت علی فرموده شما بجای نماز کردار نیک آورید نقیض و برخلاف همه قرآن و فرموده های ایشان است و کافیست وصیتنامه حضرت علی که آخرین رهنمودها و سفارشات و دستورات ایشان درهنگام شهادت ایشان است را در نهج البلاغه مشاهده کنیم که هم کردار نیک و هم نماز را دستور و وصیت میفرمایند که روشن می شود آن حضرت ابداً چنین چیزی نفرموده اند. همانطور که همه آیات قرآن و همه فرموده های حضرت پیغمبر اکرم (ص) و امامان (ع)، دستور وجوب نماز را تا آخرین نفس هر مسلمانی در هر مقامی از سیر و سلوک ویا مبتدی باشد بدون استثناء فرموده اند و خود ایشان هم با همه آن مقامات تا آخرین نفس نماز خواندند، در نتیجه واضح است دعوی اینکه مثلاً نماز برای مبتدی هاست نه مقام بالا مخالف و نقیض همه قرآن و فرموده و عمل ایشان و باطل خواهد بود...

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

ورق به ورق اين كتاب يعني كتاب دكتر! گلمراد مرادي اشتباه است.چاره اي نيست بايد بررسي كرد. تا حقايق روشن شود.

يكي ديگر از اشتباهات اين شخص در كتاب يا پايان نامه اش اين است كه ايشان به خاطر عدم دسترسي به منابع اصلي در اغلب اوقات حرفهائي بدون مستند ارائه نموده است.اگر جائي هم آدرسي مي بينيد به كتاب دكتر صديق صفي زاده بوركه اي آدرس داده است كه خود اين كتاب هم در قرن اخير نوشته شده است.اين عدم دسترسي باعث گرديده كه خيلي از مسائلي كه مطرح كرده است اشتباه باشد.در اين مقاله به يكي از اشتباهات فاحش ايشان مي پردازيم.

گلمراد خان  در كتاب خود وقتي بزرگان و پيش قراولان اهل حق را بر مي شمارد سخن از بهلول ماهي به ميان مياورد و ادعا مي كند اين شخص همان بهلول معروف شاگرد امام صادق عليه السلام است.جالب است بدانيد در هيچ جاي تاريخ نام بهلول را با صفت ماهي نياورده اند!!؟؟

دكتر! وقتي نتوانسته براي خودش اين مساله را حل كند كه بهلول ماهي با بهلول شاگرد امام صادق عليه السلام متفاوت است در تاريخ وفات بهلول هم دچار اشتباه شده و اين نظريه را برگزيده كه تاريخ وفات ايشان مشخص نيست!دليل؟چرا اشتباه كرده است؟چرا؟

چون ايشان با مشاهده برخي كتب اهل حق مشاهده نموده كه تاريخ وفات را ۱۹۰ به بعد گفته اند،اما در عين حال وقتي به كتب تاريخي مراجعه مي كند چيز ديگري را نشان مي دهد.ايشان به جاي اينكه از اين مساله به راه حل برسد و به اين نتيجه برسد كه بهلول ماهي ، بهلول شاگرد امام صادق نيست راه بر بيراهه كج نموده و ادعا نموده كه در تاريخ وفات بهلول اختلاف شده است.

متعجبم از كساني كه اين پايان نامه را ارزيابي نموده اند.حداقل سوادي كافي بود تا اينكه نمره ۲منفي را هم به اين پايان نامه دكترا نمي دادند.

سوال:جناب دكتر اگر مي توانيد براي يكبار هم كه شده جواب بدهيد!چرا وقتي سواد چيزي را نداريد در راهش قلم فرسائي مي كنيد.چرا در هيچ يك از كتب اهل حق از بهلول با نام شاگرد امام صادق عليه السلام ياد نشده است.مطمئن باش اگر محكمه اي برپا شود بهلول شاگرد امام صادق عليه السلام از شما شكايت خواهد نمود كه چنين تهمتهاي ناروائي را به آن روانه داشته ايد.جالب است اين نكته را هم بدانيد بهلول شاگرد امام صادق عليه السلام براي يكبار هم كه شده به منطقه اورامانات آمده است كه شما ادعاي ترويج اهل حق را توسط ايشان در اورامانات نموده ايد؟

لطفا اگر در توان خود مي دانيد جواب دهيد!كه مانند مقالات قبلي بعيد مي دانم جوابي براي گفتن داشته باشيد.

ادامه دارد......

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

حکایتی نقل کرده اند که روزی حجاج سفاک از وزیرش پرسید عدالت و کشور داری من را چگونه ارزیابی می کنی.

وزیر شرحی طولانی را شروع کرد. و با اصطلاحات شیوا و شیرین و الفاظ مقدس در خدمات او گفت و سخن فرسائی نمود.بعضی حاضرین از این همه خدمات  آب از لب و لوچه آنها آویزان شد.

حجاج با همه شرارتش کسی نبود که دیگران بتوانند هنوانه زیر بغل او بگذارند. لب به سخن گشود. اطرافیان به گمان اینکه می خواهد دستور هدیه ای گرانبها را از بیت المال صادر کند/در کمال تعجب دیدند که حجاج خیلی مختصر و مفید گفت:شما راست می گویی به شرطی که در عرصه قیامت نیز من امیر باشم و تو وزیر.

صوفیان و برادارن اهل حق هم در مورد اقطاب و رهبران خود راست می گویند در صورتی که در قیامت رهبران و اقطاب آنها امیر باشند و اینها هم مرید.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

به صفحه اول سایت یارسان نگاهی انداختم و در عین ناباوری دیدم که بیشتریت کلید واژه ای که در آن بکار رفته کلید واژه آزادی است.سری به منطق جدید می زنیم و سرچ می کنیم واژه آزادی را/ در زیر این واژه توضیحاتی نوشته شده که جالب و شنیدنی است.

آزادی از جمله کلماتی است که دو پهلو استفاده می شود.آزادی واژه زیبا و قشنگی است اما عده ای از آن سوء استفاده می کنند.دقیقا مانند بوش که به نام آزادی عراق و افغانستان و.....این کشورها را تحت استعمار خود در آورده و بر آنها ظلم می کند.ظلم در جهان بسیار است اما در زیر سایه بان آزادی اینکار را کردن/زیرکی خاصی را می طلبد.

سایت یارسان هم در واقع یک کار آمریکائی و یک پروژه حساب شده را شروع کرده و به نام آزادی معلوم نیست چه می خواهد بکند.این سایت حتی توان و تاب و تحمل شنیدن یک نظر مخالف را هم ندارند و بلا فاصله مبادرت به حذف نظر مخالف می کنند.تاکنون قریب به ۳۰ مطلب را از من حذف نموده که جالب است بدانید خیلی از اینها نقد کتاب دکتر گلمراد مرادی بوده است

در یک جمله:شما که داعیه آزادی دارید چرا حتی سخن یک فرد مخالف را نمی توانید بشنوید. خدا رحمی به مردم ایران نموده است که امثال شما داعیه دار این مملکت نیستید و الا......

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

عجبا للمختال الفخور، خلق من نطفه ، و يعود جيفه ، و هو في مابين ذلك.

در تعجبم من از انسان متكبر فخر فروش به ديگران در حاليكه از نطفه(آب نجس)خلق شده و بر مي گردد در حاليكه مرداري بيش نيست، و حال آنكه او هم اينكه در ميان اين دو قرار گرفته است.

روزي و روزگاري  بود كه شخصي در شهرستان صحنه روستاي جيحون آباد چشم به اين جهان گشود قبل از اينكه چشم به اين جهان بگشايد نطفه اي بيش نبود،نطفه شخصي بود كه در اصل و ريشه بغض امير المومنين را سر لوحه خودش قرار داده بود رگ و ريشه او تسنن بود،يكدفعه در يك چرخش مشكوك رو به آئبن اهل حق آورد!!!!و....

در 27مهرماه سال 1353خدا سور او را به صدا در آورد در حاليكه جيفه اي و مرداري بيش نبود. اما در بين اين دو بود كه ادعاهاي عجيب و غريب او و تكبر و خود بزرگ بيني و فخر فروشي آن به مردم به سر حد خود رسيده بود.

روزي آنقدر خود را برزگ مي بيند كه خود را از امام حسين عليه السلام بهتر و بالاتر مي بيند. روزي ديگر مي گذرد و خوابي مي بيند و به استناد اين خواب خود را علي(ع) ميبيند. روزي ديگر مي گذرد خود را خدا مي داند.

به گمانم او هم اكنون در گدازه هاي آتش جهنم به حال مريدان خود گريه كند كه اين مردم چرا متوجه اشتباهات و فخر و بزرگ بينيش نمي شوند. نامه اي از جهنم را براي درد دلهاي اين بزرگ مرد!!! از جهنم به اين دنيا نوشته ام كه مي توانيد آن را از آرشيو وبلاگ ببينيد.

روزي و روزگاري حتي اجازه ندادند كه نور علي الهي و پدرش در جيحون آباد زندگي كنند! يادم نرفته كه روزي با واسطه گري بزرگ خاندان شاه ابراهيمي هاي صحنه حاج نعمت الله جيحون آبادي توانست به جيحون آباد برگردد.حال چگونه به خود اجازه مي دهند كه اسم خود را اهل حق بدانند(تازه ادعاي آنها اين است كه ديگران اهل حق نيستند و اهل حق واقعي همان اهل حق مكتبي است به رهبري دكتر بهرام و نور علي الهي و شيخ جاني و حاج نعمت الله جيحون آبادي).

 

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

زماني شهردار شهري در فرانسه به نام نيكلاس ساركوزي پا به عرصه سياست گذاشت،فعاليت هاي سياسي وي ابتدا از همان شهرداري شروع شد. بعد از آنكه دوره شهرداري با موفقيت طي نمود به سمت وزير كشور كشور فرانسه درآمد.او در اين بين با دكتر بهرام الهي ارتباطات خود را شروع كرد. در واقع اين دو نفر با هم يك نوع دوستي سياسي را شروع كردند.چند وقت پيش در ان زمان كه ساركوزي وزير كشور بود به علت اينكه ارتباطاتش با دكتر بهرام الهي بسيار مشكوك شده بود مجلس در آن زمان نيكلاس را فراخوانده و از ايشان در مورد ارتباطش با دكتر بهرام الهي و بنياد استاد الهي توضيح خواستند؟! و او را مورد بازخواست قراردادند.

در زماني كه دكتر بهرام الهي در فرانسه بود و عمه اش شيخ جاني به درك واصل گرديد توسط همين شخص يعني نيكلاس ساركوزي در يكي از بهترين مناطق پاريس براي وي مقبره اي تقريبا مجلل به صورت رايگان شاخت. كه همين كار او جاي اين سوال را براي مردم فرانسه باقي گذاشته كه چگونه از اموال مردم فرانسه اينگونه براي عده اي قليل هزينه بي خود مي شود.

جاي اين سوال باقي مي ماند چگونه نيكلاس ساركوزي اين همه كارها را براي دكتر بهرام انجام مي دهد. در حاليكه او يك سياسي به تمام عيار است و هرگز كاري را بدون اجر و مزد انجام نمي دهد!چگونه؟

جواب اين سوال را بايد از انتشارات جيحون گرفت!به سراغ كتابفروشي و انتشارات جيحون مي رويم تورقي به اين كتابهاي ...... مي زنيم. مشاهده مي شود كه اكثر اين كتب در ترويج دين مسيحيت ساخته و پرداخته شده است.

معامله خوبي است نيكلاس براي اين فرد يعني دكتر بهرام اليه امكانات ساخت يه بنياد تمام عيار و يك مقبره را به وجود آورد و پايگاهي در فرانسه به آنها بدهد و در مقابل دكتر بهرام هم در اين ايران براي سرويسهاي جاسوسي فرانسه و اهداف سياسي و فرانسه پايگاهي را به نام انتشارات جيحون به وجود آورد.

انتشارات جيحون در مقابل دنشگاه تهران يك كتابفروشي دائر كرده است كه اين مركز را مي توان به عنوان يكي از مراكز اشاعه و نشر فرهنگ غير اسلامي تلقي نمود.از كجا و با چه مجوزي مسئولين نظام جلوي اين مراكز را نمي گيرند.

فرداي قيامت جواب رسول الله را چه مي خواهيد بدهيد.مي دانستيد در مملكت اسلامي و در جلوي درب دانشگاه اسلامي و ملي تهران پايتخت براي دين مردم نقشه مي ريزند و حال آنكه توئي كه مسئولي عرق ديني را فراموش كرده اند و خود را دست بسته بازيهاي سياسي مي پنداري.

روزي خليل عالي ن‍‍ژاد به شما مسئولين نظام نامه اي نوشت و به شما تذكر داد كه به فكر مردم باشيد عده اي با نام مكتب در صدد فريب جوانان هستند و دو تا از انتشارات اينها را به نامهاي جيحون و حسيني در خيابان گيشا به شما معرفي كرد.چرا اقدامي نكرديد.مگر خليل عالي نژاد خودش اهل حق نبود مگر مردم صحنه مريد او نبودند مگر او را دوست نداشتند.

الا يا ايها المسلمون المسئولون: خدا در كمينگاه همه مردم است.

ان ربك لبالمرصاد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

هو

من فكر میكنم چندین بار با شما خانوم ماندانا كه قبلا (م) بودید در وبلاگم بحث كرده ام و به كرات هم گفته ام كه نور علی الهی فردی است ایده گرا و ره به خطا برده و كاملا سوای جمعیت یارسان است ولی مثل اینكه شما و جمهوری اسلامی(با انتشار كتابهایی بر ضد یارسان) فقط نورعلی را می بینید و او را كرده اید سر لوحه جامعه یارسان. اما برای ما مشكلی به وجود نمی آید چون ما به شنیدن سخنان پوچ از طرف نادانانی چون تو عادت كره ایم.

 

جواب:خوشحالم از اینکه آنقدر تاثیر گذار بوده ام که شما در توهمات خود مرا در کنار ج.اسلامی آورده اید. من هم امیدواریم که برای هیچ کس مشکلی پیش نیاید مخصوصا برای شما!! البته اینو می دونی که اگر از تفکرات پوچ دست برداری این اسمش مشکل نیست!! در ضمن اینکه شما دیگران را نادان بدانی جای بسی تعجب است در حالیکه نور علی الهی را اگر من نگفته بودم حتی اسمش را نشنیده بودی چه برسد به تفکراتش!

در هر حال من با شما و عدم جوابگوئی شما در مقابل سوالات عادت کرده ام. یا علی مددی.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

سید نور محمد و خانواده اش این جادوگر معروف که می گفت توبه کرده ام چنین اعمالی از خود بروز داده است در سال ۱۳۶۳که حدود ۲۰سال از فوت سید می گذشت شخصی به نام م.خاموشی اظهار داشت که اواخر عمر سید بود روزی دیدم کتابی پیش رو دارد که صفحاتش پر است از خطوط کج و معوج!جویا شدم این چه کتابی است؟گفت این کتاب را تماما حفظ هستم با آن می توانم گذشته و آینده هر کس را بخوانم و فکر هر کس را بازگو کنم حتی غیب شوم گفتم غیب شدم امکان ندارد سید به من گفت چند لحظه بیرون برو و برگرد! من بیرون رفتم و چند لحظه بعد بر گشتم سید غیب شده بود صدایش بود می گفت حال می شود غیب شد یا نه؟گفتم آری زهره ام ترکید ! آشکار شو!بعد آشکار شد و او را دیدم. بله همین که م.خاموشی این موضوع را بیان داشت گوئی از خواب بیدار شده ام و مثل اینکه آب داغ بر سرم ریختند و این نخستین پله بیداری من بود.به خود گفتم ای وای !! نزدیک به ۳۰سال عمرم را صرف خدمت به مکتبی کردم که با جادو و هیپنوتیزم : نیروهای اکتسابی اهریمنانه خود را به عنوان نیروی غیبی و علم لدنی معرفی می کردند.شخص نور علی الهی در کتابش گفته که علوم غریبه را جهت آزمایش به مرحله عمل نهادم و با هزاران توبه کنار گذاشتم.بیشتر از این موضوع ناراحتم که خیلی ها توسط بنده گمراه شده و جزء مکتب ننگین نور علی شده اند اما پناه بر خدا از خدا می خواهم که حق ما و این پیروان ساده لوح فریب خورده را از شیادان بگیرد.

سید نور محمد بسیار می خواست مرا هم از علوم غریبه بهره مند سازد اما کندی ذهن بنده مایوس گردید و سرانجام گفت:تو را تحت حکم عامه و بدل خودت می آورم تقدیر چنین است حتی سعی کرد آسانترین راه را یعنی استفاده از حروف ابجد به بنده بیاموزد اما چون بنده از این گونه علوم بی بهره بودم میسر نگردید لیکن به قوه آن بدل خویش هر وقت بدل اراده می کرد کسی را هیپنوتیزم(خواب بند) می کردم یا اینکه در یا در آن واحد به چند نفر و در چند جا آشکار می شدم و همه هم شبیه بنده بودند.

مثلا در شب عید هم در جم خانه هشتگرد و هم در منزل سید نور محمد و هم در جم تهران و هم در جیحون آباد ظاهر شده بودم.در منزل خودمان هم که بودم و نکات عربی به حضار تذکر داده و ترجمه کرده بودم با اینکه الان هم عربی نمی دانم..........................

ادامه دارد...........

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

حقيقت معاد اين است كه، روح پس از مفارقت از بدن -به مسيت الهى - بار ديگر به همان بدنى كه با آن زندگى مى كرد، باز مى گرددتا پاداش و كيف اعمال دنيوى خود را در سراى ديگر ببيند. برخى، مانند پيروان آين هندو معاد مطرح شده در شرايع آسمانى را منكرند ولى مسئله پاداش و كيفر اعمال را پذيرفته و آن را از طريق «تناسخ‏» توجيه مى كنند. اينان مدعيند كه، روح ازطريق تعلق گرفتن به «جنين‏» و طى مراحل رشد آن، بار ديگر به اين دنيا باز مى گردد و دورانهاى كودكى و نوجوانى و پيرى را طى مى كند، منتها كسانى كه در زندگى گذشته نيكوكار بوده، زندگى شيرين،و تبهكاران پيشين نيز زندگى ناگوارى خواهند داشت. عقيده به تناسخ، كه در طول تاريخ همواره پيروانى داشته است، يكى از اصول آئين هندو به شمار مى رود.

بايد توجه داشت چنانچه نفوس بشرى به صورت همگانى و هميشگى راه تناسخ را بپيمايند،ديگر مجالى براى معاد نخواهد بود. در حاليكه با توجه به دلايلى عقلى و نقلى معاد،اعتقاد به آن ضرورى است، و در حقيقت بايد گفت كه قائلان به تناسخ چون نتوانسته اند معاد را به صورت صحيح آن تصوير كنند، تناسخ را جايگزين آن كرده اند. از نظر اسلام قول به تناسخ مستلزم كفر است، و در كتب عقايد ما، در باره بطلان و ناسازگارى آن با عقايد اسلامى به طور مفصل بحث‏شده است، كه ما در اينجا فشرده آن را يادآور مى شويم:

1.نفس انسان به هنگام مرگ به پايه اى از كمال نايل شده است. بر اين اساس تعلق دوباره آن به جنين، به حكم لزوم هماهنگى ميان نفس و بدن، مستلزم تنزل نفس از مرحله كمال به نقص و بازگشت از فعليت به قوه است كه با سنت‏حاكم بر جهان آفرينش (مبنى بر سير استكمالى موجودات از قوه به فعل) منافات دارد.

2 . چنانچه بپذيريم نفس پس از جدايى از بدن، به بدن زنده ديگرى تعلق پيدا مى كند، اين امر مستلزم تعدد نفس در يك بدن و دو گانگى در شخصيت است، و چنين چيزى با درك وجدانى انسان از خويش كه داراى يك شخصيت است منافات دارد.

3 . عقيده به تناسخ، علاوه بر اينكه با سنت‏حاكم بر نظام آفرينش منافات دارد،مى تواند دستاويزى براى ستمكاران و سود پرستان گردد كه عزت و رفاه فعلى خويش را معلول پاكى و وارستگى حيات پيشين، و بدبختى مظلومان و محرومان را نيز نتيجه زشتكارى آنان در مراحل پيشين حيات بدانند ! و بدين وسيله اعمال زشت‏خويش و وجود ظلمها و نامردميها را در جامعه تحت‏سلطه خويش توجيه كنند.

در پايان بحث از تناسخ، ضرورى است كه به دو سؤال پاسخ دهيم:

سؤال اول : به تصريح قرآن در امتهاى پيشين مسخهايى صورت گرفته و طى آن برخى از انسانها به صورت خوك و ميمون در آمده اند، چنانكه مى فرمايد: (و جعل منهم القرده و الخنازير) (مائده / 60). چنانچه تناسخ باطل است چگونه مسخ تحقق يافته است ؟

پاسخ: مسخ با تناسخ اصطلاحى فرق اساسى دارد. زيرا در تناسخ، روح پس از جدايى از بدن خويش، به «جنين‏» يا بدن ديگر تعلق مى گيرد، ولى در مسخ روح از بدن جدا نمى شود، بلكه تنها شكل و صورت بدن تغيير مى كند، تا انسان تبهكار خود را به صورت ميمونو خنزير ديده و از آن رنج ببرد.

به تعبير ديگر، نفس انسان تبهكار از مقام انسانى به مقام حيوانى تنزل نمى كند. چه، اگر چنين بود، انسانهاى مسخ شده رنج و كيفر خويش را ادراك نمى كردند، در حاليكه قرآن مسخ را به عنوان «نكال‏» و عقوبت افراد گنهكار تعريف مى كند.

در اين مورد تفتازانى مى گويد: «حقيقت تناسخ اين است كه نفوس انسانها پس از جدايى از بدن در همين دنيا به منظور تدبير و تصرف در بدنهاى ديگر، به آنها تعلق گيرد، نه اينكه شكل بدن عوض شود، چنانكه در مسخ چنين است‏».

علامه طباطبائى نيز مى گويد: «انسانهاى مسخ شده، انسانهايى هستند كه با حفظ روح بشرى صورتا مسخ شده اند، نه اينكه نفس انسانى آنها نيز مسخ شده و به نفس بوزينه تبديل گرديده است‏».

سؤال دوم: برخى از نويسندگان قول به رجهت را نشات گرفته از قول به تناسخ پنداشته اند. آيا اعتقاد به رجعت مستلزم تناسخ نيست؟

پاسخ: چنانكه در جاى خود خواهيم گفت، رجعت، به عقيده اكثر علماى شيعه اماميه، اين است كه عده اى از اهل ايمان و كفر در آخر الزمان بار ديگر به اين جهان باز خواهند گشت و بازگشت آنان مانند احياى مردگان است كه به وسيله حضرت مسيح عليه السلام صورت مى گرفت و يا بسان زنده شدن عزير پس از يكصد سال.بنابراين، عقيده به رجعت، هيچ ربطى به مسئله تناسخ ندارد و ما در بحث از رجعت در اين باره توضيح بيشترى خواهيم داد.

به نقل از سایت حوزه دت نت.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

پس از چهار روز همراه بي بي جان همسر سيد نور محمد نزد نور علي رفتيم او گفت تو را در شب عيددرتهران وجيحون آباد  وهشتگرد هرسه جاديدم .بنده هم نوشته هاي عربي رابه او دادم او خواند. و موردتحسينم قرار داد بعد مرا به خانه ي ديگر خواند. همين كه به آستانه درقدم نهادم ديدم اتاق پر است از نورعلي همه يك شكل تا پانزده نفرشمردم وسپس بيهوش شدم. . .  .روزي سيد نور محمد هشتگردي مرا ديدوبه خانه دعوت كرد گفت : روزي كنار تنور آتش نشته بودم كتاب جادو پيش رويم بود يك دفعه كتاب خود به خود بلند شد و در تنور آتش افتاد و سوخت سيد محمد مي گفت چندي پس از سوختن كتاب به تهران رفتم حاج نور علي گفت : توبه نمي كني؟چنان كتاب را آتش مي زنم . . . . سيد محمد به دروغ اشتهار داده بود كه كتاب جادو به دست غيبي نور علي در آتش سوخته است وبنده يقين دارم كه تا آخر عمر آن كتاب را داشت و بعد ازمرگ ايشان به تو صيه ي حاج نور علي بنده به همراهي يكي از پسران سيد نر محمد دربيابانهاي اطراف هشتگرد كتاب جادو را به همراه يك سري نوشته هايديگر دفن نموده سيد نور محمد باآن كتاب كارهاي عجيب بسياري انجام داده است از جمله بذر خيار كاشته و جابجاسبز شده است و ثمره ي انرا نيز به حاضرين داده است وخورده اند . سيد نور محمد با همان قدرتي كه در جادوگري داشت اظهار مي نمود كه در علوم غريبه يك سر انگشت نور علي نمي شوم .ممكن است سئوال كنيد كه چرا سران مكتب با نيروهاي سحريه ي خود مخالفان سر سخت ودشمنان مرتكب را تحت كنترل نمي آورند ؟ جواب گويم كه اين مكتب بااينكه مامورين سري به دستور و تائيد امر جن يا روح يد مستقيما شياطين مورد بحث كسي را تحت قرعه ي مريدي آرند. روزي نور علي به سياوش مي گويد:خلاصه دو قوه ي تبديل و تلفيق هم كه به تو داده شده تا به حال تحت اراده خودت بود اما من بعد تحت اراده ما مي باشي تبديل يعني اينكه در آن واحد چندنفر آشكار مي شود و تلفيق يعني هر چه گفتي بشودمثال اينكه روزي سيد نسته بودم با ازاده ي خودبا اراده ي خود باآن بدل بخانه آمدم البته خواهروهمسرم مرا نمي ديدند اما بنده آنها رامي ديدم و سخنانشان را مي شنيدنم حتي خواهرم صداي درب خانه اگر باز بود شنيده بود. يكبار ديگر طبق دستور سيد اراده كردم به منزل خورشيد رفتم .پس از رحلت منزل خورشيد و جاهاي ديگر مي رفتم تا آنكه روزي نور علي گفت تبديلها ترسيمي وتصويري وتركيبي به تو داده شد حال شرح اين سه تبديل ونمونه اي از هر يك.

 

ادامه دارد........

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

۱-تبدیل ترسیمی:شبها متوالی و روزها پی در پی در خواب و بیداری می دیدم میمیرم و کفنم می کنند و در تابوتم می نهند و در کوچه هایم می گردانند که یقین دارم الان است که هم بیدار شدم و هم رسوا............

این یکی از آثار همان قوه جادوئی مکتب نور علی الهی است که به وجودم القاء شده بود. یک روز دیگر در خانه نشسته بودم برادرم در کنارم بود قلبم گواهی داد که الان برادرم می بیند که مرا در تابوت نهاده اند و حرکت داده اند که یکباره برادرم فریاد بر آورد و دوان از پی تابوت رفت. گفتم نترس! همین که مرا دید خیالش آسوده شد و آرام نشست اما رنگ از چهره اش پریده بود.

۲-تبدیل تصویری:با آقای .... و همسرش ...... شرطی طبق ماموریت بسته شده بود که تا مدت معینی شرطی را بجا آورند من با آنکه در خانه خودم بودم ولی می دیدم که آنها شرط را در جائی دیگر می شکنند. فردا که او را دیدم او هم مرا دیده بود که شاهد عهد شکنی آنها بودم.

۳-تبدیل ترکیبی:در تبدیل ترکیبی هم سیاوش نخبه زعیم توسط بدلهای خود به چند شکل در میاید و هر کدام به طرفی از کشور می روند

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

امروز داشتم یکی از وبلاگهای اهل حق را می خواندم که به مطلب جالبی برخوردم بد نیست شما هم جهت اطلاع بدانید:در مورد تاریخ پیدایش اهل حق نوشته بود:

در مورد تاریخچه اهل حق به صورت مکتوب اطلاعاتی در دسترس نیست و فقط در کتب مربوط به قرون نهم و دهم (ه - ق) به بعد اطلاعاتی یافت می شود.‍‍ اما با تو جه به اعتقادات اهل حق مبنا و پیدایش آن به قبل از آفرینش و زمان الست (قالو الست بربکم) بر می گردد.

البته این وبلاگ ننوشته بود چطور می شود اطلاعاتی مکتوب در دسترس نباشه اما تاریخچه این فرقه یعنی فرقه اهل حق و پیدایش اون رو به عالم الست رسوند.راستی اگر مبنا هم اعتقادات اهل حق باشه و مدرک مستندی هم نداشته باشه نتیجه این میشه که اهل حق هم اطلاعات مکتوب در مورد عقایدش نداره!

 

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |

تنبوردراهل حق از تقدس والایی برخوردار است به طوری که برای نواختن ان بایستی بدن پاک و به صورت غسلکرده باشد همچنین هنگام شروع و درپایان نواختن بردسته این ساز بوسه می زنند. از تنبور درجمع خانه و استفاده می کنند وروح مستعد صعود به عالم بالا با نوای این تنبور و این ساز از صعود باز می ماند/ او گمان می کند با این بی خود شدن منتج از نواختن موسیقی به عالم بالا رفته اما غافل از اینکه با نوای شیطان فقط می توان به عالم هپروت رفت نه جائی دیگر.به عنوان مثال کسی که شراب خورده و از دستور خدا سرپیچی کرده و از این دنیا خارج شده ادعا کند که من هم به عالم معنا رفته ام و یا به عالم بالا!استفاده از این ساز نه تنها انسان را متوجه معبودش نمی سازد بلکه باعث عدم تمرکز در هنگام راز و نیاز با تک خالق هستی می گردد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 86/10/21 و ساعت |





Powered by WebGozar