تحليل جادو از مرحوم ميرزا جواد تبريزي(ره)
در اينجا تحليل مولف ارشاد الطالب را در اين باره ميآوريم:
«بنابراين كه سحر في الجمله واقعيت داشته باشد، فرق بين معجزه و سحر چيست؟ در مواردي كه گفته شد سحر حقيقت دارد تحقق و به وقوع پيوستن چيزي به سببي مخفي است به طوري كه اكثر مردم غير متخصص آن را درك نميكنند و اين بهخلاف معجزه است كه در آن تحقق چيزي است بدون سبب عادي مانند اراده.»
پس اذن الله را در معجزاتي مانند «اذ تخرج الموتي باذني» را نظير اذن در «ما قطعتم من لينة او تركتموها علي اصولها باذني...» دانسته كه هر دو اذن تكويني به معناي سلطنت دادن به آنها است ميداند و ميافزايد:
«حيث لا معني للاباحه و الترخيص الشرعي في مثل المقام» از آنجا كه اباحه و ترخيص شرعي در اين مقام (آيه دوم ) معنا ندارد. پس ايشان معجزه را داراي سبب غير عادي كه خاصيتي خاص است كه خداوند به اراده انبياء داده است، معني ميكند. ولي در سحر سبب و علت عادي وليكن مخفي و پوشيده است .
آيا معتبر در تحقق عنوان سحر يا حرام بودن آن، ضرر رساندن به نفس خود يا به ديگري است يا اينكه مطلقاً حرام است و لو آنكه ضرر نداشته باشد؟
ظاهر آيات وارد شده در قضيه هاروت و ماروت، سحر موردي است كه ضررداشته باشد وليكن اين آيات دلالت بر جواز سحر نافع ندارد و بعضي از روايات سحرعام هستند و مضر و غير مضر را شامل ميشود مانند اين روايت موثقه:
- اسحاق بن عمار، عن جعفر، عن ابيه انّ علياً كان يقول: «من تعلّم شياً من السّحر كان آخر عهده بربّه و حدّه القتل الّا اَن يتوب.»
امام علي (ع) ميفرمود:
«هر كس چيزي از سحر را ياد بگيرد آخرين عهد او با خداست و حد او قتل است»
و سپس ميافزايد: چيزي كه اطلاق سحر را در اين روايت از بين ببرد وجود ندارد و روايت مرسله هاشم بن ابراهيم اگر چه سحر نافع را جايز ميداند ولي چون مرسلهاست قابل اعتماد نيست. آن روايت چنين است:
- علي بن ابراهيم، عن ابيه، عن شيخ من اصحابنا الكوفيين قال: «دخل عيسي بن ثقفي علي ابي عبدالله (ع) و كان ساحراً ياتيه الناس.»
عيسي بن ثقفي نزد امام صادق (ع) آمد، او ساحري بود كه سحر ميكرد و پول ميگرفت و گفت فدايت شوم من مردي ساحرم و اجر ميگرفتم و معاشم بود ...خداوند به ديدار شما بر من منت گذاشت و توبه كردم آيا راهي براي من از جهت توبه و يا از جهت جواز هست؟
حضرت فرمود: باز كن و ببند.
پس اين روايت خاص نميتواند روايت عام قبلي را تخصيص بزند. زيرا مرسلهاست.
مؤلف ارشادالطالب ... در پايان ميفرمايد: صحيح آن است كه بگوييم كه هرعملي كه محرز شود سحر است يادگيري و ياد دادن و عمل به آن حرام است، چه ضررداشته باشد و يا ضرر نداشته باشد، اما چيزهايي كه محرز نشود مانند تسخيرات وعزائم اگر مضر (براي خود يا ديگري) باشد حرام است و الّا فقط به خاطر آمدن نام آنهادر روايت سحر، اثبات سحر نميكند مخصوصاً كه سخن چيني را از جمله آن سحرهاشمردهاند.
و روايت الاحتجاج در قصه زنديق بيشتر از روايت مرسله قبلي اعتبار ندارد زيرا طريق طبرسي در الاحتجاج مخفي نيست (مرسله است)
و سخن شهيدين را از آن لحاظ كه ضرر رساندن به اجنّه و ملائكه در اثر تسخيرايجاد ميشود، آن دو آن را سحر شمردهاند. و در تسخير حيوانات كه شيخ انصاريدر المكاسب داخل در سحر ميداند (نظير شهيدين) چون ضرر براي حيوانات داردمينويسد:
«مجرد تسخير سحر نيست و بنابراين اشكالي ندارد حتي اگر ضرر هم داشته باشدزيرا ضرر به حيوان، بيشتر از كتك زدن و سوار شدن و باركشي نيست، بلكه دليلي برضرر رساندن به شياطين وجود ندارد (تمام شد سخن مؤلف ارشاد الطالب)
مدرسي چهاردهي در كتاب خود مينويسد: «بها رهبر بهائيت مدتها شاگرد ميرزا نظر علي جناب از رهبران علي اللّهي براي آموزش جادو بود».
نورعلي الهي از رهبران معاصر اهلحقّ در كتاب خود مينويسد: «آموختن علوم ماوراء الطبيعة مثل منيتيزم و يا جفر و كفبيني و غيره بايد موقع داشته باشد مثلاً خودمتا زماني كه در رياضت بودم پدرم اجازه نميداد بعد از چند سال به من اجازه داد... دريك مورد وي گوساله مردهاي را جادو ميكند. وي زمان اين جادو را قبل از رسيدن بهمقام تجلي ميداند غافل از آنكه ساحر كافر است و كافر به مقام ساختگي تجلينميرسد وي ميافزايد:
بهترين جفر مال محمود دهدار است. علم جفر رد خور ندارد بعضيها روز و ساعت مرگشان را هم آوردهاند و درست هم بوده است.
امروز افرادي كه در فرق مختلف جهان و دينهاي مختلف دسترسي به شعبههايي از اين علوم دارند كم نيستند ولي استفاده از آنها حرام است زيرا مفسده زيادي در بردارد و هيچ گاه انجام آنها دليل بر حق بودن مسلك و روش كسي نميشود. چنانچه درقرآن مجيد جنّي به سليمان پيامبر ميگويد من تخت بلقيس را قبل از آنكه از جايتبرخيزي حاضر ميكنم. اين اعمال با اعمال اولياي خدا فرق دارد زيرا اولياء خدا تنها دراثر اعمال صالح به قدرت معنوي و كرامت ميرسند و علامت آن رعايت مسائل حلال و حرام است و در غير از اولياء مقدماتي دارد. حتّي گاهي ارتكاب بعضي از گناهانمقدمة اين علوم نظير تسخير جنّ و غيره ميباشد و علامت مهمتر اين افراد خباثتدرون آنها و پول دوستي ميباشد چنانچه جادوگران فرعون براي مقابله با موسيتقاضاي پول نمودند. و نيز در يك يا چند رشته بيشتر توانايي انجام چنين اعمالي را ندارند اما پيامبر اسلام معجزات بسياري داشتهاند كه يكي از آنها همين كتاب قرآن فعلي است كه تقاضاي مقابله با خود براي اثبات حق بودن دارد و تاكنون احدي نتوانسته است سورهاي در مقابل آن بدون اشكال بياورد. ولي مشابه كارهاي جادوگران هر جادوگر ديگري ميآورد.