تبليغاتX
اهل حق و آئین یاری

هنگام مرور کتاب آثارالحق موضوعی توجهم را به خود جلب کرد و آن موضوع اجرتی بود که نورعلی الهی در زمان حیات پدرش ـ در هنگامه شیوع وبا ـ تحت عنوان «نذر» از مردم می گرفت تا بلکه جان آنها را از مرگ برهاند !!! او می‌گوید: «در زمان پدرم بعد از جنگ بین‌الملل اول، وبا شیوع پیدا کرد و در اطراف ما تقریباً همه می‌مردند. من از طرف ایشان مأمور بودم از هر کسی که مایل است چهار قران برای نذر بگیرم و دعایی بدهم شخصی که آن دعا را داشت بدون هیچ‌گونه پرهیزی بین وبازدگان می‌رفت وبا نمی‌گرفت»(آثارالحق ج2ص114گفتار334)


 

اکنون سوال این است : آیا محبت اقتضا نمی‌کرد که نورعلی الهی به‌ هنگام شیوع این بلا و تهدید حیات مردمانی که از تبار و طایفه او هستند یا نیستند بدون آنکه «چهار قران»  دریافت دارد ،دعائی داده !تا از مرگ نجات یابند!؟ و او که چهار قران را نداشت تا بدهد یا داشت و نمی‌داد باید به وبا می مرد؟ چنانکه می‌گوید «هر کس که مایل» بود چهار قران را می‌داد، از مرگ رهائی می‌یافت. جا دارد پرسیده شود این عمل تا چه اندازه با «شعار دینی من اینست که با ‌همه مهربان باشم» سازگاری  دارد!؟


و نیز ‌باید گفت دعا ندادن به کسی که چهار قران را نداشته یا دلش نمی‌خواسته بدهد آیا با این ادعای وی که «در حق عام مردم خیرخواه هستم» منافات ندارد؟! و آیا باید بر این عقیده بود که تأثیر دعا در اجرت گرفتن است!؟


نورعلی الهی میگوید:«پول مرید را گرفتن و برای خود خرج کردن بدترین پولهاست یعنی اگر کسی قوادی و ناموس فروشی کند پولش حلال تر است حال این پول به هر اسم و رسمی باشد». (آثارالحق ج1ص302گفتار998)  خواننده تعجب نکند چرا که اینها  جملات، قدیس گروهک مکتب !!!حضرت استاد!!!؟؟؟ نورعلی الهی است . پول دعانویسی چیست؟ آیا پول قوادی و ناموس فروشی از پول دعا نویسی هم حلال تر است؟

پرداختن به چنین موضوعی می‌تواند ما را به تناقض‌گوئیهای نورعلی الهی که از بی‌اعتقادی او بهمان قواعد و ضوابط مسلک جیحون‌آبادی وضع شده است پی برد.

به نقل از وبلاگ اهل حق(مكتب) علي آباداني

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/31 و ساعت |

اگر چه جواب به برخی نظرات خیلی لزومی ندارد چون از روی عناد و کینه نوشته شده است ولی برخی نظرات توسط افرادی داده می شود که واقعا احساس می کنم وظیفه داریم جواب آنها را بدهیم تا از این جهل رهائی پیدا کنند.

چند وقت پیش(قبل از انتخابات مجلس) پستی در رابطه با آقای نژاد فلاح نماینده مردم هشتگرد در وبلاگ اهل حق و آئین یاری گذاشته بودم که در آن از روش کسب رای توسط او انتقاد شده بوددر پی به روز اوری این پستیکی از مردم هشتگرد نظری داده است که اول نظر را برای شما نقل می کنم و در انتها مختصری برای روشن شدن مطلب عرض می کنم.

 

نظر کاربر(حسین):

با درود فراوان
شما در اینجا شنیده اید و هنوز خودت هم یقین پیدا نکرده اید. این دال بر این است که تو هر چیزی را از دیگران می شنوید فورا نوشته و بر علیه عده دیگر جمله می سازید.
مردم هشتگرد که خود رای میدهند و نماینده انتخاب می کنند و چند دوره هم او را انتخاب کرده اند . بطور آزادانه، تو از کجا از دل این همه مردم با خبر شدید که دلشان آزرده شده؟!
کسی که چهار برادرش برای این خاک و این وطن فدا کرده حتما مصلحت میداند و نماینده تمام آن دیار است و خودش را مدیون تک تک مردم آنجا میداند. قیامت سخت برای دیگران چطور میشود فهمید فکر نمی کنم این در خور تشخیص باشد این فقط خدا می داند و بس.(جناب فلاح نژاد در جهت خدمت به مردم گام برداشته اند و گرنه گناهکار که نیست اگر آدم بد یا گناهکاری بود اولا خبرگان او را رد میکرد دوما مردم هشتگرد به او برای چند دوره رای نمی دادند. کسی که چند دوره به مجلس برود نشانه خوب بودنش است نشانه خدمت کردنش است ) اگر جنابعالی قیامت دیگران را تشخیص می دهید فورا بگو قیامت خودت چگونه است . بهشتی هستید یا جهنمی ؟
«بزرگی سراسر به گفتار نیست دو صد گفته چو نیم کردار نیست »
برو داستان موسی شبان را یک دفعه دیگر بخوان . اگر چندین نفر به شما جواب منفی دادند بدان در کارت اشتباه هست در نوشتارهایت تجدید نظر کن .

 

اولین نکته اینکه یقین تعریف خاص خودش را دارد و همه می دانند مساله یقینی در این دنیا بسیار کم است. این مساله ای هم که بنده گفتم از آن مسائل یقینی نیست ولی شاید یک درصد از یقین کم نداشته باشد. چون می دانند چیزی که یقینی باشد و ۱۰۰ درصد/یقین می گویند و ۹۹درصد را احتمال می گویند من هم یک درصد بیشتر با یقین فاصله ندارم که این مطالب صحیح است. در ضمن من بعد از اینکه مطلب را شنیدم چک کردم از برخی دوستان دیدم مطلب صحیح است و .........

اما خبر دار شدن من از زبان و قول همین مردم هشتگرد بوده است.

نکته بعدی اینکه کسی که چهار برادر شهید به مملکت اهدا نموده هر اشتباه و غلطی بکند درست می شود؟! بیائید و اینگونه با مسائل برخورد نکنید شهید دادن مساله ای دیگر ات که هیچ ربطی به اقای نژاد فلاح ندارد.

مطلب بعدی شما دقیقا همین است که خدا تشخیص می دهد اما خدا معیارهائی را هم مشخص کرده برای بهشت و جهنم و گفته است که کسی اگر کفر را حمایت کند و به آنها اعتبار دهد جایگاهش..... توصیه من این است که مطالب را با هم درهم نکنید.

مساله بعدی اینکه هر کسی را شورای نگهبان تائید کرد نباید دلیل بر عدم گنه کار بودن کسی قلمداد کرد اگر در جریان روال تائید صلاحیت شدگان بودید هیچ وقت این حرف را نمی زدید مثلا نماینده اسلام اباد غرب و نماینده دزفول و همین نماینده هشتگرد نباید تائید می شدند ولی....... در ضمن رای مردم هیچگاه کسی را اعتبار و مشروعیت دینی نمی دهد یعنی هر کسی رای اورد گنه کار نیست؟واقعا باید در حرفهای خودتان تجدید نظر کرد. ممکن است نماینده با تقلب رای بیاورد و یا با خرید رای/ شما اسم این را رای مردم می گذارید و با آن عدم گنه کار بودن او را اثبات می کنید.

و اما در جواب مطلب آخری که ذکر نمودید بگویم که: من سعیم بر این است که بهشتی باشم اگر چه هیچ انسانی هم بدون اشتباه نمی باشد و در این موارد هم از خدا می خواهم که مرا ببخشد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/30 و ساعت |
برخی موارد خود افراد منحرف اعترافاتی داشته اند که بر علیه خودشان می توان آنها را استفاده کرد.از آنجا که خیلی حرفهای منحرفین دروغ است و می دانیم که دروغگو حافظه ضعیفی دارد از این رو تناقض در حرفهای آن بسیار می توان یافت. نور علی الهی هم از این جمله افراد است که در حرفهای ان انحرافات و تناقضها و دروغهای زیادی یافت می شود.امروز می خوام به یک نمونه از اعترافات خودش بر علیه خودش استفاده کنیم.
گفتار ۳۷ از آثارالحق:
 
صوفی دنبال راه است که هدف را پیدا کند.
 
عارف راه را پیدا کرده و شناخته است.
 
در مرحله عرفانی سالک طی راه می کند.
 
و در نهایت می گوید:
 مقام عرفانی آن است که به عرفان رسیده باشد.(توضیح بسیار جالبی بود)
 
در یکی دیگر از گفتارهای استاد! الهی می بینیم که شخصی آمریکائی از او می پرسد که معنی عرفان چیست:
 
او در جواب می گوید:
وقتی هر کس را نگاه کردی عارف دیدی (آن وقت به معنی عرفان رسیده ای)
 
جالب اینکه بدانید هیچ کس نیست که در این دنیا عرفان را باطل و مطرود اعلام کند چون عرفان یعنی معرفت و شناخت و علم. پس کسی پیدا نمی شود که عرفان را رد کند اما مبحث اینجاست که عرفان بافان و عرفانهای دروغین را مردم فهیم و علمای بزرگ رد کرده اند کما اینکه خود حرفهای نور علی الهی را هم رد کرده اند لذا خود نور علی الهی در کتاب آثارالحق به این مطلب(رد عرفان بافان توسط علما) اشاره می کند و می گوید:
 
علمای بزرگ عرفان را رد نکرده اند،فقط مطالبی را که توسط عرفان بافان دروغین گفته شده است رد کرده اند.(آثارالحق جلد یک صفحه ۲۲)
 
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/26 و ساعت |
بعد از اینکه با خبر شدم که پایگاه بسیجی در شهرستان قصر شیرین با واسطه پیگیری های یکی از کاندیداهای مجلس ........ به نفع اهل حق های منطقه مصادره شده است سریعا نوشتم آنچه را که واقعیت بود.

اما متاسفانه عده ای سعی دارند که این مطالب را جناحی و وابسته به ارگانها معرفی کنند. اما لازم می دانم که نکته ای را تذکر دهم.اول اینکه من هیچ یک از مطالبم را وابسته به جائی و فردی نمی نویسم و همه و همه تفکرات و مطالعات و تحلیل های خودم است.

امروز وقتی داشتم وبگردی می کردم رسیدم به مطلبی که در یکی از سایتهای اهل حق وابسته به جریان خارج کشور که در آن نوشته شده بود: این وبلاگ یعنی وبلاگ اهل حق و آئین یاری و نویسنده اش وابسته به حزب الله کرمانشاه است.

اما مطلب بعدی هدف از نوشتن این مطالب چیزی نیست جز جوسازی بر علیه مطالبی که تقریبا در اینترنت پیدا نمی شود.چون فقط من هستم که در مورد این قضیه مطالبی را نوشتم و مسلما این مساله برای افرادی همچون فرماندار مربوطه بسیار گران تمام می شوند. افراد آزادند این مطالب را می خوانند و بعد از آن هر کسی و هر مسئولی ممکن است پیگیر کاری شود پس نمی توان پس از پیگیری و یا کاری مسئولیت آن را متوجه نویسنده وبلاگی دانست.

 

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/25 و ساعت |

بسم الله الرحمن الرحیم

دل نوشته های یک وبلاگ نویس

شروع کردم به قدم زدن برای تصمیمی بزرگ،مگر قدم زدن تصمیم می آورد که قدم می زنی،نه! هرگز! ولی وقتی که قدم می زنم آرام می شوم و وقتی آرام شدم شروع به فکر کردنی می کنم که آرامش نتیجه این تفکر را بهتر از هر تفکری می کند.

اقدام کردن برای هر کاری نیاز مشورت و فکر کردن و .... دارد اما ایکاش همیشه و همه جا انسان به تفکر و فکر کردن روی می آورد. تا روزی دست خود را بسته و ذهن خود را تعطیل کرده نیابد.

هر آنچه دارم از تفکر و مشورت و توکل بر خدا و هر آنچه ندارم را به خاطر عدم این سه مولفه می دانم.

خدایا به من فرصتی و عقلی سالم عطا کن تا فکر کنم و من را با افرادی آشنا کن تا بتوانم از آنها مشورت گیرم.

این روزها روزهای سخت عمر من است که دستم را خالی می بینم و می دانم که فردای قیامت باید در محضر عدل الهی جوابگو باشم. قصد دارم به زیارت امام رضا علیه السلام بروم و از محضر آن حضرت تقاضای پا در میانی کنم تا شاید خدا از ......

سالها گمراهی و ظلالت در تفکر و عمل و حالا از لطف ائمه تفکر صحیح و عقیده سالم، ولی در عمل باید دست به دامان اهل بیت علیهم السلام شد. ادعای تشیع و شیعگی داریم و اما از خدا می خواهیم ما را در این ادعا یاری رساند.

شاید عده ای این حرفهای مرا به نفع خود و به ضرر من به کار گیرند اما برای من مهم این است که دل نوشته هایم را می نویسم.

گریه نمی کنم ولی بغض گلویم را می فشارد. خدا را شکر می کنم که گریه را قرار داد تا وقت صحبت کردن با او نشانه ای برای اظهار عجز داشته باشیم.

همیشه خدا را شکر کردم همیشه از او کمک خواستم همیشه او را در نظر داشتم و به او توکل نمودم اما باز هم از او می خواهم اگر قصوری بوده مرا ببخشد.

هیچ روزی برای من قشنگتر از آن روزی نیست که به اشتباهاتم پی می برم. قشنگ به خاطر اینکه در صدد اصلاح آن بر می آیم.

نمی خواهم مفاهیم منطق و فلسفه را وارد در مسئله ای کنم که حرف دل است پس بگذارید خیلی از حرفهایم بماند تا ..........

روزی خلیل عالی نژاد را به تصویر خون آلود می بینم و سایه هیکل نور علی الهی بر سر این قتل می بینم و سکوت اختیار می کنم ولی امروز از سکوت خود سخت پشیمانم.چرا؟نمی دانم!

لذا نوشتم که.............

روزی اذیت و آزار خانواده سیاوش نخبه زعیم را می بینم و سکوت می کنم اما امروز دیگر نمی خواهم اشتباهات گذشته را تکرار کنم.روزی ...........

برادران اهل حق جمله امیرالمومنین علی علیه السلام را همه شنیده اید که می فرماید: الفرصه تمر مرالسحاب فرصتها مانند ابرها می گذرند.

پس بیائید تفکری و مشورتی(با کسی که صلاحیت مشورت را دارد) کنیم.من فکر نمی کنم که دوستان من بخواهند بگذارند تا فرصتها از دست برود چرا که دیگر فرصتها به دست آمدنی نیستند همانگونه که ابرها وقتی گذشتند دیگر بر نمی گردند.

امروز جامعه مدرنی داریم که لحظه ها در آن تاثیر دارد هر لحظه تعلل در یک معامله ممکن است میلیونها به ضرر باشد زندگی دینی و اجتماعی هم یک معامله است که باید دید کجا سود آور و سعادت دنیوی و اخروی دارد،همان را انتخاب کنیم و یک لحظه تعلل قطعا زیانهای بسیاری را بر ما سوار می کند.

لذا دست برداریم از خرافه ها،بدعت ها،بی نمازی ها،بی اخلاقی ها،دروغ ها و............. آیا نباید این روزها فرا برسد!؟ فرا رسیدن این روزها به دست توانمند رقم خواهد خورد.

به امید روزی که ریشه همه ظلم ها کنده وانسانها به آرزوی دیرینه خود یعنی عدالت برسند.

ان شاء الله

ماندانا یادگاری

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/24 و ساعت |
یکی از فرقه های انحرافی که تحت هیچ عنوانی از مذاهب نمی گنجد وهابیت یا همان سلفی گری است.هر چند که این گروه تروریستی و خشونت طلب خود را سنی مذهب معرفی می کند اما جالب است بدانید که خود بزرگان اهل سنت از این ماجرا سخت ناراحتند.
این گروه یعنی وهابیت دارای شاخه های تروریستی و عملیات نظامی است که هر از چند گاهی شاهد پخش اخبار از جنایات آنها در سراسر گیتی هستیم.
در رد این فرقه کتابهای بسیار زیادی نوشته شده است و امسال در نمایشگاه کتاب دیدم که در انتشارات کردستان (مربوط به جامعه اهل سنت) کتابی از یکی فرد سنی مذهب در رد وهابیت به چاپ رسیده بود.
یکی از گروههای وابسته به این جریان گروهک تروریستی و منافقین موسوم به جند الله به سرکردگی منافق مشهور عبدالمالک ریگی است. شاید آخرین عملیات ناکام این گروه در روستای چاه جمال بود که در این جریان تعدادی از فریب خوردگان توسط وی کشته و یا در دست قانون گرفتار شدند.
در این جریان صدا و سیمای زاهدان با بستگان افرادی که در این جریان کشته شدند مصاحبه ای کرد که تکه ای از این فیلم توسط یکی از برداران اهل حق در منطقه زاهدان برای من ایمیل شد.
در این فیلم مادر یکی از کشته شدگان در حادثه تروریستی چاه جمال سخنانی را به ریگی خطاب می کند که جای دیدن دارد.
فیلم را در از طریق لینک زیر مشاهده و یا دانلود کنید:
 
 
 
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/23 و ساعت |
از وقتی که شروع کردم به وبلاگ نویسی احساس کردم نهضتی بر علیه ظلم و فساد در جهان شروع شده. البته نه اینکه قبلا نبوده است بلکه من در جریان آن نبوده ام.
 
یکی از این جریانهای ظلم و فساد را می توان ادیان منسوخ و عرفانهای دروغین و فرقه های انحرافی دانست. روی اگر در اینترنت جستجویی می کردید همه و همه کسانی که قلم می زدند موافق ادیان منسوخ و فرقه های انحرافی بودند.
 
اما به لطف خدا امروز اگر شما جستجوئی داشته باشید در کنار این همه سایتهای فرقه های ضاله به برخی از سایتهائی که روشنگری می کنند در این راه می رسید.
نه فقط در اینترنت بلکه اگر شما در تمام عرصه های تبلیغی به این جریان نگاه کنید این مساله را خواهید دید.
مثلا شما اگر در نشر کتاب نیم نگاهی بیاندازید حتما خواهید دید که افرادی در این راه قلم زده اند و راه را روشن نموده اند و دست افراد دروغگو و سیاه کار را رو نموده اند.
 
امسال در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران انتشارات مروی عهده دار این روشنگری بود و در حدود ۱۰ الی ۲۰ عنوان کتاب در نقد صوفیه و اهل حق و عرفانهای نوظهور و...... در غرفه خود عرضه نموده بود.
خدا را شکر کردم که کسانی هستند که علی رغم همه تهدیدها دست به چنین کارهائی می زنند و روشنگری می کنند.
لیست کتابهائی که در نقد فرقه صوفیه و اهل حق و عرفانهای خرافی و نو ظهور امسال در نمایشگاه بود به عرض دوستان می رسانم:
 
۱-در کوی صوفیان نوشته سید تقی واحدی صالح علیشاه نشر نخل دانش
۲-سلوک در تاریکی نوشته استاد خلیفه مازندرانی(چاپ تمام شده) نشر مهتاب
۳-استاد الهی در نگاهی به آثارالحق نوشته علی اکبر زمانی نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۴-فرقه صوفیان نوشته سید محمد محدث نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۵-آفتاب و سایه ها نوشته دکتر فعالی نشر نجم الهدی
۶-دیدی که راز پنهان نوشته مهدی عمادی نشر مهتاب
۷-رهبران ظلالت نوشته ع.مستوفیان ناشر مولف
۸-شبهای قونیه نوشته علیرضا طباطبائی نشر علم
۹-نردبان عالم بالا نشر مهتاب نوشته عباس غفاری
۱۰-سلسله های صوفیه ایران نوشته مدرسی چهاردهی انتشارات علمی و فرهنگی
۱۱-دریچه نامرئی به عالم غیب نوشته م.مرعشی نشر مهتاب
۱۲-گنابادیه نوشته علی حسن بیگی انتشارات سبط النبی
۱۳-جلوه حق نوشته ایت الله مکارم ناشر مدرسه امام علی
۱۴-مناظرات و مکاتبات نوشته محمد مردانی ناشر مولف
۱۵-معروف کرخی ناموس تصوف نوشته مهدی عمادی نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۱۶-خرقه مستوجب آتش نوشته فقیه ایمانی نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۱۷-رویشگاه تصوف فقیه ایمانی نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۱۸-آسیب شناسی عرفان نوشته عبدالرضا بارفروش نشر نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۱۹- خرقه صوفیان نوشته ع.بهشهری نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۲۰-فرقه اویسیه نشر راه نیکان نمرکز پخش انتشارات مروی نوشته ع.طباطبائی
۲۱-راز گشا قزوینی نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی نوشته کیوان قزوینی
۲۲-سرچشمه های تصوف نوشته جعفر توانا نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۲۳-نگرشی بر تصوف نوشته شهاب الدین کاکوئی نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۲۴-در خانقاه بیدخت چه می گذرد نوشته محمد مدنی ناشر مولف
۲۵-مشرق معنوی نوشته محمد رضا روستا نشر علم
۲۶-چرا از بهائیت برگشتم نوشته مسیح الله رحمانی نشر راه نیکان مرکز پخش انتشارات مروی
۲۷-خاطرات انحطاط و سقوط نوشته ع.امیر مستوفیان نشر علم
۲۸-شیطان پرستان و فرقی از اهل حق نوشته محمد مردانی نشر سپهر
۲۹-سیری در مرام علی اللهیان نوشته محمد مردانی نشر سپهر
 
در پایان اگر کسی مایل به تهیه این کتابها بود می تواند در قسمت نظرات این پست نام کتاب را بنویسید تا در اسرع وقت تلفن آن انتشارات در اختیارتان قرار گیرد.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/22 و ساعت |
یکی از ایده های نور علی الهی محدود کردن زنها در ظرف شستن و خانه داری و در واقع استثمار زن بوده است. هر چند که در آئین اهل حق هم چنین ایده ای را می یابیم و در اکثر مناطق اهل حق نشین زنان اهل حق به عنوان خانه دار هستند اما نور علی الهی این ایده را مکتوب در کتاب خود می آورد و در صحبتهای خود آن را مطرح می کند.
اولین نکته ای که باید در اینجا به آن توجه کرد این است که دکتر بهرام الهی اولین نقض کننده حرف پدر خویش است چرا که زن و همسر بی بند و بار خود را از این حیطه یعنی خانه داری جدا نموده است و .....
 
دکتر بهرام الهی مینو توکلی را که ظاهرا زن دوم یا سوم اوست را به عنوان یک مجری در فرقه به کار گرفته است.سوال من اینجاست اگر واقعا زن فقط برای خانه داری است چرا شما که خودتان این ایده را ترویج می کنید همسرت ......
 
اما آنچه که باید در جواب این ایده مطرح کرد این است که بیائیم ببینیم اسلام که نور علی ادعای آن را یدک می کشد در مورد زن و نقشش چه گفته است و حرف نور علی را هم بیاوریم تا رو سیاه شود هر آنکه در او غش باشد.
 
هشام بن محمد می گوید رسول خدا در همه کارها با خدیجه مشورت می کرد او وزیر صدق و پاکی بود.
تذکره الخواص-صفحه ۳۱۲
 
دکتر بنت الشاطی می گوید:خدیجه در سالهای اولین مظلومیت مانند یار و مبارز در کنار پیامبر قرار گرفت و مقاومت کرد.
بطله کربلا-صفحه ۱۳
 
داستانهای زیادی از برخورد زنان با حاکمان خود کامه شنیده اید.سید جلیله نفیسه خاتون که از زنان شجاع و زاهده و عابده در تاریخ اسلام می باشد.او از مبارزین در راه ریشه کن کردن ظلم در مصر بوده است و از بستگان امام صادق علیه السلام بوده است.
 
اگر بخواهیم واقعا این بحث را پیگیری کنیم نمونه های زیادی و سر فصلهای زیادی را می توانیم مورد اشاره قرار دهیم.
یکی دیگر از این سرفصل ها را می توان پیشتازی زنان در دین دانست که خود این بحث پستی جدید می طلبد.
یکی دیگر از این سرفصلها که خود زیر مجموعه های زیادی دارد می توان به نقش زنان در دفاع از خلافت اسلامی دانست.
 
و اما نور علی الهی چه می گوید! اول ادعای اسلام و مسلمانی می کند و رهبران اهل حق را به کفر نسبت می دهد و خودش را تافته جدا بافته می داند ولی در عوض حرف خودش را می زند و از اسلام در کلامش سرنخی نمی بینیم. ادعای تساوی بین زن و مرد را مطرح می کند ولی در جای دیگر می بینی که می گوید:
 
خداوند زن را فقط برای خانه داری و بچه داری خلق کرده است و بقیه زائد است!!!؟؟؟
 
آثارالحق ج یک گفتار ۱۱۴۹ صفحه ۳۵۷
 
منتظر بحثهای بعدی در این زمینه باشید.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/21 و ساعت |
یکی از برنامه های فرقه های انحرافی این است که رهبران آنها و بزرگان و سردمداران آنها سعی در استعمار افراد و جذب افراد به فرقه دارند.
 
آنها می خواهند که افراد را تحت سیطره خود و دستورات شیطانی خود در بیاورند تا از آنها سو استفاده کنند.
 
فرقه اهل حق و یا همان یارستان اهل حق هم از این قاعده کلی مستثنا نیست و سردمداران این فرقه سعی در استثمار افراد این فرقه(اهل حق) دارند. لذا می بینیم که در برخی از کتب اولین شرط اهل حق بودن را مرید بدون قید و شرط می دانند.
در یکی از کتابها و دفاتر اهل حق اینطور نوشته شده است:
 
از آنجائیکه نخستین شرط آئین یاری مرید بودن است ........ پس هر کسی که به آئین یاری مشرف می شود می باید پیر و دلیل داشته باشد.
 
خود این مرید شدن هم داستان دارد ...... یکی از نکاتی که در این مرید شدن باید به آن توجه داشت این است که در این مرید شدن دیگر عقل جائی ندارد و هر آنچه که پیر و دلیل گفت بدون قید و شرط اجرا می شود.
 
فرقه های صوفیه هم این چنین مساله ای در بین خود دارند و رهبران صوفیان از جمله نور علی تابنده و ..... مردم صوفی را مرید و خود را مراد معرفی می کنند.
 
نکته قابل توجه اینکه در هر کجا بحث مرید و مرادی مطرح می شود باید علامتی سوالی ایجاد شود چون ما در اسلام رابطه مرید و مرادی نداریم.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/20 و ساعت |

جمخانه محلی است که مردم اهل حق در آن جمع می شوند و در آن به خواندن اشعار کُردی و صرف غذا می پردازند.

در این مجلس هر اهل حقی که در جم خانه حاضر است وظیفه ای دارد که در این پست می خواهیم به وظایف جم نشین بپردازیم اولین وظیفه ای که در جمخانه برای جم نشین است کمر بستن است و کلاه به سر گذاشتن است. البته این مساله از مسائل واجب نیست بلکه شخص می تواند اینکار را انجام دهد یا انجام ندهد.

اما به ترتیب این وظایف را برای دوستان بر می شماریم:

 

الف: از هنگام ورود تا خروج حق هیچ گونه مذاکره ی خصوصی و عمومی ندارد.

 

ب: وقتی کسی وارد می شود اهل حق هائی که در جمخانه هستند به احترام او سجده می کنند و با گفتن یا حق و یا علی مراسم تعارف را به جا می آوردند و از سایر تعارفات مشهور پرهیز می کنند.

 

ج: به محض اعلام انعقاد رسمیت جمع خانه (انعقاد رسمیت از طرف خادم با ذکر مخصوصی انجام می شود که بعد از آن در واقع جم یاران واقعی تشکیل و رسمیت یافته است) تا اعلام ختم آن باید همگی مردم اهل حق مستقر در جم خانه دایره وار حلقه زده و دو زانو بنشینند و حق بلند شدن یا به طریق دیگر نشستن ندارند.

دستها باید به حالت ادب روی سینه گذاشته شود و با سکوت محض چشم ها را بسته و مشغول اذکار خفی باشند.

 

 

فضای جم خانه(قاسم افضلی)

 

عکس فوق متعلق به جم خانه طایفه شاه ابراهیمی های کرند غرب(دالاهو) با حضور قاسم افضلی رهبر آنها در حال تنبور زدن می باشد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/19 و ساعت |
بسم الله
با سلام
بعد از درخواست برخی از دوستان و انقضای لینک دانلود این اعترافات دوباره این اعترافات را آپلود کرده و در اختیار دوستان قرار دادم تا رو سیه شود هر آنکه در او غش باشد.
 
 
یا علی مددی
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/17 و ساعت |
بسم الله
با سلام
بعد از اینکه کتابهای معرفی شده مورد توجه قرار گرفت امروز می خواهم یکی از کتابهای نایاب اهل حق را به شما معرفی کنم و آن کتاب "رساله عالی قلندر" است.
عالی قلندر یکی از سران اولیه اهل حق است که از یاران سلطان اسحاق یا سلطان صهاک محسوب می شود.
 
نام کتاب: رساله عالی قلندر
سال چاپ: ۱۳۸۴
ناشر: سید!خلیل عالی نژاد
مولف: سید!خلیل عالی نژاد
شابک: ۵-۸۱۱۳-۰۷-۹۴۶
محل چاپ: تهران
کتابخانه ملی:۲۸۴۴۰۸۷۷
 
این کتاب نوشته خلیل عالی نژاد موسیقیدان مشهور اهل حق است که توسط جریان اهل حق مکتبی در گوتنبرگ به طرز فجیعی به قتل رسید. در واقع این کتاب شرحی بر رساله عالی قلندر است. متن کتاب و شرح های آن به صورت فارسی است. اما متون رساله عالی قلندر به صورت شعر و به زبان کردی نوشته شده است.
این کتاب در کتابخانه شخصی خلیل عالی نژاد هم موجود بوده است که شماره آن ۵۹۵ بوده است.
این کتاب دارای ۸۰ صفحه می باشد و شعرهای دیگری از زبان دیگر رهبران اهل حق به رساله عالی قلندر ضمیمه گردیده است.
این کتاب هم اکنون موجود نمی باشد و کسانی که قصد تهیه آن را دارند باید از کتابخانه های عمومی شهرستان صحنه سراغ این کتاب را بگیرند و یا اینکه با پسر خلیل عالی نژاد که در شهرستان صحنه سوپر مارکتی (پفک فروشی) دارد صحبت کنند تا اگر این کتاب را در اختیار داشته باشد در اختیار دیگران قرار دهد.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/17 و ساعت |

آنچه كه بيش از همه دل را مي‌آزارد، دلبستگي بيش از حدّ برخي از مديران ارشد به اقدامات و تحليل‌هاي كارشناسان حقوق بگير و كارمند خود است كه هماره از ضعف اطلاعات دقيق و به روز و تحليل‌هاي جامع و قدرت طراحي استراتژيك رنج مي‌برند.

 

پس از چند سال حركت خزنده امّا فراگير فرقه‌هاي نوظهور و فرقه‌هاي تجديد حيات يافته در ايران، درج تدريجي اخبار و مقالات در مطبوعات و سخنراني‌هاي مردان اهل درد و هوشيار در اقصا نقاط كشور، موجب شد تا موجي فراگير در ميان گروه‌هاي اجتماعي، به ويژه جوانان متديّن، عليه اين جريان خطرناك و طراحي شده از سوي غرب، به عنوان «استراتژي انهدام از درون» عليه شيعه خانة امام زمان(ع)، به راه بيفتد. اگرچه متأسفانه، علي‌رغم انتشار اخبار و اطلاعات مفصل و حتي وظايف تعريف شده براي بسياري از سازمان‌ها و نهادهاي مسئول فرهنگي، اقدامات جدي و برنامه‌ريزي شده‌اي براي مقابله با اين جريانات معاند و جبران مافات صورت نپذيرفته امّا، از پرده بيرون افتادن راز طراحان اين پروژه، نوعي بازدارندگي مقطعي را در پي داشته است.

 

آنچه كه بيش از همه دل را مي‌آزارد، دلبستگي بيش از حدّ برخي از مديران ارشد به اقدامات و تحليل‌هاي كارشناسان حقوق بگير و كارمند خود است كه هماره از ضعف اطلاعات دقيق و به روز و تحليل‌هاي جامع و قدرت طراحي استراتژيك رنج مي‌برند.

 

حسب وقايع مشاهده شده در گوشه گوشه ايران، زمينه‌هاي «تخته قاپو كردن» و تمركز پيروان فرقه‌هاي سابق‌الذكر در مناطق مهم فراهم شده است. اين عمل به منظور اجراي «استراتژي ايجاد مجمع الجزاير فرقه‌ها» در ايران صورت مي‌گيرد. نبايد فراموش كرد كه عموم فرقه‌ها ـ چه فرقه‌هاي نوظهور و چه تجديد حيات يافته، مانند بهائيت ـ از يك آبشخور سيراب، هدايت و حمايت مي‌شوند.

 بقیه را در ادامه مطلب ببینید..........


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/16 و ساعت |
در آئین اهل حق سبیل یا همان شارب مردان سر سپرده باید مهر شده باشد. یعنی به هیچ عنوان نباید کوتاه شود و برابر با احکام نامه سرانجام کوتاه کردن آگاهانه آن به منزله خروج از دین است.
 
اگر کسی حق بدون اطلاع از احکام یارسان اهل حق مرتکب چنین عملی شود حق شرکت در حلقه جم را ندارد.
 
البته لازم به ذکر است که در سرانجام اصلا نامی از سبیل برده نشده است و به قول مردم اهل حق از شیوه رمز و همان سرمگو استفاده شده است.
نور علی الهی و پسرش دکتر بهرام الهی بر همین عقیده است که در سرانجام نامی از سبیل نزدن برده نشده است و اگر چیزی در بین اهل حق مرسوم است برداشت شخصی آقایان و سادات اهل حق است.
از این رو پیروان این مکتب سبیل های خود را کوتاه نگه می دارند.
 
خلیل عالی نژاد موسیقی دان مشهور اهل حق که توسط تروریستهای مکتب نور علی الهی در خارج کشته شد می گوید:
در سرانجام شارب با شیوه رمز سکه یاری و یا زر یاری نامیده اند.
او می گوید: اهل حق بر این اعتقاد است که حضرت آفریدگار وقتی چهره آدم علیه السلام یکی از اسماء اعظم خود را که علی است دو بار به طور معکوس نقش نموده است که در آنها چشمها عین و بینی لام و دو سوی شارب یاء معکوس را در چهره نشان می دهد.
 
اگر یار (یک فرد اهل حق) دانسته سبیل خود را بزند و بعد متوجه شود باید پس از توبه و استغفار باید دوباره سرسپرده شود و.......... اما اگر از روی نادانی سبیل خود را بزند بعد از توبه و استغفار و ترک آن دیگر نیازی به سرسپاری دوباره نیست بلکه با تقدیم نیاز به جم خانه دیگر از نظر اهل حق گناهی متوجه او نمی شود.
اما آنچه مهم است اینکه در بین مردم کرند غرب (دالاهو) شعری مرسوم است که گفته اند باید یک گاو نیاز دهد.
به شعر کردی می گویند:
یه سبیل یه گو یعنی یک تار سبیل را زدن برابر است با یک گاو نذر کردن در جمخانه.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/16 و ساعت |
در بین مردمان اهل حق عده ای بوده اند که با نام رهبر اهل حق ادعای حکومت در منطقه ای داشته اند که در این میان می توان به سید!محمد کلاردشتی(که در پستهای قبلی زندگی او را توضیح دادیم) اشاره نمود.
اما یکی دیگر از بزرگان اهل حق که می توان به او داعیه دار حکومت را منسب کرد تیمور بانیارانی بوده است.
در واقع تیمور بانیارانی از سران و بزرگان اهل حق نیست ولی مردم اهل حق برای او جایگاه ویژه ای قائل شده اند.
معمولا مردم اهل حق عکس تیمور را همراه با زنجیر و غل به تصویر کشیده اند. تیمور بانیارانی از مریدان سید براگه (رهبر اهل حق منطقه گوران) بوده است. در واقع منطقه گوران رهبری به نام حیدر حیدری داشته است که او دو مرید واقعی داشته است به نامهای تیمور بانیارانی و نوروز سورانی (دفتر و کلام این شخص در منطقه گوران معروف است)
تیمور اهل روستای بانیاران از توابع شهر گهواره است و هم اکنون در این روستا مدفون است.
در شهر صحنه کرمانشاه بالای بلندی ها سراب دربند این شهر جمع خانه ای با نام تیمور وجود دارد که ظاهرا برای این مکان داستان سازی هائی شده است که بیشتر به افسانه های اساطیری شبیه است تا واقعیت.
 
تیمور بانیارانی(اهل حق)
 
تیمور در زمان ناصر الدین شاه به دستور شاه دستگیر و کشته شد. شعری از او باقی مانده است که پرده از پندار او بر می دارد:
دولت قاجار خواهد سکه زد بر سیم و زر
بر جهد تیمور از خواب و گردد با خبر
هر زمان در گوشم آید نعره توپ و تفنگ
کشور ایران بعینه خواهد چون فرنگ
{به نقل از خاکسار و اهل حق صفحه ۱۴۹}
 
لذا این خیال خامی است که برخی از مسئولین خیال کنند اهل حق و یارسان یک جریان خاموش و بی خطر است. باید دانست که اگر آبی باشد شناگران خوبی هستند.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/15 و ساعت |

در آیین یارستان، موسیقی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، در واقع موسیقی جزیی از آداب مذهبی این آیین به شمار می‌رود سیروس سپهری در پایان نامه کارشناسی موسیقی خود با عنوان « پژوهشی در موسیقی یارستان »، آورده است: یارستان عنوان آیینی است مذهبی در غرب کشور، که از قرن دوم هجری به وجود آمده است. این آیین نشات گرفته از ادیان بزرگی چون اسلام، زرتشت، بودا و مسیحیت و....... است. مولف در ادامه این پایان نامه همچنین افزوده است: موسیقی یارستان جز لاینفک حیات آن به شمار می رود. مولف در بخش دیگری از پژوهش خود آورده است اعتقاد اهل حق بر این است که موسیقی از دوران آغاز خلقت با هستی عجین بوده است ، همچنین در اهل حق در هنگام تولد و مرگ به جای تلقین موسیقی نواخته می شود و به صورت تنبور نوازی و کلام خوانی و کف زدن انجام می شود. هنگامی که کودکی متولد می‌گردد در مراسم نامگذاری وی موسیقی و مراسم کلام خوانی برگزار می ‌شود. در هنگام بلوغ هم که مراسم سرسپردگی انجام می شود مراسم تنبور نوازی و کلام خوانی اجرا می شود. وقتی هم که انسان دار فانی را وداع می گوید و جان را به جان آفرین تسلیم می‌کند، به جای اینکه او را با قران آرامش دهند برای او موسیقی می نوازند که باز هم از خدا دورتر می شود. محقق در بخش دیگری آورده است: ساز تنبور که کارشناسان ساخت آن را منحصر به ایران می‌دانند، سالیان درازی است که در آداب و رسوم مردم مناطقی از کشورمان(مناطق اهل حق نشین و علی اللهی) از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، تنبور نوازان مردم یارستان به سه ناحیه جغرافیایی حوزه گوزان، حوزه صحنه و حوزه بیونیج و کرند تقسیم می شوند. گروه تنبور نوازان باباطاهر به سرپرستی سید!خلیل عالی نژاد(مقتول توسط گروهک مکتبی ها) و دیگر گروهها به اشاعه این ساز در نزد مردم دیگر نقاط پرداختند در واقع این ساز به عنوان روشی برای جذب دیگر مردم به مسلک اهل حق محسوب می شود و یا به عبارت ساده تر یکی از روشهای تبلیغی این مسلک (اهل حق) التقاطی است.

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/14 و ساعت |
فیلم زیر با فرمت مخصوص موبایل بوده و با نرم افزار خاصی در کامپیوتر قابل دیدن می باشد.
از لینک زیر دانلود کنید و یا اینکه ببینید:
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/11 و ساعت |
بیشتر مردم اهل حق از روی نادانی و جهالت دست به کارهائی می زنند که رهبران اهل حق آنها را به این کارها دعوت نموده اند یکی از این کارها اظهار عجز و ..... در مقابل قبر کسانی که اصلا معلوم نیست وجود خارجی داشته باشند.
به عنوان مثال سلطان اسحاق مقبره ای دارد که مردم اهل حق بنابر سفارش رهبران اهل حق به زیارت آن می روند.
این فیلم در واقع یکی از صحنه های این جهالت را به تصویر می کشد امیدوارم روزی فرا برسد که مردم دست از این جهالتها بردارند.
 
لینک دانلود: فیلم سجده بر شیطان
 
یا علی مددی
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/10 و ساعت |
داستان شاه خوشین به یک افسانه تمام عیار شباهت دارد به علاوه صورت طبیعی نیز ندارد زیرا دختر به وسیله پرتو خورشید آبستن می شود! آن هم از طریق رحم بلکه از طریق دهان(البته در بین بزرگان اهل حق رسم است که از راه دهان......)و نوزاد از دهان متولد می شود!!!همچنین ودعی است نوزاد در شکم به سخن آمده است که ما در میان پیامبران هم فقط حضرت عیسی را داشته ایم که چنین وضعیتی داشته است و در غیر آن احدی ادعا نکرده و تاریخ هم ثبت نکرده است.
در مورد شاه خوشین نقل می کنند که صد نفر آمدند که او را بلند کنند ولی نتوانستند!!
جیحون آبادی می گوید:
خداوند قبل از اینکه به شاه خوشن حلول کند به صورت شاه رضا در هندوستان بود.و حال آنکه همه حلول را باطل می دانند.
کسی که شاه خوشین را خدا می پندارد جالب است بدانید که او خودش را جبرئیل ملک مقرب خدای فرضی می نامد یعنی جبرئیل    خدا را معرفی می کند.
وقتی خدائی شاه خوشین را آن فرد مجهول به اثبات رساند شاه خوشین خود آستین بالا زده و ادعای زنده کردن مرده کرد.
وقتی مرگش فرا می رسد همان شخصی که ادعای زنده کردن مرده را می دهد می گوید هر جا که تنبوری بنوازد من در آنجا آشکار می شوم.
این هم از عجائبی که خداوند تنبور دارد و اهل موسیقی است و با تنبور می آید و .......
خیلی زیبا می شود از این به بعد:
می گویند بعد از مدتی شاه خوشین لرستانی که مرد آواز تنبوری را خانه بابانائوس شنیدند به نزد او می روند و پیش او سجده می کنند و این می شود خدای بعدی!!!
او هم ادعای خدائی می کند!
جالب اینکه مادرش که می داند او مال این حرفها نیست به مخالفت با او پرداخته و با او مخالفت می کند و به نزاع با او برمی خیزد.
شخصی که مادرش او را به خدائی قبول ندارد !؟ چگونه رهبران اهل حق خدا می پندارند.مادری که او را بزرگ کرده و از احوال او آگاه است و......
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/09 و ساعت |
خاطرات دکتر فووریه
 
یکی از افرادی که خود را ناظر ورود سید کلاردشتی(یکی از رهبران اهل حق) به تهران بوده است و مشاهدات و نظرات خود را به قلم آورده دکتر فووریه پزشک مخصوص ناصر الدین شاه بوده است که برای شناسائی این رهبر اهل حق بد نیست که خاطرات این فرد را هم ورق بزنیم. وی در خاطرات ۲۲ ربیع الثانی ۱۳۰۹ می نویسد:
 
"سید عالمگیر را که در کلاردشت دستگیر شده امروز با موزیک نظامی وارد تهران کردند.........
 
سید را به خدمت شاه بردند او که لاغر و بلند قامت است سرافکنده پیش شاه آمد و ابدا اثری که حاکی از پیغمبری و نزول وحی به او باشد در قیافه اش دیده نمی شد{لازم به ذکر است که هم اکنون هم رهبران اهل حق همچنین ادعاهائی دارند}
 
جوابهائی که می داد در ابتدا مختصر بود و آنها را با لحنی گرفته ادا می کرد ولی اندکی بعد که ترسش ریخت لحن خود را عوض کرد و به دفاع از خود پرداخت.
 
 
 
 
بیچاره در صدد نجات جانش برآمد اما بدبختانه بیاناتی که در این باب کرد چندان مردانه نبود به این معنا که همه تقصیرات را به گردن پیروان خود انداخت و خود را بیگناه جلو می داد."
 
سید محمد کلاردشتی از رهبران اهل حق در منطقه کلاردشت مازندارن است که هم اکنون در روستای چیتگر تهران مدفون است و بیت زیر منسوب به اوست:
بارهاگفتم دردرون دل الله
الله علی غیر او باطل
 
دکتر فووریه در قسمتی دیگر از خاطرات خود در مورد این رهبر اهل حق (سید!! محمد کلاردشتی) می نویسد که"با اینکه ادعا داشت که صاحب نفس است و موثر در روحیه مردم است بیش از ۲۰۰ نفر را نتوانست مسخر خود سازد........ او را به دست بسته به زندان می بردند و یقین اگز معجزه ای رخ ندهد {که رخ نمی دهد} باید عمر خود را در زندان بسر ببرد.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/08 و ساعت |
اَهْل‌ِ حَق‌ّ،
گروه‌ مذهبى‌ ايرانى‌ با گرايشهاي‌ عرفانى‌، با آداب‌ و متون‌ مذهبى‌ خاص‌ خود و داراي‌ بعضى‌ اعتقادات‌ كه‌ در مواردي‌ با برداشتهاي‌ رسمى‌ و متشرعانة اسلامى‌ مطابقت‌ ندارند. اين‌ آيين‌ كه‌ در ميان‌ طوايف‌ كرد، لر و ترك‌ زبان‌ پيروان‌ بسيار دارد، در بستري‌ اسلامى‌ رشد كرده‌ است‌ و در عين‌ حال‌، به‌ سبب‌ غلو در حق‌ حضرت‌ على‌(ع‌) با ساير فرق‌ غالى‌ شيعه‌ قرابت‌ دارد، اما با اينهمه‌، بعضى‌ از مبادي‌ آن‌ را مى‌توان‌ در اعتقادات‌ و سنتهاي‌ فكري‌ و فرهنگ‌ عامة مردمان‌ ساكن‌ غرب‌ ايران‌ جست و جو كرد و رگه‌هايى‌ از معتقدات‌ ايرانى‌ پيش‌ از اسلام‌ را نيز در آن‌ يافت‌.
در ادامه مطلب ببینید........

به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/08 و ساعت |
روی لینک زیر کلیک کنید تا به کتابخانه اینترنتی تبیان در مورد اهل حق منتقل شوید.
 
 
 
نکته ای که باید به آن توجه نمائید این است که گذاشتن هیچ یک از این مقالات در مورد اهل حق دلیل بر تائید آن از سوی من نمی باشد.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/05 و ساعت |

طبق مستنداتى كه ازكتب و «دفترهاى‏» منسوب و متعلق به فرقه اهل حق در دست‏ بوده و شواهد حال، حكايت از آن دارد و يا مى‏تواند مؤيد آن باشد; عقايد و مبانى اساسى اهل حق مخلوطى از اعتقادات «تناسخى و حلول ذات‏» عرفان و تصوف التقاطى و مسايلى برگرفته از اديان ايران باستان، مثل دين زرتشتى پيش از اسلام، هندوييزم مانوى و برخى از مبانى مسيحيت و يهوديت ‏بوده كه بعضا صبغه اسلامى به آن داده‏ اند و اساسا هيچ مطابقى با اصول مسلم و متفق عليه اسلام ندارند.

اهل حق با غلات شيعى و فرقى چون دروزيهاى لبنان نصيريه (انصاريه) نواحى لاذقيه سوريه و يا علويين آنجا و على اللهى‏هاى شمال افغانستان و اسماعيليه در جنوب تاجيكستان استان خود مختار «بدخشان‏» مشابهت داشته و از طرفى شباهت زياد آنان با مسلك تصوف انكار ناپذير است، به طورى كه در بعضى جاها و شهرها طرفداران اين فرقه به خانقاه دراويش ملحق مى‏شوند.

بعضى در اين رابطه مى‏نويسند: «ظاهرا آداب ومناسك اهل حق تا حد زيادى به آداب تصوف شباهت دارد، چنان كه لزوم اجتماع آنها در «جمخانه‏»; تقديم نذر و نياز; خدمت; اشتغال به ذكر خفى و جلى; توجه به ساز و سماع كه احيانا به نوعى جذبه منتهى مى‏شود و ضرورت سر سپردن به پير و مرشد، آداب و مناسك اهل حق را به نوعى تصوف مخصوص تبديل كرده است‏». (1)
در ادامه مطلب ببینید


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/05 و ساعت |
اهل حق ، على اللهى ، سر سپردگان ، يارسان ، غلات ، نصيريه ، علويان و...نامهايى است براى افداد و گروههايى كه در مورد امام على عليه السلام راه غلو را پيموده اند و او را به درجه خدايى رسانيده اند و براى خود آداب و رسون خاص وضع كرده اند. برخى از اين گروهها حتى درباره رؤ ساى خود نيز غلو مى كنند. در كشور ايران درباره اين گروهها معمولا از اسامى اهل حق و على اللهى استفاده مى شود، گرچه خود آنها ترجيح مى دهند كه بر آنان اهل حق اطلاق شود و كلمات على اللهى و غلات خوشايندشان نيست . در تركيه به اين گروه بكتاشى و علوى و در سوريه نصريه و علويان مى گويند.
پيروان اين مذاهب در كشورهاى ايران ، عراق ، تركيه ، آلبانى ، سوريه ، افغانستان و كشورهاى آسياى ميانه پراكنده شده اند. در ايران اكثر اهل حق در استان كرامنشاه زندگى مى كنند هر چند در مناطق ديگر نيز طوايفى از اهل حق وجود دارند.
(208)
گروههاى مختلف اهل حق ، در آرا و عقايد و آداب و رسوم اختلافات زيادى دارند تا آنجا كه به راحتى نمى توان اهل كوفه را فرقه و مذهبى واحد دانست . برخى از آنان صريحا امام على عليه السلام را خدا مى دانند. برخى ديگر كه شيطان پرست ناميده مى شوند، شيطان را تقديس مى كنند و حرامهاى الهى را حلال مى دانند و مخالف طهارت و عبادتند. همچنين گروهى از اهل حق خود را اهل حق مسلمان و شيعه اثنى عشريه معرفى كرده و سعى مى كنند تا عقايد خود را با عقايد اماميه هماهنگ سازند و به شريعت و اعمال و عبادات اسلامى پايبندند.
در ادامه مطلب ببینید........ 

به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/05 و ساعت |

اهل حق

ش1ـ «اهل حق» چه كسانى اند و عقايدشان چيست؟
 

«اهل حق» گروهى هستند كه از حضرت على(عليه السلام) به عنوان خدا ياد مى كنند و اين گروه را «على اللهى» هم مى خوانند. نعمت الله جيحون آبادى يكى از رهبران «اهل حق» در كتاب شاهنامه حقيقت مى نويسد: وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مى خواست به معراج برود، شيرى راه را بر حضرت مى بندد، جبرئيل به حضرت پيشنهاد مى كند: نيازى به او بده تا راه را باز كند. پيامبر انگشترى خود را به شير مى دهد و عبور مى كند. وقتى به آسمان مى رسد و مهمان خدا مى شود، سفره اى جهت پذيرايى آماده بوده، دست خدا شبيه به دست حضرت على از پشت پرده ظاهر مى گردد و صدايى شنيده مى شود كه: سهم ما را بده. حضرت سيب را نصف مى كند و نيمى از آن را به او مى دهد. پس از مراجعت، حضرت على به استقبال پيامبر مى رود و انگشترى با نصف سيب را به پيامبر مى دهد، بدين طريق پيامبر در مى يابد على خداست
هماندم محمد بشد با بصير شد آگاه از ذات شاه كبير

هماندم محمد ببردش نماز سپردى سرش را به آن بى نياز

محمد از آن گشت حاجت قبول كه بسپرد سر را به زوج بتول

گرفتى چنان دامن او بصدق به اوصاف او اول آمد به نطق

بگفتا على اول و آخر است خداوند در ظاهر و باطن است

جز حيدر نباشد به من كس خدا كه ديدم همه اوست در دو سرا

على گفت با احمد اى نيك رو نكن كشف بر كس تو سرّ مگو

زمانى به خلوت رسول حليم به گفتا به آن ذات پاك كريم

گواهى دهم بر تو اى مرتضى تو هستى به من در دو عالم خدا

اميدم چنان است روز جزااز اين بنده خود بباشى رضا(1)

 اعلى دين يكى ديگر از بزرگان اين فرقه پس از نقل داستان معراج اضافه مى كند: بعد از آن ندا آمد «اى پيامبر كتفت را برهنه كن و نشانه بگير، پيامبر كتف مبارك را برهنه كرد ديد پايى آمد بر كتف پيامبر گذاشت و آن هم پاى على است و مهر نبوت از آن است.»(2) در داستان خلقت نيز آمده است وقتى هفت تن تقاضاى همدم كردند، خدا از دُرّ بيرون آمد و خود را آشكار ساخت، بنابراين آنان مشاهده كردند كه على خداست

بنابر دعا وزيران كار برون آمد از بطن درّ كردگار

چو شد ذات حق در جهان آشكار بيامد ابر دون خاوندگار

على بود آن صاحب عدل و داد كه خود كرد ظاهر به پيران راد داد(3)م

عقايد اين فرقه در طى سى پرسش و پاسخ بيان مى گردد. ان شاءالله

پ1- شاهنامه حقيقت، حاج نعمت اللّه جيحون آبادى مكرى، با مقدمه دكتر محمد مكرى (تهران، 1345) صص 205ـ204

پ2- مجموعه رسائل و اشعار اهل حق، تصحيح و. ايوانف، (بمبئى، انتشارات انجمن اسماعيلى، چاپخانه قادرى) ص 24

پ3- شاهنامه حقيقت، جيحون آبادى، ص 49


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/05 و ساعت |

اهل حق بمعنی مردان حق است، و آن یک مذهب باطنی است که معتقدان آن بیشتر در مغرب ایران زندگی می‏کنند.

بعضی دیگر از فرق اسلام نیز مانند حروفی‏ها و متصوفه، خود را اهل حق یا حقیقت نامیده‏اند. اما اهل حق، بمعنی اخص نام گروهی است، که به ایشان با نوعی تسامح علی اللهی نیز گویند، ولی آنان علی اللهی واقعی نیستند، بلکه عقایدشان آمیخته‏ای از اعتقادات «مانوی‏» ، و ادیان کهن «ایرانی‏» ، و مذهب «اسماعیلی‏» ، و «تناسخ هندی‏» و دیگر ادیان سری است.

مذهب اهل حق، امروز یکی از فرقه‏های وابسته به شیعه بشمار می‏رود، و آنان را از غلاة شیعه به حساب می‏آورند.

ادامه مطلب را ببینید........


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/05 و ساعت |
نام کتاب: اهل حق
تحقیقی پیرامون تاریخ - پندار و کردار اهل حق همراه با نقد و بررسی
مولف: احمد مالامیری کجوری
ناشر: نشر مرتضی - خیابان ارم
تیراژ:۱۰۰۰ جلد
چاپ: سپهر
سال چاپ: ۱۳۷۶شمسی - ۱۴۱۷ هجری قمری
یکی از کتابهای ارزشمند در نقد و آشنایی با اهل حق همین کتاب فراروی شماست. اگر چه این کتاب در تیراژ کمی چا گردیده است اما استقبال از مطالب آن زیاد بوده است به طوری در اکثر کتب به چاپ رسیده از این کتاب به عنوان مرجع استفاده شده است.
کتاب آشنائی با فرقه اهل حق نوشته عبد الله خدابنده چاپ امیرکبیر هم اگر چه کتاب خوبی است اما این کتاب نشان از این می دهد که توسط افراد مختلف و در مراحل مختلفی جمع آوری شده است. نویسنده در کتاب آشنائی با فرقه اهل حق نشان داده است دچار ضعف علمی در مسائل اهل حق و در برخی مسائل علمی اسلام است. اما این کتاب بر عکس کتاب اقای خدابنده بسیار کتاب علمی و مستند است.
ما به دوستان توصیه می کنیم که این کتاب را برای آشنائی با این فرقه تهیه نمایند.
مقداری از سرفصلهای این کتاب:
۱- تاریخ اهل حق
۲- حکایت به وجود آمدن بابایادگار از دانه انار
۳- اهل حق در ایران
۴- پندار اهل حق
۵- روزه مرنوی
۶- روزه قولطاسی
۷- زبان کردی
۸- نقد و بررسی تاریخ اهل حق
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/05 و ساعت |
بعد از مدتها که فقط در نقد اهل حق نوشتم بد نیست که گریزی هم به کمینگاه منافقین در اسلام بزنیم و یک جلد کتاب پر محتوا در نقد حسن بصری را هم به دوستان معرفی کنیم:
نام کتاب: حسن بصری چهره جنجالی تصوف
نویسنده: مهدی عمادی
انتشارات: سنائی
قیمت: ۳۲۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۴۲۴
 
حسن بصری چهره جنجالی تصوف
 
این کتاب را می توانید از این آدرس تهیه نمائید: www.adinebook.com/gp/product/9646290256
جهت اطلاع برخی از سرفصلهای این کتاب ارزشمند را هم برای دوستان باز خوانی می کنیم تا شاید برای مطالعه این کتاب تشویق شوند:
ـ تشیع سازی برای حسن بصری
ـ نقش حسن بصری در نشر اکاذیب
ـ نمونه ای از عقاید حسن بصری
ـ حسن بصری فقیه امویان در بصره
ـ بدعت آوری حسن بصری فقیه صوفی
ـ ابلیس از نگاه حسن بصری
ـ حسن بصری طراح غدیر بدون امیرالمومنین علی علیه السلام
ـ حسن بصری از زبان حسن بصری
ـ حسن بصری از دیدگاه اهل سنت
ـ ادعای بی بنیاد صوفیان
ـ دین حسن بصری
ـ فرار حسن بصری از یاری امام حسین علیه السلام
ـ و............
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/04 و ساعت |
بسم الله
با سلام
بارها و بارها در مقابل سوال دیگران قرار گرفته ام که چرا در مورد اهل حق می نویسی؟ هر چند که این سوال را بارها به افراد جواب داده ام اما به علت گستردگی این سوال و برای پرهیز از تکرار جواب سوال آن را در وبلاگ می گذارم تا خوانندگان نسبت به این مساله روشن شوند.
بر نگارنده و بر همه نویسندگان و گویندگان و ........ لازم است در مقابل بدعت ها آرام نشینند تا بدعت گذاران را رسوا نمایند یعنی استراتژی که معصومین علیهم السلام برای ما ترسیم نموده اند این است.لذا می بینیم که امام حسین علیه السلام در کربلا............
این استراتژی به خاطر صیانت از حریم اسلام و مسلمانان است.
مگر نشنیده ایم که معصوم علیه السلام و الصلاه می فرماید: 
زمانی که در امتم بدعتها آشکار شد بر شخصی که علم دارد واجب است که علم خودش را آشکار کند هر کس این کار را نکند از رحمت خدا به دور است.
مگر نه این است که نماز نخواندن و نیاز دادن به جای آن بدعت است!همان حرفی که رهبران اهل حق به آن دستور می دهند!
مگر نه آن است که روزه ۳۰ روزه نگرفتن بدعت است و حرام!!
و هزاران مگر دیگری که خود مردم اهل حق هم به بدعت بودن آن اذعان دارند .....
مگر نشنیده اید شعری را که می گوید:
 
اگر بینی که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینی گناه است
 
فکر نکنید که چاه فقط چاه ظاهری است و گودال فقط در خیابانهاست!نه!اینگونه نیست! ما گودال فکر و تفکر هم داریم که شیاطین ما را بدان رهنمون می کنند. مگر تفکر فرقه ساختگی موسوم به اهل حق گودال و بدعت نیست! اگر هست پس باید همه بنویسیم همه تلاش کنیم همه قلم بزنیم تا روزی شاهد ظهور منجی عالم باشیم.
یا علی مددی
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/03 و ساعت |
ای یوسف زهرا !

از آن هنگام كه خورشید وجودتان در پس ابرهای غیبت فرو رفت ،

طلوع خورشید عالم دیگر نوری با خود ندارد و
جهان و جهانیان در تاریكی به انتظار نشسته اند ،
 انتظار لحظه ای كه نور وجودتان عالم را پر كند و

تاریكی ها رخت بربندد و این انتظار به سر آید .

 

یا مهدی 

 

اگر مهر انتظار را بر قلبمان حك نكرده بودند

اگر غزل انتظار را از بر نبودیم

و اگر جام انتظار سر مستمان نكرده بود

معلوم نبود در این تاریكی مبهم و

این گردش ممتد و كشدار ثانیه ها كهروز و شبش یكسان است .

این همه دلواپسی اینهمه حسرت و اینهمه سوز و گداز را به

درگاه كدام سنگ و چوب و آتش میبردیم

و از كه پناه میجستیم

روز ها انقدر با رنگ و نیرنگ آمیخته است كه روزمان را از شب نمی شناسیم

 

و این ابر ابرهای تیره حریص انچنان وسعت اسمان را بلعیده اند كه دیریست رنگ خورشید را ندیده ایم .

همه جا تاریك و ظلمانی است انقدر كه اگر تمام چلچراغها ی تاریك را بر فرازش بیاویزی باز چاه و چاله ها را نمی بینی
و پا به لجنزاری میگذاری كه بیرمن امدن از ان طاقت فرسا است گویی چشم بسته راه میروی كه برادرت را همسایه دیوار به دیوارت را كه برای تامین معاشش تكه ای از وجودش را به حرج میگذارد

جان میفروشد تا آبرو بخرد

نمیبینی یا نه شاید هم میبینی اما برای راحتی وجدانت عینكی سیاه به رنگ دلت به چشم میزنی تا نبینی تا ازاد باشی ار آنچه اسارت سختی است .

مولا جانم !

فضای غبار الودی است ؛

یلدای غریبی است ؛

پس در كدامین سپیده ذولفقار تو این سیاهی سخت را میدرد و چشمان عاشقان را به صبح صادق پیوند میدهد

فرزند (( لافتی )) ذوالفقار عمریست چشم به راه دارد تا تو بیایی

ندای فزت و رب الكهبه  تاب و قرار را از من بریده است

آه ذریه علی فرزند كوفه ،

صدای درد دل غریب پدر را میشنوی

زمین منتظر توست

تا حق امانت را ادا كنی

مولا جان !!!!

كی ندای هل من ناصر سالار شهیدان را لبیك گویی و نامهای از یاد رفته شهیدان را دیگر بار ملكه ذهنها میسازی

منتقم آل رسول كی میآیی؟؟؟؟

كی میآیی؟؟؟"؟؟

كی كی كی!؟

دیر زمانی است تابلوها شهیدانمان غبار غم و غربت گرفته و حال آن كه هر روز این سیاه بازار تابلوهای تازه ای چشممان را خیره میكند

تابلوهایی از چهره ادمیان با آب و رنگی جذاب و گیرا

مولا جان

 خسته ام و من چگونه این خستهگی را بدون تو تحمل و بدون تو پشت سر بگذارم

مولاجان

 قلب تو شكسته و خون از ما

از شیعیان است
و مولا قلب من از خودم و همه

 

چه بگویم

فقط ذكرم همین است:

اللهم عجل لولیك الفرج

ای بیكران معرفت
كی مشكت را آب میسازی و بر جگر سوختمان سرازیر میکنی
بیا بیا که سوختم

به نقل از یکی از وبلاگها به نام ترنم ......

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/02 و ساعت |

آنكارا سازمان امور ديانت تركيه با شناسايي جمخانه به عنوان اماكن عبادي علويان اين كشور مخالفت كرد.

علي بارداك اوغلو رييس سازمان امور ديانت تركيه در پاسخ به سوال سليمان يازگين نماينده مردم اسكي شهر وابسته به حزب دمكرات چپ خطاب به رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه در مورد شناسايي جمخانه‌ها به عنوان اماكن عبادي علويان اين كشور اين مطلب را عنوان كرد.

بارداك اوغلو با بيان اين كه شناسايي جمخانه به عنوان اماكن عبادي موجب خواهد شد كه علويگري به عنوان يك دين مستقل در تركيه معرفي شود،گفت:
اين مساله موجب دور شدن علويها از اسلام خواهد شد.

او با تاكيد بر اين كه مساجد همواره معابد مشترك تمامي مسلمانان بوده است گفت: در تاريخ اسلام هيچ گروه مذهبي و طريقت اسلامي كه خود را مسلمان خوانده خواهان محلي جايگزين براي مساجد نبوده و حتي اماكن متعلق به صوفيان و دراويش نيز جايگزيني براي مساجد تلقي نشده است.

بارداك اوغلو چنين درخواستي را منطبق با روح علويگري و تجربه تاريخي علوي‌ها ندانست و گفت: چنين امري موجب تفرقه بين مسلمانان خواهد شد.

علوي‌هاي تركيه كه جمعيت آنها بين ‪ ۱۰‬تا ‪ ۲۰‬ميليون نفر عنوان مي‌شود، با عقايد ويژه خود ازعمل به عبادات متداول اسلامي و رفتن به مساجد خودداري كرده و براي خود آيين‌هاي ويژه‌اي دارند كه در محل‌هاي موسوم به جمخانه يا منازل جم آن را اجرا مي‌كنند.

علوي‌هاي تركيه در سال‌هاي گذشته با جمع آوري صدها هزار امضا از دولت خواسته‌اند جمخانه را به عنوان عبادت گاه به رسميت بشناسد، اما سازمان امور ديانت تركيه تاكنون با شناسايي مكاني مانند مساجد براي جمخانه مخالفت كرده است.

سازمان امور ديانت در اطلاعيه‌هاي خود همواره از جمخانه به عنوان اماكن فرهنگي داراي هويت و هدف نام برده و اين منازل را به عنوان بخشي از غناي فرهنگي تركيه دانسته و تاكيد كرده است كه قبول منازل جم به عنوان مراكز فرهنگي، نبايد به معني قبول آن اماكن به عنوان اماكن عبادي مانند مساجد، كنيسه يا كليسا تلقي شود.

سازمان امور ديانت تركيه معتقد است اطلاق عبادتخانه به منازل جم، غير علمي و منافي واقعيات ديني، فرهنگي و تاريخي در تركيه است.

با اين همه، سازمان امور ديانت تركيه اذعان دارد كه به رغم تفاوت‌هاي موجود و تعاريف مختلف در مورد علوي گري، تفكر علوي گري يك تفكر اسلامي است.

در عين حال مسوولان دولت تركيه و سازمان امور ديانت اين كشور با عنوان اين كه علويگري، از مذاهب رسمي دين اسلام به شمار نمي‌رود، تاكنون از پذيرش علوي‌هاي تركيه در داخل سازمان امور ديانت خودداري كرده اند.

مسوولان كنفدراسيون علوي‌هاي تركيه دو سال پيش خواهان شناسايي رسمي هويت مذهبي و فرهنگي علوي‌ها و سازمان‌هاي علوي اين كشور شدند.

علويان تركيه براي اولين بار در اين كشور اواخر سال ‪ ۱۳۸۵‬با تشكيل يك سازمان ديني در جهت ارايه خدمات ديني به هم كيشان خود گام برداشتند.

علوي‌هاي اين كشور همچنين از نظر سياسي همواره به احزاب لاييك و چپ گرا تمايل نشان داده و در انتخابات از راي دادن به احزاب اسلامگرا خودداري مي كنند.

علوي‌هاي تركيه معتقدند تحولات سياسي تركيه پس از دهه ‪ ۱۹۹۰‬ساختار لائيك دولت را به بافت يك دولت سني سوق داده و اين وضعيت بايد اصلاح شود.

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/02 و ساعت |
در بین تمام ادیان الهی اسلام مسیحیت یهودیت زرتشتی شیطان به عنوان موجودی پلید و سردمدار قوای باطل مطرح می گردد و امتهای اسلام٬ مسیحیت و یهودیت هم بر این امر اجماع دارند.
جالب است بدانید که هیچ کس هم قائل به رانده شدن ظاهری شیطان نگردیده است که برخی از مردم و صاحبنظران اهل حق بر این عقیده هستند.
و این را می دانید که هر کس می خواهد مطلبی را خلاف تمام ادیان الهی مطرح کند حتما باید دلیل محکمه پسندی داشته باشد و در صورتی که دلیلی نداشته باشد باید حرف او را ادعائی بدون دلیل دانست و به آن ترتیب اثر نداد.
اولا این مساله را باید مورد توجه قرار دهید که مردم و صاحبنظران یارسان در زمینه شیطان دو نظریه را قائل شده اند و تعداد بسیار کمی از آنها قائل به تقدس شیطان شده اند.
ثانیا اگر حالا شخصی اهل حق هم پیدا شد و گفت که شیطان مقدس است و احیانا در کتاب خود هم این مطلب را آورد ما باید بگوئیم که اهل حق چنین مطلبی را قائل است!! هرگز!!
ثالثا توصیه ای به آن دسته از افراد اهل حق می نمایم که حرفها و اعتقادات شخصی و ......... خود را منتسب به آئین اهل حق ننمائید چرا که اهل حق از خودش مشکلات بسیاری دارد حال شما هم مشکلاتی ذهنی خود را بر آن بیافزائید دیگر معلوم نیست چه خواهد شد....
 
به امید روزی که مصلح جهانی ظهور کند و دنیا را پر از عدل و داد کند....
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/02/02 و ساعت |





Powered by WebGozar