در هر صورت آداب و مناسک اهل حق تا حد زیادی به آداب صوفیه شباهت دارد چنانچه "لزوم اجتماع آنها در جمخانه یا جمع خانه"،"تقدیم نذر و نیاز" یا "خدمت"،"اشتغال به ذکر خفی و جلی"، "توجه به ساز و سماع" که احیانا به نوعی خلسه و جذبه منتهی می شود و ضرورت سر سپردن به پیر و مرشد مناسک و آداب اهل حق را به نوعی روش صوفیانه تبدیل کرده است.
اضافه بر اینها می توان بر اعتقاد دو گروه بر سبیل تاکید کرد که هر دو گروه صوفیه و اهل حق بر این معتقد هستند که سبیل مقدس است و نباید آن را کوتاه کرد البته مردمان اهل حق در این مساله افراطی تر از گروه صوفیان ناصاف عمل می کنند و گاهی مواقع برای یک تار سبیل باید یک گاو نذر سید و رهبر خود کنند.
یکی دیگر از معتقداتی که هم اکنون صوفیه دیگر به آن به صورت علنی اقراری ندارد ولی بزرگان صوفیه به ان اقرار داشته اند بحث تقدس شیطان است و صد البته مردم اهل حق در این مساله هم افراطی تر از صوفیان عمل می کنند و برخی جاها دیده شده است به خاطر این اعتقاد مردم اهل حق را به اشتباه شیطان پرست هم گفته اند. منطقه قلخانی از توابع گهواره معروف به منطقه شیطان پرستان است که به سبب همین اعتقاد مردم به آنها شیطان پرست می گویند.







