تبليغاتX
اهل حق و آئین یاری
روزه یکی از واجبات شرعی در دین اسلام و سایر ادیان گذشته بوده و هست. در سوره بقره آمده است که:"ای اهل ایمان بر شما روزه داشتن واجب گردیده چنانچه بر امتهای پیشین این امر واجب گردید" بعد بلافاصله در جهت بیان فلسفه روزه بر می آید و می گوید که:"این دستور برای آن است که پاک و پرهیزکار شوید"

سوره بقره، آیه ۱۸۳

روزه در شرع مقدس اسلام انواعی دارد  که از جمله آن می توان به روزه های واجب، مستحب، حرام و مکروه آن اشاره نمود. مردم اهل حق در ماه مبارک رمضان این روزه ها را به جا نمی آورند و در عوض آن دو نوع روزه اختراعی و یا همان بدعتی را انجام می دهند اخیرا فرقه آتش بیگی علاوه بر آن روزه هائی که اهل حق ها باید بگیرند روزه ماه رمضان را هم بعضا می گیرند اما آنچه مسلم است اینکه در هیچ کجای کتب اهل حق دستوری برای روزه گرفتن در ماه رمضان داده نشده است و اگر اکنون برخی خاندانها این مساله را رعایت می کنند به خاطر جهت گیری های رهبران سیاسی و رهبران کنونی انهاست.

اهل حق ها کما اینکه در پستهای قبلی در مورد آنها صحبت شده است دو نوع روزه دارند:

الف: روزه مرنوی

ب: قولطاس

هر یک از طوایف اهل حق و خاندانهای یارسانی یکی از این روزه ها را که مدت آن سه روز است واجب و دیگری را مستحب می داند اما در بین اهل حق ها در مورد واجب بودن کدامیک اختلاف است، اجمالا همه اهل حق ها این دو ایام را به عنوان ایام روزه قبول دارند.

به عنوان مثال نور علی الهی روزه مرنوی یا همان روزه غار را ابتدا تطبیق بر ایام البیض می کند{که همه مردم می دانند ایام البیض در هر ماه از ۱۲ تا ۱۵ آن ماه است} و بعد روزه ان را اختیاری اعلام می کند.(نور علی الهی، آثارالحق، ج۲، صفحه ۳۲۸ تا ۳۳۰)

 

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/29 و ساعت |
حضرت آیة اللّه حاج شیخ لطف اللّه صافى گلپایگانى مد ظله العالى

       بعد از ارسال استفتاء در خواست دریافت کتاب را نمودند سپس چنین مرقوم داشته‏اند: »بسم اللّه الرحمن الرحیم دو جلد کتاب آثار الحق گفتارهائى از نور على الهى که متأسفانه در تیراژ ده هزار چاپ و منتشر شده و اصل شد بخشهائى از آن مطالعه شد این کتاب از کتب ضلال و متضمن مطالب باطله و مخالف اعتقادات اسلامیه و مشتمل بر خرافات بسیار است که اعتقاد به آنهاکفر و خروج از اسلام است طبع و نشر و خرید و فروش این کتاب و اجازه نشر ان همه حرام و موجب اضلال و مستوجب تعریز و تأدیب است و اللّه العالم لطف اللّه صافى.


حضرت آیة اللّه حاج سید محمد شاهرودى مد ظله العالى.


       در پى ارسال استفتاء در خواست کتاب را نمود ه بودند سپس در جواب مرقوم فرمودند بسمه تعالى آثار الحق گفتارهائى از نور على الهى داراى مطالب انحرافى و گمراه کننده وباطل وفاسد که با عقاید بزرگان علماء امامیه تطبیق نمى‏کند در لا به لاى گفتارها و عبارتهاى مختلف مؤلف کتاب زیاد است لذا خرید و فروش و نگهدارى آن براى کسانى که از عقاید صحیح و کامل مذهب حقه شیعه اثناعشریه اطلاع کافى نداندجائز نیست. محمدالحسینى الشاهرودى


حضرت آیة اللّه حاج سید محمد صادق روحانى مدظله العالى


       حضرت ایشان در جواب به مرقوم فرمودند: «بسمه جلت اسمائه این حرفها به هذیان اشبه است چنان چه صاحب آنهایعنى گوینده و نویسنده به هوش باشد چنین جملاتى بگوید منحرف و بى دین است و کتاب از کتب ضلال است و خرید فروش ان حرام است.30 شعبان 1419 محمد صادق الحسینى الروح

حضرت آیة اللّه سید محمد على گرگانى مدظله العالى 
 

       بسمه تعالى

با توّجه به مطالبى که عنوان شده این نوع کتب از کتب ضاله مى‏باشد و تهیه و خرید و فروش و نگه دارى این گونه کتابها حرام است مگر براى کسانیکه اهل علم هستند و در صدد جواب و پاسخ گوئى از مطالب ضاله هستند محمد على العلوى الحسینى


 حضرت آیة اللّه حاج سید موسوى شبیرى زنجانى مد ظله العالى

       بسمه تعالى

این کتاب بدون تردید از کتب ضاله است خرید و فروش ان حرام و باطل مى‏باشد و لازم مى‏باشد که تلف شود. 25 رجب 1419 سید موسوى شبیرى زنجانى.


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ حسین مظاهرى مد ظله العالى 
 

      بسمه تعالى

استفاده کردن از اینگونه کتابها و انتشار آنها و خرید و فروش آنها حرام است.


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ عبدالحمید شربیانى مدظله العالى

        بسمه تعالى

این قبیل لاطائلات و حرفهاى بى پایه عقلى انسانى و اسلامى و این آراء سخیفه شیطانى مضلّه از افراد منحطّ بى ارزش از فرق ضاله و ابزار و اولیاء تسخیرى ابلیس لعین است که کمترین طهارت و لطف الهى نداشته و از انجاس بشرى هستند و هیچ تماس و ارتباط در هیچ شرایط با آنان جایز نیست و همیشه در معرض غضب الهى هستند نشر و چاپ و مطالعه و خرید و فروش و حتى حفظ آنها از محرمات اکیده است و نعوذ باللّه و الى اللّه المشتکى و الملتجى عبدالحمید شربیانى


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ على آقا گلپایگانى مد ظله العالى

       مایل بودند کتابى که مطالب مورد استفتاء در آنست را به بینند پس از ارسال کتاب آثار الحق فتواى دادند: »بسمه تعالى سلام علیکم کتاب ارسالى جنابعالى از کتب ضلال است على صافى گلپایگانى سوم رمضان المبارک 1419»


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ قربانعلى محقق کابلى مد ظله العالى

       در جواب استفتاء مرقوم فرموده‏اند: »بسمه تعالى کتب مزبور از کتب ضاله مى‏باشد خرید و فروش جائز نیست قیمت هائى که از فروش بدست آورده، رد مظالم بدهید و اگر پول حلال و حرام مخلوط شده است و مقدار حرام را نمى‏دانید و صاحبانش را هم نمى‏شناسید خمس آن پولها را جدا کنید باقیمانده براى شما حلال است قربانعلى محقق کابلى


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ محمد تقى بهجت مدظه العالى

       حضرت ایشان حکم فرموده‏اند: «بسمه تعالى در اینصورت که کتاب مذکور مشتمل بر آنچه مرقوم نموده‏اید هست به حکم کتب مضلّه مى‏باشد که خرید و فروش و خواندن و اعتقاد به آن جایز نیست و معامله آن باطل و فاقد ارزش است و غیر قابل براى محاسبه حقوق شرعیه»


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ محمد تقى مجلسى مد ظله العالى


       بسمه تعالى

پس از اهداء تحیة و تقدیم عرض سلام اعلام مى‏دارد این گونه کتابها از جمله کتب ضاله محسوب مى‏شود که مطالعه و خرید و فروش آنها جائز نیست و تنها مى‏توان آن را براى خصوص اهل علم و کسانى که آشنائى کامل به مبناى شرع انور و معارف حقه الهیه دارند تجویز نمود توفیقات و تائیدات جنابعالى را از حضرت منان مسئلت دارم والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته محمد تقى مجلسى


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى مدظله العالى

      ایشان در جواب استفتاء مرقوم داشته‏اند: بسمه تعالى صاحبان عقائد فوق از زمره مسلمین بیرون و حکم طهارت بر آنها جارى نمى‏شود و تقویت آنها غیر مشروع است.


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ ناصر مکارم شیرازى مدظله العالى

       بسمه تعالى

این گونه کتابها،کتابهاى ضلالت و گمراهى است و خرید و فروش آن جایز نیست مگر براى اهل علم که بخواهند به آن پاسخ دهند.


 حضرت آیة اللّه حاج شیخ یوسف صانعى مدظله العالى

       بسمه تعالى

از مطالعه این گونه کتابها باید پرهیز نمود تا مبادا خداى ناکرده انسان گرفتار مرض‏هاى روانى و ضلالت گردد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/28 و ساعت |

يا مهدی

 

 

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود

                                                 عاقبت غربی ترین دل نیزعاشق میشود

شرط میبندم هنگامی که نه دوراست نه دیر

                                                      مهربانی حاکم کل مناطق می شود


سؤالی ساده دارم ازحضورت

من آیازنده ام وقت ظهورت؟

اگر تو آمدی من رفته بودم

اسیرسال وماه وهفته بودم

دعایم کن دوباره جان بگیرم

بیایم در حضور تو بمیرم

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/27 و ساعت |

در اينجا بدون هيچ شرحي مطالبي را از رهبران/کتابها و عقائد مردم اهل حق مي آوريم تا شما خود قضاوت کنيد. البته نسل جديد اهل حق اکثر نظرات رهبران خود را قبول ندارند


خان آتش يکى از رهبران اهل حق گفته است: پيغمبر هزار رکعت نماز مقابل يک سيب داد، يک نياز هزار نماز است. عبادت خالى نکن ما مغز قرآن هستيم، قرآن پوست ماست. (1)م


اگر نياز نباشد نماز بى سود است اگر نياز دهى پس نماز بيهوده است. (2)م


«قبله (اهل حق) يارسان پرديور است... پس تمام قربانيها را بايستى رو به پرديور ذبح نماييم.» (3)م


پ1- مجموعه رسائل و اشعار اهل حق، و ايوانف، ص 109


پ2- سرسپردگان، سيد محمد على خواجه الدين، ص 64


پ3- بيان الحق، قادر طهماسبى، ص 114


روزه مرنوى و روزه قولطاسى در نيت، زمان و حکم با يکديگر فرق دارند. در نيت روزه مرنوى مى گويند: روزه مى گيرم روزه پادشاهى، از لوح تا قلم، از گاو تا ماهى، به اين شرط اقرار بناى پشتان، بناى دعوت پادشاهى به حکم عزيز خاوندگار.(4)م


پ4-مجموعه رسائل و اشعار اهل حق، و. ايوانف، صص 112ـ105


اهل حق روزه گرفتن، قليان کشيدن و کوتاه کردن و تراشيدن سبيل را حرام مى دانند. چنان که اعلى دين در تذکرة اعلى گفته است: «صاحبکار فرمود: در دون(1) مرتضى على قرار چنين بوده هر کسى که ما را خواست سبيل نگيرد، ااز نان و آب روزه نباشد، اهل حقيقت قليان نکشد; آن وقت قرار چنين بوده، چه بر طريقت چه بر حقيقت. ما اقرار داديم در پيش محمد مصطفى، هر کس از اين سه چيز بيرون باشد ما از او جدا باشيم. نشانه يارى همين است.»(5)م


پ2- مجموعه رسائل و اشعار اهل حق، و. ايوانف، ص 171

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/22 و ساعت |

پاسخ استاد حسيني قزويني :

من از جناب آقاي مراد زهي انتظارم خيلي بيش از اين‌ها بود ، چون من به علميت ايشان اعتقاد دارم و اين كه يك استاد حوزه هستند و بيش از پنجاه كتاب تأليف كرده‌اند . ايشان كه مي‌فرمايد از ناحيه زيد بن اسلم ،‌ اين روايت مصنف مورد اشكال است ، حد اقل يك نگاه بكنند به سند . دارد كه :

زيد بن أسلم ، عن أبيه أسلم .

انقطاع ندارد ، جناب آقاي مراد زهي . زيد بن اسلم از پدرش نقل مي‌كند . زيد بن اسلم مورد ثقه است ، هيچ شكي در وثاقت او نيست . ابوزرعه ، ابوحاتم ، ابن سعد ، نسائي وابن خراش ، همه مي‌گويند كه اين ثقه است . تهذيب الكمال ، ج10 ،‌ ص17 .

و اضافه آقاي زيد بن اسلم از روات بخاري و از روات صحيح مسلم است . چگونه آقاي مراد زهي مي‌آيد ، زيد بن اسلم را كه از روات بخاري و از روات مسلم است ، اين چنين لت و پار مي‌كند . زيد بن اسلم از پدرش اسلم نقل مي‌كند .

اسلم قرشي از غلامان جناب عمر بن خطاب بوده است . مزي ميگويد :

اسلم القرشي العدوي مولي عمر بن الخطاب ، ادرك زمان النبي صلي الله عليه وسلم . زمان پيامبر را هم درك كرده و عجلي هم گفته : مديني ثقة . ابوزرعه هم گفته ثقة .

تهذيب الكمال ، ج2 ، ص330 .

اما ايشان مي‌فرمايند كه ما از كتاب نهج البلاغه براي ايشان دليل بياوريم. چشم ما از نهج البلاغه هم براي ايشان عرض مي‌كنيم .

در نهج البلاغه ، خطبه 202 آقا امير المؤمنين سلام الله عليه هنگام دفن حضرت زهرا خطاب به رسول اكرم مي‌فرمايد‌:

ستنبئك ابنتك بتضافر امتك علي هضمها .

يارسول الله ! دخترت به تو خبر خواهد داد كه امت تو در حق فاطمه زهرا ظلم كرد‌ه‌اند .

جناب  شيخ حبيب الله خوئي كتابي دارد ، در شرح نهج البلاغه ، به نام منهاج البراعة . ج13 ،‌ ص14 مي‌گويد: تضافر الأمة علي هضمها معنايش اين است كه :

اشارة الي ما صدر عنهم من كسر ضلعها و اسقاط جنينها .

اين كه امت در حق حضرت زهرا ظلم كرده‌اند و حق او را پايمال كرد‌اند ، اشاره است به شكستن پهلوي حضرت زهرا و سقط جنين حضرت زهرا . منهاج البراعه ، جناب خوئي ازكتاب‌هاي معتبر است و خود جناب خوئي از شخصيتهاي برجسته است .

و اضافه در نهج البلاغه ، خطبه202 اين عبارت است . بزرگان اهل سنت هم همين تعبير را از امير المؤمنين نقل كرده‌اند . آقاي عمر رضا كحاله ، از علماي معاصر اهل سنت است ، در كتاب اعلام النساء ، ج3 ، ص21 نقل مي‌كند .

فاضل معاصر مصري ، جناب مأمون غريب در كتاب خلافة علي بن أبي طالب ، ص33 نقل مي كند .

عبد العزيز شناوي ، فاضل مصري در كتاب سيدات نساء اهل الجنة ، ص151 نقل مي‌كند .


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/20 و ساعت |

نکته : مواردي كه قابل شنيدن نبوده ، با ؟؟؟ نشان داده شده است .

پاسخ مولوي مراد زهي :

ببنيد من اولاً به اين سبك برنامه كه چهار دقيقه و يك دقيقه است ، اعتراض دارم . يك بحث وقتي ادامه پيدا مي‌كند بايد جمع بندي بشود تا حالا سه چهار تا بحث مطرح شد .

سؤالي كه من كردم در رابطه با مطلب قاضي نور الله شوشتري. من متأسفم كه تمام بينندگان آشنا هستند به زبان عربي . چگونه واقعاً يك مسأله را از ظاهر مسأله بر مي‌گردانند كه وقتي سؤال كردند : يا ابن رسول الله ! ما تقول فى حق أبى بكر و عمر ؟ فقال (ع) : إمامان عادلان قاسطان .

عادل در زبان عربي به چه گفته مي‌شود ، « قاسطان » قاسط در زبان عربي به چه گفته مي‌شود ؟ وماتا عليه .

مطلب دوم آن چه از صحيح مسلم آوردند . جاي تأسف است كه من همين مسأله را عرض كردم كه يك پاراگراف را مي‌خوانند و يك پاراگراف را نمي‌خوانند . صحيح مسلم همين الآن جلوي من است ، همين حديثي كه ايشان آوردند ، حديث صحيح مسلم است و من مي‌خوانم و شنوندگان هم گوش كنند ، خود آقاي قزويني هم گوش كنند و بعد قضاوت كنند .

فلما توفى رسول الله صلى الله عليه وسلم قال أبو بكر انا ولى رسول الله صلى الله عليه وسلم فجئتما تطلب ميراثك من ابن أخيك ويطلب هذا ميراث امرأته من أبيها فقال أبو بكر قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ما نورث ما تركنا صدقة فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق ثم توفى أبو بكر وانا ولى رسول الله صلى الله عليه وسلم وولى أبى بكر فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا والله يعلم انى لصادق بار راشد تابع للحق .


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/20 و ساعت |

نکته : مواردي كه قابل شنيدن نبوده ، با ؟؟؟ نشان داده شده است .

هدايتي :

خدمت شما دوستان بيننده سلام و درود تقديم مي‌كنيم ،  انشاء الله كه با موفقيت و سربلندي كامل در پناه خداوند سبحان روز گار را سپري كرده باشيد .

برنامه‌اي كه امروز شروع مي‌كنيم ، گفتگويي است بين دو بزرگوار ، جناب آقاي حسيني قزويني و جناب آقاي مراد زهي . يك گفتگوي دوستان و يك مناظره براي روشن شدن نقاط مبهم و نقاط نا مشخص تاريخ ... .

موضوع مناظره حضرت زهرا سلام الله عليها است . از ماه ها قبل قرار بود كه مناظره‌اي را برگزار كنيم ، متأسفانه اين امكان فراهم نشد به دلائل مختلفي .

دليل انتخاب اين موضوع اين است كه مشكلاتي براي برخي از دوستان و هموطنان ما رخ داده است كه اختلافاتي را به وجود آورده است ، شب نامه هايي را چاپ كرده‌اند ، سخنراني‌هايي را كرده‌اند و ... اين مسائل باعث شد كه متأسفانه برخوردهاي فيزيكي نيز صورت گيرد .

من يك توضيحات اوليه را بدهم : اولا اين گفتگوها دوستانه است و هر دو طرف از شخصيت‌هاي اسلامي هستند و بنايمان بر اين است كه اين گفتگو دوستانه و سالم برگزار شود و انشاء الله به دنبال اين هستيم كه حقايق روشن بشود و دانش مان بارور تر بشود .

هيچ يك از دو طرف مناظره قطعا به دنبال اين نيستند كه طرف ديگر را شكست بدهند ... هر دو بزرگوار نيز توضيح خواهند داد . انشاء الله اين برنامه الگويي خواهد شد براي برخي از رسانه‌ها و تلويزيون‌هايي كه مناظره برگزار مي‌كنند و خودشان به قضاوت مي‌نشينند و بهره برداري مي‌كنند كه ما پيروز شديم و فلاني شكست خورد ... . ما دلمان مي‌خواهد كه خود مردم قضاوت كنند و در باره‌اش صحبت كنند .

خود اين برنامه بعد از يك وقفه طولاني ، يك حركت جديدي باشيد و تعيين كننده باشد كه ما اين مناظره را ادامه دهيم .

نكته دوم اين است كه هر دو طرف از موضوع مناظره دور نشود و در باره حضرت زهرا سلام الله عليها باشد .

برنامه به اين شكل خواهد بود كه دو تا ده دقيقه آغازگر برنامه خواهد بود براي هر دو بزرگوار . هر دو طرف صحبت خواهند كرد ،‌ بعد يك دقيقه طرف مقابل سؤال خود را مطرح خواهد كرد ، طرف ديگر چهار دقيقه وقت دارد كه در باره اين يك دقيقه و سؤال وي صحبت كند . وقتي چهار دقيقه اش تمام شد ،‌ يك دقيقه به ايشان وقت مي‌دهيم سؤالي مطرح كنند تا طرف مقابل چهار دقيقه وقت داشته باشد كه جواب دهد .

براي شروع دو راه است ، يا اين كه از آقاي مراد زهي خواهش كنيم كه چون مهمان هستند شروع كنند و يا به عهده قرعه مي‌گذاريم . نظر جناب مراد زهي را مي‌پرسيم كه ايشان شروع كنند و يا قرعه كشي كنيم .

مراد زهي : هرچه نظر جناب آقاي قزويني باشد ما حرفي نداريم .

استاد قزويني : اگر ايشان تمايل دارند براي شروع كردن و چون مهمان ما هستند و ما وابستگي مان به شبكه سلام بيشتر است ، ما اين حق اولويت را به ايشان واگذار مي‌كنيم .

جناب آقاي مراد زهي ! من از الآن وقت مي‌گيرم ، وقتي گفتم شروع كنيد .


به زبان انگلیسی هم ببینید،ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/20 و ساعت |

هنوز درست و حسابی خوابم نبرده بود که یهو صدا وحشتناکی بلند شد.احساس کردم چند بمب همزمان منفجر شده اند از جا پریدم.

چند لحظه ای طول کشید تا به خودم بیایم و بفهمم چه خبر است.آن بیرون کسی انگار داشت با پتک می کوبید به بدنه کانتینر. صدا بدجوری می پیچید تو فضای داخل داشتم سرسام می گرفتم.دو دستم را از دو طرف گذاشتم روی گوشهایم و محکم فشار دادم.

آنها که می کوبیدند به بدنه کانتینر چند نفر بودند علاوه بر کوبیدن سر و صدا و فریاد هم می کردند.

دو سه دقیقه بعد همه چیز تمام شد فهمیدم رفته اند.با تمام وجود لعنتشان کردم سر و صداها هنوز توی سرم بود. دوباره افتادم کف کانتینر. با خودم گفتم:خدایا اینا چرا اینقدر اذیت می کنن؟

 

 

با وجود اینکه اوضاع روحی که به هم ریخته بود دوباره سعی کردم بخوابم. بیست سی دقیقه بعد باز سربازان عراقی مثل قبائل وحشی از راه رسیدند و باز همان شکنجه کوبیدن به بدنه کانتینر و داد و بیداد کردن ها را تکرار کردند.

یادم هست که در منطقه گاهی زیر سر و صدای انفجار گلوله ها می خوابیدم. آن شب به قدری شدت صدا و پیچیدن آن در کانتینر و حشتناک بود که اصلا احساس می کردم خواب و آرامش برای ابد از وجودم رفته است.

عراقی ها به خوبی می دانستند کسی که یک روز را در داخل یک کانتینر داغ و آتشین گذرانده باشد شب برای او دیگر رمقی نمانده است و بیشتر از هر چیزی به خواب و استراحت نیاز دارد.

آن شب تا به صبح همین بساط بود هر چند دقیقه یکبار می آمدند می کوبیدند به کانتینر و داد و فریاد می کردند و می رفتند.

حالا یکساعتی از طلوع خورشید گذشته دیگه پیداشون نمیشه ولی چه فایده الان کانتینر تبیدل به تنور آتشین میشه/حالا باز گرفتار دیگ داغ شده بودم و باز باید..........

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/18 و ساعت |
حتما ببینید

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/16 و ساعت |

نور علی الهی چون می خواهد مطالب ضد اسلام و ضد تشیع خود را که حیثیت اسلامی و شیعی ندارند جنبه الهی بدهد ناگزیر ادیانی را که با اسلام عزیز نسخ شده اند پذیرفته دوباره با آب و تاب خاصی آنها رلا مطرح می نماید.تا اگر کسی از لابلای کلمات مرموزانه او که همیشه دو پهلو است نشانه هائی از غیر اسلام یافت،جواب دهد آنچه آورده ام جوهر ادیان است ولی غافل از این که در جای دیگر مطلبی بهز بان آورده است که فرآورده اش را مستند به هیچ دینی نمی کند می گوید:

حضرت علی{علیه السلام} به من فرمود دین تو ابداعی است ولی نیک ابداعی است.

آثارالحق ج۱ صفحه ۱۲ گفتار ۱۵

این دین ابداعی که جوهره ایدان است افترائی است که به سلطان اسحاق نسبت داده شده است چنانچه نور علی الهی می گوید:

ما پیرو دین سلطان اسحاق هستیم همه اش را تحقیق کرده ام نه تحقیق.

آثارالحق جلد یک صفحه ۲۰ گفتار ۴۲

در صورتی که اگر به حقیقت پیرو دین!سلطان اسحاق و یا مسلک او بودند نمی گفتند مرام ما جوهر کشی تمام ادیان است به یقین اگر سلطان اسحاق زنده بود با تمام انحرافاتش از این فرد یعنی فتح الله جیحون آبادی اظهار برائت می نمود.

یکبار ادعای تشیع و یکبار ادعای اهل حق بودن و پیرو سلطان اسحاق یکبار ادعای جوهر کشی از تمام ادیان؟! به نظر شما این آشفتگی نشان از آشفتگی تفکرات این فرد ندارد به رساتی نوسانات در رفتار و گفتار نشان از نوسانات در ایمان ندارد؟روانشناسان قضاوت کنند که می گویند همیشه نوسانات در گفتار و عمل نشان از نوسانات در ایمان و تفکر دارد که این نوسانات نشان از ضعف سیستم است.

حال خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.......

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/15 و ساعت |

گوران محل زندگي اهل حق بود که در کرمانشاه واقع است افرادي که از اين محل به تبريز يا جاهاي ديگر کوچ کرده اند گوران گفته شده است.

کلمه گوران به سه معني آمده است:

۱- نام يکي از ايلات کرد ساکن کرمانشاه است.

2- نام زبانيست که تا اين اواخر در مرکز غربي و جنوبي کردستان با آن تکلم و دفاتر و کلامهاي مذهبي نوشته مي شد بعدا بر اثر انتشار زبان کردي و فارسي ادبي بتدريج متروک گرديده است. گويش گوران ترکيبي است از لهجه هاي کردي اوراماني – کرمانج – لکي و کردي کرمانشاهي است. 

3- نام يکي از بخشهاي مهم شهرستان اسلام آباد مي باشد که در شمال باختري شهرستان مزبور و شمال شهرستان "کرند" واقع است . شايان ذکر است که خيلي از اهل حق ها از اينکه به آنها گوران گفته ميشود ناراحتند که معمولا مسلمانان ترک زبان آنها را به گوران خطاب می کنند.

 

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/14 و ساعت |

ماه شعبان ماه رسول خدا

 

شعبان ماه بسيار شريفي است، و به حضرت سيد انبيا(ص) منتسب مي‌باشد، و آن حضرت همه اين ماه را روزه مي‌گرفت، و روزه آن را به ماه رمضان متّصل مي‌نمود،‌ و مي‌فرمودند شعبان ماه من است، هر كه يك روز از اين ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مي‌شود.

از امام صادق(ع) روايت شده است: چون ماه شعبان مي‌رسيد حضرت زين‌العابدين(ع) اصحاب خود را جمع مي‌كرد و مي‌فرمود: اي اصحاب من، مي‌دانيد اين چه ماهي است؟ اين ماه شعبان است، و حضرت رسول(ص) مي‌فرمايد شعبان ماه من است، پس در اين ماه براي جلب محبّت پيغمبر خود، و براي تقرّب به سوي پروردگار خويش،‌ روزه بداريد،‌ به خدايي كه جان علي‌بن الحسين(ع) به دست قدرت اوست، سوگند ياد مي‌كنم از پدرم حسين‌بن علي(ع) شنيدم كه فرمود: از اميرالمؤمنين(ع) شنيدم: هر كه شعبان را براي جلب محبّت پيامبر، و تقرّب جستن به سوي خداوند روزه بدارد خداوند او را دوست بدارد، و در روز قيامت به كرامتش نزديك نمايد، و بهشت را بر او واجب گرداند.

شيخ از صفوان جمّال روايت كرده است كه امام صادق(ع) به من فرمود: كساني را كه پيرامون و اطراف تو هستند به روزه شعبان وادار كن. گفتم: فدايت شوم، مگر در فضيلت آن چيزي مي‌بيني؟ فرمود: آري رسول خدا(ص) هرگاه هلال شعبان را مي‌ديد، به منادي دستور مي‌داد تا در مدينه ندا كنند: اي اهل مدينه، من از جانب رسول خدا(ص)‌ به سوي شما ارسال شده‌ام، آن حضرت مي‌فرمايد: آگاه باشيد، به درستي كه شعبان ماه من است، خدا رحمت كند كسي را، كه مرا در ماه من ياري كند،‌ يعني روزه بدارد آن را،‌ سپس امام صادق(ع) چنين گفت: اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمود: از هنگامي كه شنيدم منادي رسول خدا(ص) در شعبان ندا داد، روزه شعبان از من فوت نشد، و تا زماني كه زنده هستم به خواست خداوند از من فوت نخواهد شد. پس مي‌فرمود: روزة دو ماه شعبان و رمضان مايه توبه و آمرزش خداست. اسماعيل‌بن عبدالخالق روايت كرده است: نزد امام صادق(ع) بودم، ذكر روزه شعبان به ميان آمد، حضرت فرمود: در فضيلت روزه شعبان چنين و چنان است، تا جايي كه انسان مرتكب قتل حرام مي‌شود، پس چنانچه شعبان را روزه بدارد، اين روزه به او سود مي‌رساند،‌ و به خواست خداوند آمرزيده مي‌شود!

بعضي از اعمال مشترك اين ماه:

 اوّل: هر روز هفتاد مرتبه بگويد: «أًستَغفِرُاللهَ وَ أَسأَلُهُ التَّوبَهَ» دوم: هر روز هفتاد مرتبه بخواند: «أَستَغفِرُاللهَ الَّذي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الرَّحمنُ‌ الرَّحيمُ الحَيُّ القَيُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَيهِ».  در بعضي روايات «الحيُّ القَيُّومُ» پيش از «الرَّحمنُ الرَّحيمُ» است، و عمل به هر دو خوب است. و از روايات استفاده مي‌شود، كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه استغفار است، و هر كه در هر روز اين ماه هفتاد مرتبه استغفار كند، مانند اين است كه در ماه‌هاي ديگر هفتاد هزار مرتبه استغفار نمايد.

سوّم: در اين ماه صدقه بدهد،‌ گرچه نصف دانة خرمايي باشد، تا حق‌تعالي بدن او را بر آتش دوزخ حرام كند. از امام صادق(ع) نقل شده است كه از وجود مبارك ايشان دربارة فضيلت روزة رجب سؤال كردند؟ فرمود: چرا از روزة شعبان غافل هستيد؟ راوي عرض كرد: يَابنَ رسول‌الله كسي كه يك روز از شعبان را روزه بدارد، چه ثوابي دارد؟ فرمود: به خدا سوگند بهشت پاداش آن است، عرض كرد يَابنَ رسول‌الله بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمود: صدقه و استغفار، هر كه در ماه شعبان صدقه دهد حق‌تعالي آن را رشد و نموّ دهد همان‌گونه كه يكي از شما بچّه شترش را رشد مي‌دهد، تا آن كه در قيامت، در حالي كه به اندازة كوه احد شده باشد به صاحبش باز گردد. چهارم: در تمام اين ماه هزار مرتبه بگويد: «لا إِلهَ إِلَّا اللهُ، وَ لا نَعْبُدُ إِلّا إيّاهٌ مٌخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ معبودي جز خدا نيست، و نپرستيم جز او را، در حالي كه دين را براي او خالص كرديم، گرچه مشركان را خوش نيايد».

اين ذكر پاداش بسياري دارد، از جمله اينكه در نامة عملش عبادت هزار ساله بنويسند. پنجم: در هر پنجشنبة اين ماه دو ركعت نماز بجا آورد، در هر ركعت پس از سورة «حَمْد» صد مرتبه «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ» خوانده و بعد از سلام نماز صد مرتبه صلوات بفرستد، تا حق‌تعالي هر حاجتي كه در امر دين و دنيا دارد روا كند، و نيز روزة هر پنجشنبه اين ماه فضيلت بسيار دارد. روايت شده است كه در هر پنجشنبة ماه شعبان آسمانها را زينت مي‌كنند، پس ملائكه عرض مي‌كنند، خداوندا! روزه‌داران اين روز را بيامرز، و دعاي آنان را اجابت فرما. در خبر نبوي است: هر كه روز دوشنبه و پنجشنبة شعبان را روزه بدارد، حق‌تعالي بيست حاجت از حوايج دنيا، و بيست حاجت از حوايج آخرت او را برآورد. ششم: در اين ماه بسيار صلوات فرستد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/13 و ساعت |

به دليل آنكه آيين یاری و اهل حق به دلیل پوچی همواره در معرض تهديد و نابودی از همسايگان قرار داشته و غالباَ به صورت آييني سري از سوي پيروان نگاه داشته شده است مشخصاَ اسرار و رموزي براي شناخت خودي‌ها به يكديگر تعريف نموده است.

 

نشانه‌ي بسیار بارز پيرو اهل حق "سبيل" اوست. اهل حق همواره سبيلي بزرگ دارند و نه تنها هرگز آن را نمي‌تراشند بلكه حتي مرتب هم نمي‌كنند. اگر چه ”سبيل“ عامل شناسايي متقابل پيروان اهل حق است اما اينان توجيهي آييني نيز براي گذاشتن سبيل به اين سبك و سیاق دارند. در متن مقدس آن‌ها آمده است كه شخصی فرمود:

"هر كه از ماست نبايد سبيل بتراشد، نبايد از خوردني و نوشيدني امساك ورزد و نبايد قليان بكشد".

 

 همچنين داستاني در اين باره دارند كه گويا هنگامي كه علي (ع)، جنازه‌ي پيامبر را مي‌شست مشاهده كرد مقداري آب در ناف مبارك جمع شده است او نيز آب را مكيد و سبيلش خيس شد. به همين خاطر و به دليل مقدس بودن آب، از آن پس ديگر دست به سبيل نبرد.

 

علاوه بر اين، اگر موي سبيل يكي از اهل حق به هر دليل كنده شود، آن را دور نمی ريزد بلكه آن را در جايي نگاه مي‌دارد. به هر حال، سبيل نزد اهل حق عامل متمايز كننده و نشانه‌ي پيرو اين آيين بودن است كه صبغه‌اي آيينی نيز به خود گرفته و سبب مي‌شود پيروان اين آيين با نگاهي گذرا يكديگر را در داخل يك جمعيت ناهمگون شناسايي كرده به يكديگر نزديك شوند.

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/11 و ساعت |

 

روزگاری بود ميوه اش فتنه، خوراکش مردار، زندگی اش آلوده، سايه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند. تازيانه ستم، عاطفه را از چهره ها می سترد. تاريکی، در اعماق تن انسان زوزه می کشيد و دخترکان بی گناه، در خاک سرد زنده به گور می شدند. و در اين هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ايستاد و زمين در زير پاهای او استوار گرديد.

 

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/09 و ساعت |

حاصل دو مقدمه

1.در میان مسلمانان فرقه ها و گروهایی تناسخ را پذیرفته و از آن دفاع کرده اند که از جمله مهمترین ایشان اهل حق است.

2.جامعه مسلمانان همچون ادیان ابراهیمی همواره منتقد تناسخ بوده و در صدد آن برآمده اند.این شرایط عمومی تا جائی گسترده است که حتی کسانی که به نوعی تناسخ را پذیرفته اند خود را منتقد تناسخ قلمداد می کنند و نظریه خود را با نامی دیگر می خوانند تا با تناسخ جدا شود.در چنین جامعه ای پذیرش و توجیه یک نظریه تناسخی پدیده ای سوال برانگیز و دشواریاب است.

3. در میان اهل حق ها تنها خاندان الهی عقایدشان را در این زمینه به صورت واضح و قابل استناد عرضه کرده اند لذا برای بررسی عقاید اهل حق درباره تناسخ منبعی که در دسترس سریع باشد نیست ولی در مورد خاندان الهی این منابع موجود است.

4.برای بررسی دیدگاه خاندان الهی ناگزیریم اولا دیدگاه آنها را درک کنیم و تعریف نظریه تناسخی ایشان را به دست آوریم و در مرحله دیگر جهت و زمینه بررسی تحقیق خود را مشخص کنیم.

در پست بعدی مدعای این گروه و خاندان را بیان می کنیم.....

ادامه دارد.........

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/06 و ساعت |
چند فرق بین شیعه و صوفی (دراویش):

۱-شیعه مسجد می سازد وصوفی خانقاه

۲-شیعه در مسجد دعای کمیل وندبه میخواند وصوفی در خانقاه شعر وآواز

۳-شیعه میگوید:الهی انا عبدک الذلیل وصوفی می گوید:انالحق

۴-شیعه میگوید:لا اله الا الله حقا حقا وصوفی میگوید:لا اله الا انا فاعبدون

۵شیعه می گوید:سبحان ربی الاعلی وبحمده.صوفی می گوید:سبحانی ما اعظم شانی

۶-شیعه شارب را کوتاه میکند وصوفی بلند میگذارد

۷-شیعه غنا را حرام میداند وصوفی آنرا باعث نزول رحمت میداند

۸-شیعه دوازده امام مشخص دارد ولی صوفی امامت نوعیه دارد

۹-شیعه تولی وتبری دینی دارد ولی صوفی صلح کل است

۱۰-شیعه تفسیر قران میکند وصوفی تفسیر دیوان

۱۱-شیعه با علما نشستن را نیک میشمارد وصوفی از آن احتراز دارد

۱۲-شیعه اگر کرامتی از اوبروز کرد مخفی میدارد وصوفی کرامت جعل میکند وفریاد میزند

۱۳-شیعه تابع اذکار وادعیه اهل بیت است وصوفی تابع اذکار شیخ ومرشد

۱۴-شیعه قطبی غیر از امام خود نمیشناسد وصوفی مرشد خود را قطب میداند

با تشکر از وبلاگ مقدمه ای بر تصوف

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/04 و ساعت |

بررسی سیره و عملکرد علمای اسلام و شیعه بیانگر آن است که در طول تاریخ زندگی خود همواره خود را موظف به مبارزه با فرقه های صوفیه دانساه اند چنانچه دانشمند برجسته شیعی مرحوم شیح حر عاملی از علمای لبنانی متعلق به منطقه جبل عامل در علت مخالفت علمای شیعه با فرق صوفیه چنین فرموده است:

اجماع الشیعه الامامیه و اطباق جمیع الطائفه الاثنی عشریه علی بطلان التصوف و الرد علی الصوفیه من زمن النبی صلی الله علیه و آله و سلم و الائمه علیهم السلام الی قریب من هذا الزمان و ما زالوا ینکرون علیهم تبعا لائمتهم فی ذالک....

اثنی عشریه صفحه ۴۴

و این عمل تاسی به عملکرد و سیره حضرات معصومین می باشد زیرا ائمه هدایت در زندگی خود همواره از صوفیه انتقاد نموده و با آنان به شدت برخورد کرده اند.که برای نمونه می توانید مواردی را از این برخوردها را در کتاب تحقیقی بر تصوف و عرفان خیر الله مردانی مشاهده نمائید.

علمای مسئول و متعهد تشیع و شیعه اثنی عشریه در طوبل تاریخ همواره سد محکمی در برابر انحرافات و بدعت های صوفیه بوده اندو با گفتار و نوشتار خویش پیروان خود را از طریقت کذائی صوفیه بر حذر داشته و چهره منافقانه صوفیه رابرملا ساخته اند.

در روایتی آمده است که:

 اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه و الا فعلیه لعنه الله و الملائکه و الناس اجمعین.

(محاسن ص ۲۳۱ - سفینه البحار جلد یک صفحه ۶۳)

هنگامی که بدعتها در میان امن من آشکار شود ناگزیر باید عالم و دانشمند علم و دانش خود را ظاهر ساخته و بر ان بدعتها غلبه دهد و بستیزد و اگر چنین نکند لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آن باد.

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/04 و ساعت |

اما خاندان الهی اتفاقی غیر عادی در میان اهل حق محسوب می شوند.حاج نعمت الله جیحون آبادی متخلص به مجرم یکی از سر سپردگان خاندان شاه حیاسی بود که بر خلاف سنت اهل حق مستقل از خاندان با پذیرفتندوازده درویش به عنوان مریددر سمت پیری خود را قرار داد.

مریدان او پس از یکسال زیادتر شدند علت این کار او آن بود که در میان مردمان اهل حق اعتقادی وجود دارد مبنی بر اینکه حق بر بعضی افراد تجلی پیدا می کند و اگر تجلی پیدا کرد او می تواند در سمت پیری مریدان قرار گیرد.اعتقاد سنتی اهل حق ها این است که حق فقط در خاندانهای اصلی تجلی پیدا می کند.نعمت الله دقیقا بر عکس اعتقاد مردم اهل حق خود را تجلی یافته دانسته و خود را پیر معرفی می کرد و همین امرسبب شد که بسیاری از مردم اهل حق او را در این ادعا تکذیب کنند و موجبات اختلاف و درگیری را در میان مردم اهل حق به وجود آورد.

مساله اصلی در واقع از جائی شروع شد که نعمت الله فوت کرده و پسرش فتح الله به قدرت رسید او علاوه بر اینکه خود را پیر می دانست دیگران را هم متهم می کرد که اینها پیر نیستند و .... از اینجا جنگ میان سید و درویش در گرفت!درواقع ریشه جنگهای خونین جیحون آباد که به جنگ سید و درویش شهرت دارد از ایده های فتح الله بود.

نور علی الهی خود را سید هم خواند و گفت که من سید هستم و سید حقیقی منم و آنها که اسمشان سید است بگذار بمیرند و از این توهینها زیاد در سخنرانی ها خود ارائه داد این امر باعث شد که مردم جیحون آباد او را به هیچ وجه نتوانستند تحمل کنند برای همین او مجبور به مهاجرت گردید.

مخالفتهای با نور علی الهی با چاپ کتاب برهان الحق به اوج خود رسید تا جائیکه سران اهل حق بر علیه او موضع کتبی گرفتند و ....

پس از مرگ نور علی به ظاهر خواهر نور علی که نابینا بود به قدرت رسید در این دوره جنایتهای بسیاری از این گروه رخ داد که جای بسیار تامل است که چطور یک زن نابینا اینگونه عملیاتهائی را طراحی کرده است. به نظر می رسد با توجه به زیرکی دکتر بهرام الهی پسر نور علی و با توجه به تدوام این برنامه های تروریستی در زمان بهرام الهی طراح و تئوریسین این برنامه ها کسی نبوده جز بهرام الهی اوهم اکنون متواری ودر فرانسه زندگی می کند.

 بهرامی الهی یا همان بهرام جیحون آبادی جراح اطفال است و تلاشهای بسیاری برای ارائه دیدگاههای پدر در عرصه بین الملل و با زبانهای علمی کرده است ولی آنچه که واضح است هیچ گاه نتوانسته نظرات پدر را توضیح دهد بلکه در بسیاری از موارد خود مریدان نور علی معتقدند که بهرام الهی حرفهای خودش را می زند.

حتی کتاب آثارالحق که مجموعه سخنرانی های نور علی الهی است و با تلاش دکتر بهرام بعد از مرگش تهیه شده است بسیاری معتقدند که این کتاب برای خراب کردن نور علی الهی نوشته شده است. چون این کتاب پر است از اراجیف و چرندیاتی که بعید نیست خود بهرام الهی برای خراب کردن پدرش در این کتاب گنجانده باشد.

بعد از این مقدمه ها حال به دنبال حاصل این دو مقدمه هستیم و طرح مساله هستیم که در پست بعدی  آن را بیان می کنیم.

ادامه دارد.........

+ نوشته شده توسط م.ی در 87/05/01 و ساعت |





Powered by WebGozar