در كتاب سرودها صفحه 73- 75 نقل شده :
اوسا كه نه لو نه ثريا بي
نه عرشي بي نه فرشي جهان دريابي
مولا و دربي دروته دريا
ودر در بر آما جهان كرد مهيا
ناوويش نياو خاوندگار
عرش كرسي فرش اوسادا قرار
هفتاد هزار سال تك وتنيا فرد
ورود دلياوه چوگان بازيش كرد..............
نام خود را خاوندگار ناميد و آنگاه عرش و فرش و كرسي را آفريد هفتاد هزار سال تنهاي تنها بود بر روي دريا چوگان بازي مي كرد.
اهل حق ميگويند.خداوند 70 هزار سال تنها بود وروي دريا چوگان بازي ميكرد.
سوال؟!!!
آيا خداوند اهل لهو ولعب است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همبازي او چه كسي بود؟؟؟؟؟؟؟چون بازي چوگان يك بازي جمعي است نه فردي!
(خاکسار و اهل حق صفحه 81)
آغازی برای پیدایش زمانی این سلسله به طور یقینی موجود نیست اما پیوستگی و قرابت آن با مسلک اهل حق، گویای ارتباط این دو با یکدیگر است. این شباهت، عده ای را به این تفکر سوق داده است که خاکساریه گروهی از اهل حق هستند. برخی آنرا ادامه قلندریه می دانند و برخی دیگر معتقدند پدر شاه عباس صفوی آن را تأسیس نمود.
خاکساری ها چهار گروهند :
1) خاکسار جلالی
2) دوده معصوم علیشاهی
3) دوده نورایی
4) دوده عجم
مراتب سلوک دروغین در نزد خاکساریه:
لسان ، پیاله ، کسوت ، گل سپردن ، جوز سپردن ، لنگ ارشاد و عشق الله.
از نکات قابل توجه در مورد خاکساریه توجه آنان به شاهنامه فردوسی به عنوان یک کتاب عرفانی است که بیشتر در دوده عجم نمود ظاهری دارد و در قالب پرده خوانی و نقالی آشکار می شود.
از مهم ترین اعتقادات قابل توجه در مورد خاکساریه آعتقاد آنان به حلول و تناسخ می باشد که از نظر اسلام این دو عقیده باطل و مردود است.و همین مساله از اشتراکات با فرقه اهل حق می باشد.
حلول از دیدگاه خاکساریه وارد شدن خداوند در زمان ها و جامه های مختلف (دون) به کالبد اشخاص است و هفت دون برای آن ذکر کرده اند.
تناسخ عبارت است از اینکه هر انسانی پس از مرگ ، روحش در انسان دیگری وارد شده تا جزای اعمال پس از مرگ خود را ببیند. این عمل هزار بار ادامه دارد تا اینکه در مرتبه هزار و یکم به حق می پیوندد.
شباهت این فرقه با اهل حق زیاد است و در نهایت، برای سرسپاری باید پیش سید اهل حق بروند.
مشهور ترین چهره این فرقه « حاج علی یزدی » مشهور به بهار علیشاه متولد 1260 قمری و متوفای 1355 قمری است . بعد از ایشان، مطهر علیشاه مدعی قطبیت شد و بعد فردی به نام میر طاهر و بعد از میر طاهر فردی به نام میر مصباح که مصباحی هم می گویند و از کارمند وزارت دارائی و از نیروهای صادق عنقاء بود، ادعای قطبیت کرد. وی در برابر میرطاهر ایستاد و بعد خودش را تثبیت کرد.
در زمان میر مصباح، سید محمد مداحی مدعی قطبیت شد ولی سرشناس ترین چهره که در مقابل میر مصباح ایستاد، شخصی به نام سید مرتضی ذاکری با لقب میر منور بود که در سال 1373 شمسی بر اثر سرطان فوت نمود.
میر منور در سماع زبردست بود و رقصهای سنگینی می کرد . زنش هم اکنون مجالس او را ادامه می دهد و مدعی است که میر منور وصیت کرده مجالس او برپا شود.
« فرقه خاکساریه سلسله خود را با کمال وقاحت به برق علی طالب مشهور به میر ملنگ زنجیرپا که منظورشان امام سجاد (علیه السلام) است می رسانند و ایشان را مرید شخصی مجهول به نام سلطان قاهر قدس دانسته و او را شاگرد دده روشن و او را شاگرد محمود پاطیلی که منظورشان سلمان فارسی است می دانند.»
(خاکسار و اهل حق صفحه 41)
مجالس خاکسار آلوده به استفاده از بنگ و حشیش است و حتی در برخی از وقف نامه های خانقاه های آنان این مسئله ذکر شده است.(این است مراحل سیر و سلوک در فرقه های صوفیانه)
اصلاً احتياج نبود به تقويم نگاه کني، نسيم خوشي که در لابهلاي کانالها و شيارها ميدويد، حکايت از آمدن بهار داشت. پرندههاي خوش صدايي که بر روي تخته سنگها، ميان سبزههاي نورس ميپريدند و آواز سر ميدادند، خبر از نو شدن سال داشتند.
خيلي قشنگ بود. به دليل نامعلوم، سر و صداي شليک خمپاره و تيراندازي از سنگرهاي طرف مقابل ما هم کم ميشد. انگار برادرهاي بعثي هم به رعايت حرمت حلول «سال نو شمسي» اعتقاد داشتند!
رسم «خانه تکاني» از آن برنامههاي اشکي سال نو بود که من يکي- در تهران که بودم- همواره از آن ميگريختم. هر چه مادرم ميگفت: پسر، کمک کن فرش و پردهها و... را بشوييم، به خرجام نميرفت. به بهانهاي از خانه ميزدم بيرون و... الفرار! چهارده- پانزده سال که بيشتر سن نداشتم، هميشه احساسم اين بود صاحب خانه، که پدر و مادر هستند و من اولادشان، پس وظيفه اصلي خانهتکاني هم، با آنهاست.
از عيد هم، فقط آجيل خوردن، خود را با شيريني خفه کردن و هزار رقم جنقولکبازي با بچههاي فاميل را بلد بودم. دست آخر هم، عيدي گرفتن، که اين يکي از همه شيرينتر بود. اينکه ميديدي هنوز نرفته به خانه فاميل، به پدرمان ميگفتيم که زود بلند شو برويم، همهاش به عشق گرفتن عيدي بود.
ادامه دارد.........
اگه توی یک شهری غیر شهر خودت غیر کشور خودت غربت کشیدی دردناکه اما... دردناکتر از اون اینه که توی خونه خودت غریب و بی کس باشی خواهران و برادران غریب و اهل حقیقت سلام ما گروهی از اهل حق هائی هستیم که مسلمان شده ایم اما در مسائل زندگی خصوصا در مساله ارتباطات با دوستان و همفکران دچار مشکلات بزرگی شدیم ازجمله: 1- کم شدن ارتباط ما با فامیل 2- کمرنگ شدن عاطفه فامیلی 3- مشکوک شدن فامیل به تمام کارهای ما 4- زدن برچسبهای تحقیرکننده مثل "تاکسی برگشتی" و "گمراه" و "بی سواد"و.... 5- به دنبال یک همسر اهل حق بودن با تمام معیارهای متعصبانه 6- جلوگیری از انجام عبادات واجب "خصوصا نماز و روزه و..." 7- شنیدن کفرها و سفسطه های بی پایه در مورد اسلام 8- روبرو شدن با انواع فشارهای عصبی و بحثهای بی مورد برای بازگرداندن ما اعتقادات 9- اجبار به بد حجابی و بوسیدن دست نامحرمان 10- توهین به مقدسات توسط اطرافیان چه عمدی و چه غیر عمدی 11- محدودیت ها در مطالعه قرآن و به دنبال آن گفتن هزاران یاوه و کفر 12- اعمال هزاران فشار عصبی و رنج پنهان از سوی نزدیکترین فامیل واما چاره چیست؟ اگر ما بتوانیم افراد را اعتقادات شبیه به خود را پیدا کنیم که با آنها دوست شویم عالی است از طرفی اگر ما یک شماره تلفن اعلام کنیم ممکن است دوستان کاذب برای تماس شماره را اشغال کنند و دردسرهای بعدی پس چه باید کرد؟ بچه ها به نظر من باید به سراغ مراکز حوزه علمیه بریم و اعلام کنیم که ما دیگه اهل حق نیستیم و قضیه وبلاگ را بگوئیم باقی را به انها بسپاریم تا در این زمینه به ما کمک کنند به این ترتیب اگه خدا بخواد دو اهل حقیقت واقعی می تونن راحت تر همدیگرو پیدا کنن بچه ها اگه فکر دیگه ای به ذهنتون میرسه بگین... من به زودی یک ایرانسل برای دریافت SMS هاتون اعلام می کنم.
به نقل از وبلاگ نهر نور
در فیلیپین، روز جمعه قبل از عید پاک روزی که حضرت مسیح به صلیب کشیده شد، مراسمی مذهبی برگزار میشود که یکی از بزرگترین مراسم مذهبی در فیلیپین است. در این روز توبهکنندگان با آزار و شکنجهای که بر بدن خود وارد میکنند سعی در یادآوری مصائبی که حضرت مسیح(ع) در ساعات و روزهای آخر عروج خود داشته را دارند و با گریه و اظهار پشیمانی از گناهان از خدا و حضرت مسیح طلب بخشش و مغفرت گناه میکنند.
به گزارش «شفاف» و به نقل از خبرگزاری "رویترز"، تعدادی از کسانی که در این مراسم شرکت میکنند مانند حضرت مسیح(ع) به صورت داوطلبانه خود را به صلیب میکشند البته این مراسم با تشریفات و لباسهای خاصی انجام میشود تا بتواند خاطرات آن روزها را کاملاً برای مردم زنده کند.
بنابراین گزارش اشخاصی با لباسهای مخصوص سربازان آن دوران شخص داوطلب را به صلیب میکشند و دستها و پاهای او را با میخ به صلیب وصل میکنند. این مراسم در شمال مانیل در فیلیپین برگزار میشود که مصادف با 10 آوریل است. این منطقه یک شهر کاتولیک نشین است.
البته در این مراسم کاتولیکهای دیگری از دیگر کشورها و یا حتی قارهها به این شهر میآیند.
بنا بر گزارش رویترز، شخصی برای شرکت در این مراسم از استرالیا به فیلیپین آمده بوده تا به صلیب کشیده شود. البته این مراسم در روستاهای مختلف در این کشور برگزار میشود. آنها سعی میکنند باخودآزاری مصائب مسیح را به یادآورده و با گریه از خداوند درخواست بخشش گناهان خود را دارند.
سلام بر تو اى كعبه دل ها! سلام برتو، اى زينب امامت! سلامى از سرشك ديده، سلامى از قلم شكسته و سلامى از روان خسته. سلام برتو اى پرستوى عشق و ولايت! سلامى از شهدا و علماى وارسته و سلامى از سيارات منظومه عصمت و امامت.
اى خورشيد عفاف! در پرتو شعاعت محروم و مغبون كيست؟ و با ميز بانيت مطرود و مهموم كيست؟ اى آئينه تمام نماى زهرا(س) تو چه كردى كه عقل ها از درك مقامت حيران و ديده ها از تلالؤ جمالت خيره گشته است؟ دوست و دشمن به خوان گسترده ديده دوخته و عاشقان از عشق تو به «قاب قوسين» سعادت عروج مى نمايند.
اى ملكه ايران! خديوان جهانديده با كوله بارى مملو از عشق و اخلاص به زيارت تو مشرف مى شوند، و با قلب هايى شقايق سان چهره خود را به ضريح مطهرت مى سايند و آرام مى گيرند. و طايران قدسى در آستانه شبستان حرمت به زائران تو «فاخلع نعليك» مى گويند.
اى نقطه پرگار همه فضيلت ها! زائر تو با دست و پايى شكسته، كيلومترها مسافت را مى پيمايد تا در جواردرياى خروشان رحمتت فرود آيد; با قطره زلالى كامش را روحانى گردان.
اى زينب عرش برين! شهر قم، مدينه عشق است كه با ستاره جمالت از برهوت جنون رهايى يافته ; و در پرتو مهر وجودت سروهاى بلند قامت ، شكوفه هاى فضيلت و فقاهت را پرورانيده است.
اى دختر برج عفاف!
شگفتا! چگونه نواميس اسلام از محور فرموده هايت احتراز مى نمايند و به غرب گرايى خو مى گيرند!؟
تسليت اى دختر پيامبر تسليت بر اين داغ بى تسلُى!؟
اى قهرمان حماسه آفرين!
گرداب هاى تهاجم فرهنگى از درياى سياه غرب ما را احاطه كرده است ، و جوانان ما را به ورطه جهالت مدرن مى كشانند.
اكنون در اين بحبوحه آماج فتنه ها، ما بى صبرانه در انتظار قيام سرخ جهانى قائم آل محمد«عج» «الهى و ربى» مى گوييم به اميد آن كه «استجب لكم» بفرماييد. مجنون وار در تكاپوى ليلاى جمال محبوبمان هر صبح جمعه «هل اليك يابن احمد سبيل فتلقى» را بر زبان گناه آلود خود مى رانيم، و با نداى جوينده خود طلعت سبزت را طلب مى نماييم.
| اى ماه بطحا!تا به كى، رخسار پنهان مى كنى تا چند از هجران خود، دل ها پريشان مى كنى اى يوسف زهرا بگو، كى ياد كنعان مى كنى اى مهدى صاحب زمان، كى رخ نمايان مى كنى رخساره بنما كز غمت بر لب رسيده جان ما |
به پيشگاهت از روزگار شكوه مى نماييم، و تنها اميدمان بارگاه ملكوتى توست. سلاطين در مقابلت سر تعظيم فرود آوردند. واجب الوجود به بركت وجودت، ما را از گزند توطئه گران در امان دارد.
به علّو درجاتت سوگند! كه ذره اى از تربت مقدم زائران تو هستيم.
...اى عنصر ايثار و خستگي ها!
قلم را چه دشوار در رثايت مى توان حركت داد، كه وصف كمالت از سيطره قلم ها خارج است، و ستودن چون تويى خدارا سزاوارتر.
اى لاله پرورش يافته در بوستان باب الحوائج!
درهاى بهشت به يمن قدومت به روى اهل قم گشوده مى شود:
|
عملکرد بزرگان و سادات یارسان را در سی سال گذشته چگونه می بینید ؟ |
1- عملکرد خوبی داشته اند
.
.
1رای - 4.5%
. 2- می توانستند بهتر عمل کنند
.
.
1رای - 4.5%
. 3- تلاشهایشان ضعیف بوده است
.
.
6رای - 27.2%
. 4- تنها به اختلافات دامن زده اند
.
.
9رای - 40.9%
. 5- برای ثبت یارسان کاری نکرده اند
.
.
5رای - 22.7%
. |
گره بان همانطور که دوستان مشعشعی اطلاع دارند یکی از مکانهای مقدس آنهاست که در واقع به یک تفرجگاهی برای اهل حق های مشعشعی و مردم منطقه تبدیل شده است و در واقع این مکان برای درآمد آن ساخته شده است.
از سالها پیش دراین مکان در شبهای مراسمات و ..... سخنرانانی دعوت می شده اندکه یکی ازاین سخنرانان شخص مهمی از سران مشعشعی به نام مهندس سید کیومرث چراغپوران بوده است ولی تقریبا از اواسط سال ۸۷ ایشان دیگر به گره بان نمی آیند ولی مردم خبری از ایشان ندارند که چرا ایشان دوباره به گره بان دعوت نمی شوند.
قضیه از این قرار است که ایشان به برخی اهمال کاری های سران اصلی اعتراض دارند و از این همه معامله نظام الدین مشعشعی با دیگران و وارد شدن در جریانات سیاسی و ............. معترض بوده است تا جائیکه در یکی از صحبتهای خود در گره بان با اعتراض به نظام الدین و سام الدین مشعشعی آنها را بی کفایت برای رهبری خاندان می داند.بعد از گذشت مدتی که این جریان به گوش نظام الدین مشعشعی می رسد با دستور به ریاست مجتمع گره بان از حضور ایشان ممانعت به عمل می آورد.و شایع می کنند که این فرد یعنی مهندس چراغ پوران فساد اخلاقی داشته است و همین امر سبب عدم دعوت وی شده است.
حال سوال اینجاست اگر واقعا ایشان فساد اخلاقی داشته است چرا باید به عنوان یک لیدر در خاندان مشعشعی جا داشته باشد و سوال دوم اینکه چرا فساد اخلاقی ایشان باید بعد از درگیری با نظام الدین و سخنرانی ایشان در رد نظام مطرح شود؟
بالاخره باید سران اهل حق مشعشعی جوابگو باشند که چرا ......؟
حال نظر یکی از اهل حق های مشعشعی را ببینید که جواب ایشان را هم داده ایم:
اگر از آقایان کارگر گرهبان این پیام را میخوانند- لطفا بنویسند که چرا مدتی است جناب آقای مهندس سید کیومرث چراغپوران در گرهبان سخنرانی ندارند لطفا به (نظام)بگویید که به فرمایشات آقای مهندس احتیاج مبرم دارند.
((بسم الله الرحمن الرحیم))
سلام به برادران و خواهران عزیز یکی از فعالیت های گروه های مبارز به تصوف تهیه و تنظیم کتاب موبایل تصوف است که به نقد و شرح تصوف و اعتقادات تصوف با نگاهی کلی می پردازد این کتاب الکترونیکی به آسانی بر روی موبایل هایی که قابلیّت اجرای فرمت جاوا را دارند قابل اجراست کافی است فایل مورد نظر را از پایین دانلود کنید و از داخل کامپیوتر به موبایل بفرستید و سپس بعد از اجرای آن به راحتی قابل دسترس است :
برای دانلود اینجا را کلیک کنید..
حجم فايل: 126 کيلوبايت

