
بارها این سوال را پرسیده اند که چرا شما فقط در مورد اهل حق می نویسید و چند روز پیش هم این سوال دوباره تکرار شد.برخی مواقع باید جواب سوال را یکبار کامل و جامع داد تا کسانی که این سوال را در ذهن دارند و نمی پرسند و کسانی که بعدها می خواهند بپرسند بدان مراجعه کنند.
اما جواب:
هر چیزی که بدان پرداخته شد نشان از ارزش والای آن نیست چرا که برخی مواقع به خاطر بی ارزش بودن و یا کم ارزش بودن به مساله پرداخته می شود(مثلا نقد اهل حق) که مساله اهل حق از نوع دوم است.
اهل حق به نظر جمعیتی یکی از فرقه های فعال و پرجمعیت در میان فرق مختلفه است به نحوی که در استانهای کرمانشاه،کردستان،مازندران،لرستان،تهران،آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل و ....... از این جمعیت اهل حق یافت می شود البته در استانهای اردبیل و تهران و ... جمعیت آنها خیلی کم است اما مهم حضور آنهاست.
به توجه به حضور این فرقه(موسوم به اهل حق) در مناطق مختلف جغرافیایی کشور اهمیت مساله دوچندان می شود که باید به این معضل و به نقد ان پرداخت تا کسانی که راه را از چاه می خواهند پیدا کنند و گشت و گذاری هم به اینترنت دارند بتوانند به هدف خود دست یابند.
اما مساله دیگری در انگیزه نوشتن من در مورد اهل حق وجود دارد و آن اینکه اهل حق یکی از جمعیتهای فعال در اهل حق البته اهل حق های سنتی آنها دست به فعالیتی نزده اند و سعی می کنند سرشان در لاک خودشان باشد اما جمعیتهای از اهل حق فعالیت می کنند و در صدد جذب افراد هستند و در حال فعالیت گسترده...
لذا جمعیتی اینچنین که در استانهای مختلف وجود دارد و جمعیتی فعال از اهل حق که مشغول به فعالیتهای تبلیغی هستند این مساله را روشن می سازد که باید نوشت و باید تبیین کرد.....
جامعه مجازی ایرانیان را ببینید(cloob.com) چند کلوپ در مورد اهل حق می نویسند؟!!چه تعدادی وبلاگهائی در مورد اهل حق می نویسند چه تعداد سایتهائی در مورد اهل حق می نویسند؟پس باید نوشت و باید تببین کرد، و انگیزه ای که من هم برای نوشتن دارم همین مسائل است.

امام خمینی(ره):
مساجد را پر کنید که مساجد سنگرند و محراب یعنی جائی که حرب از آنجا آغاز می شود.و محل حرب است.شیطانها از نماز و مساجد می ترسند آنها می خواهند از نماز جلوگیری کنند و بعد از خالی کردن سنگرها حمله کنند.
صحیفه نور جلد12-صص148و149
عارف بالله و فاضل وارث آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی در مورد مسجد می فرماید:
پس بر بنده مراقب (خوب) است که در معنای مسجد و حق آداب و بزرگداشت آن و زشتی حاضر نشدن در مسجد بیاندیشد و برای خداوند جهت قرار دادن مسجد و اجازه حضور در آن غیر از آن ثواب هائی که بر ایشان به خاطر حضور و عبادت در آن قرار داده سپاس بزرگی بر بندگان است که مسجد خانه خداست.
اسرار الصلوه-ص131
آری مسجد همان پایگاه مقاومت در برابر هوی و هوس،شیطان و اهریمن است.
مسجد بازار تقوی و ایمان است،فرشتگان چشم امید به مسجد دوخته اند و اهریمنان از رونق آن نگرانند. آری مسجد خانه خداست و محل ارتباط خاک با افلاک حلقه اتصال هیچ با همه چیز،و چه زیباست که بشتابین برای اتصال به همه چیز و در آنجا حضور بیابیم.

هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بكار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پيكره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوششها و هنرمنديهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند كه:
"مريم مادر عيسى است".
و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم:
خواستم بگويم:
فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.
........
اگر در مورد این کارها دقت کنیم و بدانیم که انسان از چه راههایی به این توانائی ها دست می یابد و شخصیت و اراده افرادی را که دارای این توانائی ها هستند مورد مطالعه قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که این کارها با تمام اقسام گوناگون خود تنها از دو چیز سرچشمه می گیرد:
1-نیروی اراده انسان
2-ایمان و اعتقاد به تاثیر اراده
توضیح اینکه:اراده تابع آگاهی و اعتقاد پیشین است یعنی تا انسان از چیزی آگاهی نداشته باشد آن را اراده نمی کند بنابراین هر اندازه ایمان آدمی به تاثیر اراده باشد،اراده تاثیر بیشتری دارد.البته گاهی انسان بدون هیچگونه قید و شرطی به اراده خود ایمان می آورد و معتقد می شود که اراده انسان در هر حالی می تواند اثرگذار باشد و گاهی با وجود شرایطی خاص (مثلا فقط با وجود آینه و ....) می توانند کاری را انجام دهند.ولی حقیقت این است که اینها هیچکدام تاثیر واقعی ندارند بلکه از شرایط تاثیر اراده هستند.
پس مهم این است که انسان به تاثیر اراده خود اعتقاد داشته باشد و هر مقدار این اعتقاد قوی تر باشد موثرتر است...............
ادامه دارد.....
البته اگر در حقیقت اینگونه کارها دقت کنیم روشن می شود که بسیاری از آنها دارای سبب عادی و طبیعی هستند به این معنا که این افراد به وسیله عادت و تمرین فراوان می توانند چنین کارهائی انجام دهند.مثلا کسانی که زهرهای کشنده می خورند و زنده می مانند یا بارهای سنگین رابرمی دارند یا در هوا بر روی طناب راه می روند فقط از راه تکرار و تمرین چنین قدرتی را به دست آورده اند و این چیزی است که اگر کسی دقت کند می تواند آن را بفهمد.
بسیاری از کارهای خارق العاده دارای اسباب طبیعی هستندولی مردم عادی نمی توانند آن را درک کنند مثلا افرادی که درون آتش می روند و نمی سوزند ماده ای به بدن خود می مالند که طلق{دوائی که ضماد آن مانع سوختگی است} نام دارد.
خطوطی که جز نویسنده آن را نمی بیند با ماده ای نوشته می شوند که جز در مقابل آتش آشکار نمی شود.
پاره ای دیگر از این نوع کارها به وسیله تردستی و سرعت عمل انجام می شوند و به همین دلیل حقیقت آنها از نظر پنهان می ماند.مثلا کارهائی که شعبده بازان انجام می دهند جز سرعت عمل و تردستی چیز دیگری نیست.
بنابراین بسیاری از این امور خارق العاده دارای اسباب و علل طبیعی هستند اگر چه ما نمی توانیم اسباب و علل آنها را تشخیص دهیم
ولی با این همه برخی از کارهای خارق العاده علل و اسباب طبیعی ندارند مثل......
ادامه دارد.........
اگر عبارات عربی که به نثر در مقدمه مثنوی را نظری اجمالی بیاندازید گزافه گوئی مولوی را آشکار می کند بعدا وقتی آیت الله نوری همدانی می گوید مولوی صوفی متعصب بوده است دیگر اعتراض نمی کردید؟!
مولوی روزی با جمع مریدان به بازار زرگران رفته بودو با ضربات چکش زرگر بر روی یک صفحه زر با عمامه و ردا برقص آمده و چند ساعت کسبه و بازاریان محل را از کسب و کار بازداشت تا تنی چند بیش از پیش بر مریدان وی بیافزاید
نباید فریب های و هوی مستشرقین را که اکثرا سیاسی هستند خورد. به خود بیائیم و از دامهای تزویر رهائی یابیم.و گمان نکنیم هر آنچه صوفیان به نام عرفا گفته اند کلام الهی و وحی آُسمانی است!
گمان نکنیم که هر کس مغازه ای دارد باید از او تبعیت کنیم و بی چون و چرا دست در دستش بسپاریم. همینکاری که امروزه صوفیان با تشرف انجام می دهند و رهبران خودشان را که حتی سواد قرآن خواندن ندارند بعد از مشرف شدن به عنوان مرشد و راهنما انتخاب می کنند و دیگر بی چون و چرا خود را تسلیم او می دانند و مانند دکتر جواد نوربخش که در خواست کار خلاف شرع میکند به او تن در می دهد.
مقدمه
یکی از فرقه های فعال و پرجمعیت در ایران فرقه موسم به اهل حق می باشد.اهل حق را با نامهای دیگری همچون یارسان،یارستان و آئین یاری می خوانند.شعیان اینان را با نامهائی همچون علی اللهی و شیطان پرست و..... یاد می کنند که امروزه اکثر مردم اهل حق این نامها را تهمتی بیش به آئین و مسلک خود نمی دانند.
۱-تاریخچه:
الف:موسس
در اینکه این فرقه توسط چه کسی و در چه قرنی تاسیس گردیده نظریات متفاوت است اما آنچه که به عنوان نظریه صحیح می توان آن را پذیرفت این استکه موسس فرقه اهل حق شخصی به نام سلطان اسحاق فرزند شیخ عیسی برزنجه (سنی مذهب) است.سلطان اسحاق را با نامهای دیگری همچون سلطان طریق،شاه،سلطان صهاک و ......نامیده اند.او متولد کردستان عراق است
سلطان اسحاق بعد از فوت پدر با برادران خود درگیر می شود و به همین دلیل از کردستان عراق به سمت ایران فرار کرده و در روستای شیخان که هم اکنون از توابع استان کرمانشاه است سکنا می گزیند.
ب:بدعتهای مهم سلطان اسحاق
- بنای خاندانها
_ تأسیس جمخانه به جای مسجد برای انجام امور عبادی
_ روزه سه روزه
_ تعیین پیر و دلیل برای خاندانها
_ دستور سرسپاری (مراسمی برای پیوستن رسمی به فرقه اهل حق) به رؤسای خاندانها
_ دستور پرداخت نذر و نیاز
ج:خاندانهای اهل حق
سلطان اسحاق اهل حق را تاسیس و بنای 7خاندان را در اهل حق گذاشت.بعد از گذشت مدتها چهار خاندان دیگر هم به هفت خاندان اصلی اضافه و در زمره خاندانهای اهل حق قرار گرفت.ما خاندانهائی که توسط سلطان اسحاق بنا شده اند خاندانهای اولیه و خاندانهائی که بعدها به وجود آمده اند را خاندانهای ثانویه می نامیم.
خاندانهای اولیه عبارتند از:
-
خاندان شاه ابراهیمی
-
خاندان عالی قلندری
-
خاندان یادگاری
-
خاندان خاموشی
-
خاندان میرسوری
-
خاندان مصطفائی
-
خاندان باویسی
خاندانهای ثانویه عبارتند از:
-
خاندان ذوالنوري
-
خاندان مشعشعی
-
خاندان شاه حياسی
-
خاندان حيدري
۲-اعتقادات
الف:توحید
گرچه مردم اهل حق به «علی اللهی» معروف هستند و برخی از خاندانها و سران آنها علی (ع) را خدا میدانند، ولی اشکالات شیعیان به این نظر باعث گردیده است برخی از مردم اهل حق این عقیده را رد کنند و توحید را به عنوان عقیده خود معرفی کنند.اما آنچه که در دفاتر و کتب مقدس آنها یافت می شود این استکه علی (ع)را به عنوان ذات خدا معرفی می کنند بیدن معنا که ذات خدا در علی(ع)حلول نموده است.
ب:نبوت و امامت:
در کتب و دفاتر اهل حق و در افواه مردم یارستان نام پیامبران و ائمه زیاد دیده و شنیده شده است.اما به طور خلاصه می توان گفت که مردم اهل حق اگر اعتقادی به ائمه هم دارد از باب دون رهبران ، پیران و مرشدان خودشان است.
ج:تناسخ
از جمله اعتقادات اهل حق، اعتقاد به تناسخ است.تناسخ عبارت است از انتقال نفس و روح پس از مرگ به جسمی از اجسام است و آن جسم چند چیز میتواند باشد: نبات، حیوان و یا انسان. تناسخ از این نظر فقط تحول و انتقال را در بردارد.[1]
اهل حق می گوید روح هر انسانی بعد از مرگش تا1001دون(روح) در جسمی دیگر حلول میکند و بعد از آن جاودانه میشود.در واقع اهل حق قائل به تناسخ محدود است که منجر به انکار مستقیم معاد نمی شود.
. امام رضا (ع) در جواب مأمون که سؤال از تناسخ کرده بود، فرمودند:
هر کس قائل به تناسخ شود به خدای بزرگ کفر ورزیده و بهشت و دوزخ را انکار نموده است».[2]
۳-اهل حق و فقه
الف:نماز و روزه
اهل حق نماز را قبول ندارند و بهانههای مختلفی برای فرار از انجام این فریضه الهی دارند. البته برخی از خاندانهای آنها همچون مشعشعی در سالهای اخیر اعلام نمودهاند که نماز را قبول دارند و مدعی هستند که نماز هم میخوانند.
اهل حق برای فرار از نماز جایگزینی به نام نیاز انتخاب نمودهاند و معتقدند که نیاز میتواند جایگزینی برای نماز باشد. نیاز، غذایی است که شب جمعه درجمخانه(مکانی که اهل حق به جای مسجد در آن عبادات خود را به جا می آورند) توزیع میگردد.(به نقل از جزوه اهل حق)
اهل حق به جای یکماه سه روز روزه می گیرند.اهل حق دو نوع روزه دارند10-روزه قولطاسی2-روزه مرنوی
زمان روزه ها هم به ماه شمسی در چله زمستان کردی قرار دارد.
۴-مقدسات اهل حق
الف:سبیل
یکی از مقدسات اهل حق، گذاشتن شارب بلند است موحد بشیری از مریدان اهلحق میگوید: برای هر فرد اهل حق واقعی، ضروری و واجب است که به احترام دستور، و برای شناسایی فرقه ازچیدن سبیل تحت هر عنوانی خودداری نمایند.[3]
ب:شیطان
عده ای مردم اهل حق شیطان را مقدس می شمارند و در مقابل کسانی که شیطان را لعن کنند موضعگیری میکنند اما عده ای دیگر شیطان را مانند شیعیان مطرود و رجیم می دانند و هیچگونه تقدسی برای آن قائل نیستند.
ج:سادات اهل حق
سادات اهل حق، سیّد هاشمی نیستند؛ بلکه از اولاد یکی از سران دودمانها میباشند.[4]اما در برخی مناطق به اشتباه رهبران و بزرگان اهل حق را سید هاشمنی می انگارند.
۵-منطقه شناسی اهل حق
اهل حق در ایران
جمعیت اهل حق به صورت اجمالی در استانهای کرمانشاه،لرستان،آذربایجان شرقی و غربی،تهران،مازندران،زنجان و همدان گسترده شده است اما بیشترین جمعیت اهل حق در استان کرمانشاه می باشد.
[1] . عقاید استدلالی، ص219.
[2] . وسائل الشیعه، ج 28، ص 341، ح 34909؛ بحار الانوار، ج4، ص320.
[3] . شناخت رهروان عشق علی، ص 230.
[4] . خاکسار و اهل حق، ص 145.
آنهم نماینده ای که رای خود را از دست بوسی و پابوسی رهبران اهل حق به دست آورده است و از حیث دموکراسی هیچ گونه اعتباری ندارد؟!
چرا؟
چند ماه پیش در پستی تعداد بسیار زیادی از کتابهای در نقد فرق و ادیان را معرفی کردیم که با اضافه شدن برخی کتابها در انتهای سال ۸۷ مجبور شدم این مجموعه را تکمیل کرده تا یک بانک اطلاعات کتاب در اختیار علاقه مندان به بحثهای فرق و ادیان قرار بگیرد.
البته کتابهای دیگری هم هستند که در این زمینه نوشته شده اند که به تدریج در پستهای بعدی در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت.
تقدیم به همه کسانی که کوره راه تاریک و ظلمانی را به شاهراه روشن و نورانی تبدیل می کنند:
۱-فتنه گران سیاه نوشته استاد سید ملک محمد مرعشی،نشر راه نیکان۱۳۸۷
۲-غوغاسالاری صوفیان نوشته استاد علی رضا کشوری،نشر راه نیکان،تهران۱۳۸۷
۳-حسن بصری پیر پیران اهل نفاق نوشته استاد محمد باقر نحوی نشر راه نیکان،تهران۱۳۸۷
۴-بارقه ی حقیقت در شناخت بهائیت نوشته استاد ..... ایران به اهتمام علی اکبر مستوفیان، نشر راه نیکان،تهران۱۳۸۷
۵-سخن تلخ شیرین نوشته استاد علیرضا سعادت،نشر راه نیکان،تهران۱۳۸۷
۶-سلسله در طریق مستقیم نوشته فرج اله عفیفی،نشرراه نیکان،۱۳۸۷


