به زودی ثمرات و بازدهی های پنهان این وبلاگ در پستی جداگانه تشریح خواهد شد.
پیش خدا هم جوابی برای گفتن دارید!!
به زودی ثمرات و بازدهی های پنهان این وبلاگ در پستی جداگانه تشریح خواهد شد.
پیش خدا هم جوابی برای گفتن دارید!!

بسم الله
با سلام
می نویسم
از قبل هم بهتر
از قبل هم زیباتر
از قبل هم بیشتر
اما نه در فضای مجازی
سه سال و اندی نوشتن کم نبود برای تجربه بد نبود
چرا ننویسم!
می نویسم
اما اینبار با رویکردی جدید و در فضائی جدید و ......
دوستان نگران نباشند که ماندانا دیگر نمی نویسد.ماندانا می نویسد ولی اکنون جائی دیگر و به نحوی دیگر و ............
دشمنان هم خوشحال نباشند که ماندانا نمی نویسد.اگر تاکنون در جامعه مجازی می نوشتم اکنون با توجه به شرایطم می خواهم برای تاثیر بهتر و بیشتر در جائی دیگر نوشتن را تجربه کنم!
فضای مجازی خوب بود اما فکر می کنم کافی نبود
باید از تمام ظرفیتها استفاده کرد
اگر وقت داشتم مقداری از ثمرات نوشته های وبلاگ اهل حق و آئین یاری رو براتون می نویسم.
قصدم نوشتن نبود اما بی مقدمه و بدون حاشیه سوال برانگیز بود برای دوستان و دشمنان که انشا الله جواب رو گرفته باشید
البته مسائل شخصی و خانوادگی خودم هم برای تغییر رویکرد بی تاثیر نبود.
یا علی مددی
ماندانا یادگاری

سی روز یا سه روز
گاهی با نگاه به گذشته ی خود باور نمی کنم این من همان من است. منی که در اوج تعصبات اقوام و اطرافیان اهل حق به دنیا آمده و شاید اکنون باید یکی از "یادگاری" های سرسخت شهر خود میشد.
گاهی با خود که فکر می کنم اولین جرقه ی ذهنم از کجا بود؟ و پاسخم در هاله ی ابهام فرو میرود که مقایسه ی اصول بود، یا نوع عبادت و یا جمله بیدارگر
..... یا علی مددی ....
خوب نمیدانم اما شاید برای شیعیانی که پدر و مادری شیعه دارند این مقایسه ها راحت به نظر برسد ولی انتخاب راه زندگی برای اهل حقهایی که با شیعیان ارتباط کمتری داشته اند و با تفکری که خود را در حقیقت اعلا می بینند اصلا" آسان نیست. زیرا اگر رای آنها بر خلاف نظر پدر و مادرباشد فاصله ی زیادی میان آنها و تمام تعلقاتشان اتفاق می افتد .شاید چیزی شبیه طوفان دربدری و بی سرنوشت شدن در انتظار آنها باشد و هزاران درد را باید به جان بخرند خصوصا" اگر دختر خانواده باشند.چرا که معمولا" هیچ خانواده ای به راحتی با از دین برگشتن فرزند راحت برخورد نخواهد کرد. و همواره با انواع روشها در صدد بازگشت آنهاست و گاهی این روشها توام با شکنجه های روحی است.
اما باید فکر کرد و بهترین را یافت. حتی اگر مسیری کاملا" مخالف جریان زندگی پدرانمان باشد و سر و جان به حقیقت واقعی سپرد.
در جریان مقایسه ها روزه گرفتنها بسیار جای تفکردارد!.
یک ماه روزه و میهمانی خدا با سه روز روزه و میهمانی خدا
افطارهای ساده یا افطاربا قربانی های چاق و چله و نذری
یک ماه مقاومت یا سه روز مقاومت
یک ماه تمرین همزیستی با فقرا یا سه روز همزیستی
..... ........
و مهمتر از همه گردن گذاشتن به امر خدا و عبادت به سبک آخرین پیامبر و مولا علی (ع) و سر سپردن به خود خدا و یا دل سپردن به حرفهای سران اهل حق ؟....
البته این روزها بسیاری از اهل حق به رمز سلامت و حکمت وجود روزه پی برده و آن را دوست دارند و تا حد امکان در پی اجرای آن هستند اما چه خوب بود اگر تمام احکامی که خداوند برای رستگاری ما در نظر گرفته را مو به مو اجرا می کردیم و همه با هم لذت سلامت و سعادت را می چشیدیم.
به راستی آیا زندگی بهتر و با خدا بودن حق همه ی ماست؟ یا فقط عده ای خاص باید طعم بندگی را بچشند؟
راستی
در پایان سی روز نمک خورن از خوان نورانی ترین ریاضتهای الهی بیایید دعا کنیم هرگز از خدا جدا نشویم و هر روزمان در عید سر سپردن به یار روزگار بگذرانیم. و دقت در احکام فرستادگان پروردگار که رمز رها شدن از تیرگی هاست.
یا علی مدد
صد حیف از این بساط که برچیده میشود.
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت کسی که بخشیده می شود.
شادیتان مدام.. غم هاتان تمام...
عیدتان مبارک
حضرت علی (ع ):
حق سنگین است اما گوارا، باطل سبک است اما در کام چون سنگی خارا.
و او
در سجده به محراب عبادت
حقیقت بندگی را با فرق خونین قلم زد.
یادبود شهادتش را به تمام دوستداران حضرت تسلیت میگوییم.
دوستان نمی دانم که آیا تا به حال به تیک تیک ساعت نگاه کرده ایدبه زمانی که از دست میرود این همه ثانیه هاودقیقه ها و ساعتها همینطو رپشت سرهم میآیند ومیروند،
روزها وشبها همینطور پشت سرهم ماههاوفصلها وسالها، وعمرما.... هم همینطور درگذر است .
هرسال ما نردبانی از عمرمان را طی میکنیم وسالی به عمرمان اضافه میشود اما سالی به مرگ خود نزدیکتر اما به راستی زاد وتوشه مادر این سفرهای دنیوی چیست ؟
کسی که سفری را آغاز میکند حتی اگر بخواهد برا ی ساعتی در سینما به سرببرد! حداقل کمی تنقلات همراه خود میبرد اما به راستی زاد وتوشه مادراین دنیا برا ی سرای آخرت چیست ؟
آیا تاکنون این سوال رااز خود کرده ایم که اگر یک ساعت دیگر فرصت زندگی داشته باشیم چکار باید بکنیم ؟اما خداوند فرصت را هرسال به ما میدهدماه رمضان ها می آیند ومیروند بلکه توشه ای برگیریم برا ی روز مبادا اما واقعا اینکاررامیکنیم یا بی تفاوت از کنارش میگذریم همچون ماههای دیگر!!!
ترا به خدا کمی فکر کنیم
به این لحظات نورانی وناب معنوی ُ !!!حیف اگر در شب های قدر قدر خودرا نشناسیم... بیایید ببینیم کی هستیم ؟از کجا آمده ایم ؟به کجا میرویم؟ این ماه فرصت خوبی برای این حسابها و کتابهاست... وچه باید بکنیم ؟چه باید ببریم؟
"دام سخت است مگر لطف خدا یار شود ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم".
حافظ علیه الرحمه
خدایا
کمکمان کن در این مهمانی بزرگ که سفره الهی تو پهن است و هرگوشه اش پراز برکت ،و فیض و رحمت مهمان خوبی برایت باشیم که تو بهترین میزبانی هستی و حال آنکه ما گاه میهمانی می شویم که نمک میخوریم ونمکدان را می شکنیم چرا گهگاه از یاد می بریم که بارها با خود زمزمه کرده ایم "الهی وربی من لی غیرک ماکه غیرتوکسی رانداریم " قدر لحظه لحظه های این شبهای زیبا را جز تو چه کس به ما خواهد فهماند ومارا از این سفره بابرکت ناامید برنخواهد گرداند.
پرودگارا
تو رحیمی و کریمی وحلیمی ... وما بنده فقیری وذلیلی و بی صبر و تحمل که نفس اماره آنچنان اسیرمان کرده دست مارا از دامان پر مهرت رها مکن که دلهایمان تیره وتارخواهد شد و از انوار نورانی خودت بردلهایمان بتابان تا نورجمالت را ببینیم ومارا ناامید از این ماه بابرکت برنگردان .
آمین یارب العالمین .
ارسال شده توسط: ف.الف
درود بر قلب نازنین فرزند یاس و شقایق امام حسن (ع)
درود به روان فرزند مظلوم و زیبای مولا علی (ع)
درود به نگاه خدائی حسن (ع) دردانه ی زهرا...
آنچـه ميخوانيد گزیده ای از وصيت نامه امام علي (ع) برای فرزندانش خصوصا فرزند ارشدش امام حسن (ع) و چراغ روشنی است برای آنان که حقیقت را دوست دارند و در اول و آخر کلامشان این آوای جلی شنیده میشود...
یا علی مددی
حیف است یا علی(ع) گوی مجلس حسن (ع) را نشناسد.
وصیت های امیرالمومنین علی علیه السلام
شما را به تقوى وترس از خدا سفارش مىكنم واینكه در پى دنیا نباشید، گرچه دنیا به سراغ شما آید وبر آنچه از دنیا از دست مىدهید تاسف مخورید. سخن حق را بگویید وبراى اجر وپاداش (الهى) كار كنید ودشمن ظالم ویاور مظلوم باشید.
من، شما وتمام فرزندان وخاندانم وكسانى را كه این وصیتنامهام به آنان مىرسد به تقوى وترس از خداوند ونظم امور خود واصلاح ذات البین سفارش مىكنم، زیرا كه من ازجد شما صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم كه مىفرمود:اصلاح میان مردم از یك سال نماز وروزه برتر است.
خدا را خدا را در مورد یتیمان; نكند كه گاهى سیر وگاهى گرسنه بمانند; نكند كه در حضور شما، در اثر عدم رسیدگى از بین بروند.
خدا را خدا را كه در مورد همسایگان خود خوشرفتارى كنید، چرا كه آنان مورد توصیه وسفارش پیامبر شما هستند. وى همواره نسبتبه همسایگان سفارش مىفرمود تا آنجا كه ما گمان بردیم به زودى سهمیهاى از ارث برایشان قرار خواهد داد.
خدا را خدا را در توجه به قرآن; نكند كه دیگران در عمل به آن از شما پیشى گیرند. خدا را خدا را در مورد نماز، كه ستون دین شماست. خدا را خدا را در مورد خانه پروردگارتان; تا آن هنگام كه زنده هستید آن را خالى نگذارید، كه اگر خالى گذارده شود مهلت داده نمىشوید وبلاى الهى شما را فرا مىگیرد.
خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجانها وزبانهاى خویش در راه خدا. وبر شما لازم است كه پیوندهاى دوستى ومحبت را محكم كنید وبذل وبخشش را فراموش نكنید واز پشت كردن به هم وقطع رابطه برحذر باشید. امر به معروف ونهى از منكر را ترك مكنید كه اشرار بر شما مسلط مىشوند وسپس هرچه دعا كنید مستجاب نمىگردد.
و خطاب به امام حسن(ع)
«پسرم!چهار چیز را كه به تو میگویم به خاطر بسپار و به كار دار،و چهار چیز را كه اگر بدان كار نكنى اندك زیانى به تو نمیرساند.»
«خرد برترین توانگرى است و بدترین تهیدستى نادانى است و خودبینى وحشتناكترین وحشت و خوشخوئى گرامىترین حسب.»
«از دوستى احمق بپرهیز كه او خواهد تو را سود رساند لیكن به زیانت كشاند.از دوستى با دروغگو كه دور را به تو نزدیك و نزدیك را دور نماید.و از دوستى بخیل كه چیزى را كه بدان سخت نیازمندى از تو دریغ میدارد.و دوستى تبهكار كه تو را به هنگام سود خود میفروشد.»
عید میلاد فرزند زهرا و علی بر شما مبارک باد .

در زندگي مذهبي ما مسلمانان هميشه جلوههايي از تازهشدن وجود دارد و آمدن هر سالهي رمضان كريم در كشورهاي مسلمان، بهار جانها و قلوب صميمي مسلمين را به همراه ميآورد. مسلمانان با انجام اعمال عبادي فردي و جمعي اين ماه عزيز، نسبت به تهذيب دروني خود و همنوايي بيروني با ارزشها، هنجارها و قوانين اجتماعي همت ميگمارند. شعائر ديني ما در ماه مبارك رمضان، همگان را به صلهي رحم و گردهمايي دعوت ميكند تا امت مسلمان، همدل و همجهت به سوي تكامل خود و جامعهي خويش گام بردارند. و نيك ميدانيم كه روزهداري باعث بهبود روابط افراد جامعه و كاهش ملموس آسيبهاي اجتماعي ميشود. بررسي نشان ميدهد روزهداري بهترين وسيله براي كنترل هيجانهاي شديد روحي نوجوانان است. يادمان نرود كه ما با روزهداري صفات مثبت صبر و استقامت را در شخصيت خود دروني ميكنيم. راستي وقتي 30 روز براي خودمان در برابر گرسنگي و گناهاني مثل غيبت، دروغ، كنترل اعضاي دروني و بيروني از اعمال حرام و ترك گناه سپري نفوذناپذير ميسازيم و رشحاتي از فضايل انسان كامل را به خويشتن خويش هديه ميكنيم چرا در ماههاي ديگر سال اينچنين نيستيم؟ بيسبب نيست كه علماي دين ميفرمايند روزه مهمترين عامل رسيدن انسان به «خودشناسي» است چراكه روزهدار با چشمپوشي از نيازهاي جسماني، افق ديد خود را به دنياي نامادي منتقل ميكند و به حيات ماورائي خود بهتر ميانديشد.
روانشناسان اجتماعي معتقدند خودشناسي روزهداران باعث افزايش اعتماد به نفس و تقويت ارادهي آنان ميشود. مسلماني كه چشم به نيازهاي مادي ميبندد گويي بهتر ميتواند از گناه و وسوسههاي شيطاني دوري كند. گويا «گرسنگي» رفتاري نمادين براي ثبت تواناييها و قابليتهاي دروني انسان در ناخودآگاهش است و در «عيد فطر» كه عيد فطرت و شناخت دروني است به عيدي خود كه همانا «تزكيهي نفس» است دست مييابد. انساني كه به تهذيب نفس پرداخت به طور قطع در اجتماع، رفتاري موقر و تنظيمشده را از خود به نمايش ميگذارد.
شايد بتوانيم كاركردهاي آشكار و پنهان اجتماعي زير را براي روزهدار و به طريق اولي براي رمضان كريم، برشمريم:
1. بازسازي روابط افراد جامعه و حركت به سمت آرمانشهر
2. كاهش آسيبها، انحرافات، تخلفات و جرايم اجتماعي و پرهيز از رفتارهاي ضد اجتماعي
3. فراهمسازي بستر شاخصهاي راستگويي، صداقت و سلامت اجتماعي
4. پويايي جامعه و تقويت اعتماد اجتماعي در ميان اعضاي نهادهاي اجتماعي
5. تقويت و بالندگي هنجارها و ارزشهاي اجتماعي
6. دميدن روح آرامش، محبت و عشق به همنوع
7. تقويت تجربهي دينداري در آحاد جامعه و بهبود روابط اجتماعي
8. چشيدن طعم محروميت در افراد ثروتمند و فقير و تجسم عدالت اجتماعي
9. تقويت حس نوعدوستي و همگرايي و همبستگي اجتماعي
10. تقويت تربيت ارشادي و عملي به جاي تربيت تحميلي در جامعه
11. كاهش زمينههاي بيروني جرمخيز در جامعه و تقويت سلامت اجتماعي
در كنار اين همه خوبيها و بركات فردي و اجتماعي رمضان كريم، بد نيست به برخي مناظر بد اما واقعي تظاهر به روزهخواري در كشورمان كه بيشتر در شهرهاي بزرگ اتفاق ميافتد توجه كنيم. صرفنظر از اينكه فرد روزهخوار به صورت آگاهانه اقدام به اين عمل غير شرعي و خلاف عرف اجتماعي ميكند من تصور ميكنم عدم اجراي جدي و بي قيد و شرط احكام و حدود اسلامي توسط دستگاههاي نظارتي باعث شده چنين افرادي چهرهي زيباي رمضان كريم را در نزد مسلمانان، دچار آسيب كنند. كودكان و نوجواناني كه چنين صحنههايي را ميبينند نميتوانند براي ذهن كاوشگر خود دليل منطقي بيابند و چه بسا همين چهره از رمضان در ذهنشان بماند. اگر به تجارب برخي كشورهاي مسلمان در خصوص اين امر دقت كنيم ميبينيم حتي در كشورهاي عربي كوچك حوزهي خليج فارس يا در كشور عربستان با وجود قوميتها و مهاجران مختلف، مطلقا هيچ فردي اقدام به روزهخواري نمينمايد و اگر مبادرت به چنين كاري بكند برخورد خيلي جدي و شديدي از سوي دستگاههاي نظارتي با او خواهد شد كه ديگر هوس چنين كاري را نكند. در كنار دستگاههاي نظارتي چقدر خوبست ما نيز در اصلاح اين پديدهي ناخوشايند كه متأسفانه هر سال بيشتر ميشود با استفاده از قدرت معنوي امر به معروف و نهي از منكر با رعايت اصول اخلاقي و اسلامي آن، اقدام كنيم تا به اصلاح جامعهاي كه در آن زندگي ميكنيم كمك كنيم. فراموش نكنيم نيروي كنترل اجتماعي غيررسمي كه آحاد مردم يك جامعه هستند در صورتيكه فعال باشند در اصلاح جامعه و تقويت سلامت اجتماعي بسيار موثرند.
در پايان با آرزوي قبولي طاعات و عبادات همهي مسلمانان جهان از خداوند بزرگ ميخواهم عيدي ما را «تزكيهي نفس» ما قرار دهد. انشاءالله.

عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري گفت: بر اساس پيش بيني کارشناسان امر روز شنبه (31 مرداد ماه) اول ماه مبارک رمضان است.
به گزارش ایرنا عليرضا موحدي نژاد اظهار داشت: جمعه 29 شعبان است و طبق معمول غروب 29 هر ماه استهلال انجام مي شود و چنانچه دراين روز هلال ماه رويت شود، فرداي آن روز اول رمضان است و ماه 29 روزه تمام مي شود.
وي افزود: بر اساس اين پيش بيني و گزارشات گروه هاي رصدي شنبه اول ماه رمضان خواهد بود.
موحدي نژاد ادامه داد: برخي تصور مي کنند که جمعه اول رمضان است در حالي که جمعه 29 شعبان بوده و چناچه هلال ماه در غروب روز جمعه رويت نشود اول رمضان روز يکشنبه خواهد بود.
عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري اظهار داشت: ستاد استهلال تقريبا در تمام استان هاي کشور تشکيل شده است و گروه هاي رصدي که از افراد متخصص و آموزش ديده هستند به همراه ابزار لازم در روز جمعه کار خود را آغاز خواهند کرد.
موحدي نژاد ادامه داد: حدود 120 گروه از بعد از ظهر جمعه کار خود را آغاز و نتايج استهلال را به استان ها اعلام خواهند کرد.
بالاخره بعد از گذشت سالها این بار مجرم به سزای اعمال خود رسید متاسفانه در چند سال اخیر با تساهل و تسامح خیلی از مجرمین در زندان مانده اند و از بیت المال ارتزاق می کنند این بار یکی دیگر از مجرمین و قاتلین قائله اوج تپه میاندو آب اعدام گردید تا درس عبرتی برای تمام فرق و مخصوصا اهل حق باشد که هیچگاه برای مسائل قانونی دست به شورش و سر صدا نزنند.

یونس آقایان قاتل فرمانده نیروی انتظامی میاندوآب
متاسفانه در سال ۱۳۸۳ عده ای از اهل حق های سرکش نیروی انتظامی به بهانه نصب تابلوهای مذهبی به مقر نیروی انتظامی حمله کرده و در جریان این حمله مسلحانه در صبحگاه مشترک نیروی انتظامی مهدی قاسم زاده و یونس آقایان به فرمانده نیروی انتظامی و معاون وی حمله کرده و ایشان را از پای در می آورند.لازم به ذکر است که ایشان قبلا هم سابقه منفی از قبیل درگیری و چاقو کشی سرقت از مغازه طلا فروشی داشته است.
بعد از این جریان درگیری افراد مهاجم پا به فرار می گذارد که در تعقیب و گریز پای مهدی قاسم زاده تیر خورده و دستگیر می شود در همان سال حکم اعدام این دو نفر صادر گردید اما بنا به برخی مصالح غیر ضرور اعدام ایشان تا هم اکنون به تعویق افتاد ولی باز جای شکرش باقی است که چند سال بیشتر در زندان نبودند و از اموال بیت المال استفاده نکردند.
در طول این سالها افراد مغرض با جوسازی هائی از قبیل اعتصاب غذا و .... سعی در آزاد نمودن اینان داشتند اما با مقاومت قاضی محترم و دیگر مسئولین بالاخره راه برای مجازات مجرم باز شد و بعد از تائیدات نهائی حکم اعدام ایشان به سزای اعمال خود رسید.تا این کار مسئولین محترم درس عبرتی باشد برای سایر فرق که دست به خشونت بر علیه مسئولین و حتی دیگر افراد نزنند.قابل ذکر است در این درگیری اینان چندین نفر از سربازان نیروی انتظامی را هم شهید و چند نفر دیگر را هم مجروح نمودند.
عده ای از سربازانی که توسط اینان مجروح و شهید شدند از هم کیشان خودش بودند که همین امر سبب شد که رهبر و قدرت اول اهل حق منطقه آذربایجان شرقی و غربی بر علیه اینان موضع گیری کند و آنها را از فرقه بیرون رانده محسوب کند و مردم عوام را به آرامش دعوت کند.
گزارش های رسیده از منطقه آذربایجان نشان می دهد که این اعدام نه تنها بازتابی منفی نداشته است بلکه برخی از مردم متعصب اهل حق به خاطر کار زشت و غیر اخلاقی این فرد در شهادت جمعی از هم کیشان و جمعی از مسئولین نیروی انتظامی سرزنش می کنند و می گویند که خدا را شکر که به سزای اعمال خود رسید.رهبر این خاندان از خاندانهای اهل حق هم تاکنون هیچ موضعی بر علیه این حکم نگرفته است بلکه با بیانیه های سالهای قبل خود او هم به امر راضی بوده و حتی ایشان را از اهل حق بیرون رانده خوانده است.
در جریان درگیری سه نفر از همراهان وی که از سران بودند ولی مباشر قاتل در قتل بوده اند به ۱۳ سال حبس محکوم شدند.
لازم به ذکر است مهدی قاسم زاده در اواخر سال۸۷ اعدام گردید و یونس آقایان هم چندی پیش در ۲۱ تیرماه ۸۸ به سزای اعمال خود رسید.
اينکه چرا اقطاب و بزرگان صوفيه از عهد قاجار به بعد اين همه با اروپاييان دوست بوده وبعد از انقلاب امريکا و اروپا محل صدور عرفان ناب صوفيانه بوده است براي عده اي از اهل دقت کاملا مشخص است.
ارتباط بسياري از صوفيان با دولتهاي متخاصم جمهوري اسلامي بويژه انگلستان،آمريکا وفرانسه کاملا مشخص است و فرقه هايي همچون نعمت اللهي گنابادي،صفي عليشاهي،اويسيه،ذهبيه ومونسعليشاهي دوستان بسياري در بين دولتمردان اروپايي و آمريکايي دارند.
از ارتباطات دوستانه دکتر آزمايش از سران فرقه ي گنابادي با برخي اروپاييان که بگذريم کساني همچون جواد نوربخش قطب سابق فرقه نوربخشيه،نادر عنقا قطب اويسيه،گنجويان قطب فراماسون ذهبيه(مشکوک الحيات) و...علاوه بر ارتباطات بسيار عالي مورد مرحمت مالي غرب براي تاسيس خانقاه و گرداندن اوضاع فرقه قرار گرفته اند.
مطلبي را در سايت فرقه ي صفيعليشاهي در مورد قطب فعلي به اصطلاح صفيعليشاه ثاني(مهدي بهائي) خواندم که براي دوستان نيز خالي از لطف نيست.
عين مطلب را براي دوستان مي نويسم:
وی در اسفند ماه 1375 مجدداً تصميم به هجرت گرفت و به اروپا و سپس به آمريکا رفت و در اروپا و آمريکا عاشقان تصوف و تشنگان وادی عشق را هدايت و راهنمایی فرمود و خانقاههایی را در آمريکا، انگلستان، آلمان، بلژيک و هلند تاسيس نمود(احتمالا بودجه ي اون از نذرونذورات سران اروپا وآمريکا تامين شده است)

***
به هر حال انچه مشخص است قلب اروپاييان وآمريکايان براي صوفيه مي تپد وهنوز هم دليل اين راز مهم کشف نشده است
قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مىشوند؛ در كورههاى آزمايش وارد مىشوند و سربلند بيرون مىآيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(عج) روزبهروز نزديكتر مىشود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمهى شعبان، روز عيد بزرگ است.
به گزارش فارس، رهبر معظم انقلاب اسلامي در برخي از بيانات خويش در سالروز ميلاد يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) به تبيين معاني انتظار پرداختهاند و منتظر حقيقي را تعريف كردهاند، گزيدهاي از اين بيانات به اين شرح است:
*حقيقت انتظار
انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطهى مقابل آن چيزى است كه دشمن مىخواهد به وجود بياورد.
ما آن وقتى مىتوانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. اولين قدم براى حاكميت اسلام و براى نزديك شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّلاللَّهفرجه)، بهوسيلهى ملت ايران برداشته شده است؛ و آن، ايجاد حاكميت قرآن است.
(در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت ميلاد حضرت مهدى (عج) 1376/9/25)
*با مردم زندگي ميكند
حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى ميكند؛ مردم را مىبيند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس ميكند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى ميكند. اين، خصوصيت عقيدهى ما شيعيان است.
(سخنرانى در سالروز ميلاد امام عصر(عج)1369/12/11)
*دنياي دوران امام زمان سرشار از راستي و معرفت
دنياى سرشار از عدالت و پاكى و راستى و معرفت و محبت، دنياى دوران امام زمان است كه زندگى بشر هم از آنجا به بعد است. زندگى حقيقى انسان در اين عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است كه خدا مىداند بشر در آنجا به چه عظمتهايى نايل خواهد شد.
( خطبههاى نماز جمعهى تهران 1379/1/26)
* سربازى منجي بزرگ احتياج به خودسازي دارد
انتظار به معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان آماده كنيم.. سربازى منجى بزرگى كه مىخواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بينالمللى مبارزه كند، احتياج به خودسازى و آگاهى و روشنبينى دارد... ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد، امروز وظيفهاى نداريم؛ نه، بعكس، ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم. اعتقاد به امام زمان به معناى گوشهگيرى نيست. ...امروز اگر ما مىبينيم در هر نقطهى دنيا ظلم و بىعدالتى و تبعيض و زورگويى وجود دارد، اينها همان چيزهايى است كه امام زمان براى مبارزه با آنها مىآيد. اگر ما سرباز امام زمانيم، بايد خود را براى مبارزه با اينها آماده كنيم.
*بزرگترين وظيفهى منتظران
بزرگترين وظيفهى منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و همچنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مىكردند، منتظران حقيقى بودند. كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آمادهى دفاع از ارزشها و ميهن اسلامى و پرچم برافراشتهى اسلام است، مىتواند ادعا كند كه اگر امام زمان بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مىبازند و زانوانشان سست مىشود؛ كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند حركتى كه مطامع آنها را به خطر مىاندازد، انجام دهند؛ اينها چطور مىتوانند منتظر امام زمان به حساب آيند؟ كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينههاى صلاح را آماده سازد و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.
*يك حكومت صددرصد مردمى
حكومت آيندهى حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، يك حكومت مردمى به تمام معناست... امام زمان، تنها دنيا را پر از عدل و داد نمىكند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مىبخشد و يك حكومت صددرصد مردمى تشكيل مىدهد
(در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمهى شعبان در مصلاى تهران 1381/7/30 )
* انتخابات شما را امام زمان ديد
امام زمان ناظر است و مىبيند. انتخابات شما را امام زمان ديد؛ اعتكاف شما را امام زمان ديد؛ تلاش شما جوانها را براى آذينبندى نيمهى شعبان، امام زمان ديد؛ حضور شما زن و مرد را در ميدانهاى گوناگون، امام زمان ديده است و مىبيند؛ حركت دولتمردان ما را در ميدانهاى مختلف، امام زمان مىبيند و امام زمان از هر آنچه كه نشانهى مسلمانى و نشانهى عزم راسخ ايمانى در آن هست و از ما سر مىزند، خرسند مىشود. اگر خداى نكرده عكس اين عمل بكنيم، امام زمان را ناخرسند مىكنيم. ببينيد، چه عامل بزرگى است.
(ديدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت نيمهى شعبان1384/6/29)
*اين معنى انتظار فرج است
معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، اين است كه مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهلبيت(عليهم السلام) وضعيتى را كه در دنياى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر ميشناسد... امام زمان (عليه الصلاة و السلام) براى اينكه فرج براى همهى بشريت به وجود بياورد، ظهور ميكند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعهى بشريت را نجات بدهد؛ بلكه تاريخ آيندهى بشر را نجات بدهد. انتظار فرج يعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعيتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانيت حاكم شده است. اين معنى انتظار فرج است.
*قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مىشوند
قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحتطلبى و عافيت نيست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مىشوند؛ در كورههاى آزمايش وارد مىشوند و سربلند بيرون مىآيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبهروز نزديكتر مىشود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمهى شعبان، روز عيد بزرگ است.
(سخنرانى در اجتماع بزرگ مردم قم، در سالروز ميلاد حضرت مهدى (عج) 70/11/30)
آنچه را كه هزاران سال است بشر در آرزويش نشسته، هزاران هزار دل در انتظارش لحظه شماري كرده، پدران به فرزندان نويدش را دادهاند، مادران قصه اش را بر كودكان خواندهاند و گلهاي گريبان دريده باغ در غيرتش، شمعها بسي اشكها در فراقش ريختند و بلبلان غزلها به وصفش سرودند و پروانگان در آتش هجرانش به خاكستر نشستند و عاشقان آستين به خون ديده شستند هر نامه را كه ميگشودند سخن از او ميگفت و هر كه ميرسيد سراغ از او ميجست، پيام آوري نبود كه مژده وصلش را نميداد و در كنار راهش به انتظارش نمينشست، آدم به عشقش ترك جنان كرد و نوح از هجرش دل به طوفان سپرد، از سوز جدائيش خليل تن به آتش داد و طرهاي از زلفش هوش از سر موسي برد.
نفخهاي از دمش شور عشق به قلب عيسي افكند و بيتاب ظهورش نمود. آري همه جا و هميشه سخن از او بوده، شيعه به انتظارش گريبان دريده و عيسوي چشم به راهش دوخته، كليمي نيز به آمدنش لحظه شمرده است، همه و همه ميگويند خواهد آمد آنكه جهان را مالامال از عدل ميكند و خواهد آمد آنكه صلح به ارمغان ميآورد؛ صلحي فراگير از قلهها تا قعر درياها؛ كران تا كران را پر خواهد كرد، صحرا و دشت به عطرش رشك فردوس ميشوند و شور در دل ابرها ميافكند و زمين مستانه آنچه دارد بر طبق اخلاص ميريزد.
صلحي كه از گلها به دلها نفوذ ميكند، صلحي كه دل سنگها را نرم كرده، سنگدلان را ذوب ميكند، اينها همه اميد و آمال بشر بوده و هست، اينها همه وعدهاي است كه پبامبران گذشته دادهاند، و اينها نويدهاي جانبخش اماماني است كه انسانها را به آيندهاي زيبا اميد ميبخشند. بشنويد از حضرت امير المومنين (عليه السلام) كه از آن دوران چگونه ياد ميكنند: آنگاه كه قائم ما قيام ميكند آسمان قطرههايش را نازل ميكند و زمين گياهانش را بيرون ميريزد.
اين سخن اشاره به آن دارد كه قبل از قيام آن بزرگوار آسمان از بارش قطراتش دريغ ميكند و زمين از بيرون ريختن بركاتش بخل ميورزد و اگر چه نزول بركات از آسمان و زمين به خاطر قدوم مسعود آن ولي الله الأعظم است الا اينكه مردم نيز دست از كردار سابق خود برمي دارند و فرامين حضرت را به جان قبول ميكنند، در نتيجه صلح و آرامش روي زمين سايه ميافكند، و او نيز بركاتش را از مردم دريغ نميكند و آسمان نيز رحمتش را نازل مينمايد، و رواياتي بر اين مضمون هست كه گناه و معصيت موجب حبس بركات ميگردد.
حضرت امير المومنين (عليه السلام) در دعاي كميل به اين مهم اشاره ميفرمايند و باب رحمت الهي را پيش روي بندگان گنهكار ميگشايند و راه و رسم توبه را اينگونه تعليم ميكنند:پروردگارا ؛ ببخش بر من گناهاني كه عذاب را نازل ميكند، پروردگارا ؛ ببخش بر من گناهاني كه نعمتها را تغيير ميدهد، پروردگارا؛ ببخش بر من گناهاني كه دعا را حبس ميكند، پروردگارا؛ ببخش بر من گناهاني كه بلا را نازل ميكند.
پس بعضي گناهان موجب نزول بلا و عذاب، و بعضي موجب از بين رفتن نعمتهاي الهي و حبس دعاها ميگردند، در نهايت آن زماني كه تمام زمين از انواع گناه مالامال شده؛ هر گناهي اثر خود را ميگذارد و به همين جهت زمين از خارج نمودن بركت خود امتناع ميورزد و آسمان نيز از بارش رحمتش دريغ ميكند، اما وقتي كه زمين از لوث گناهان پاك گرديد و گناهكاران اصلاح شدند و آنچه مانع بركات بوده برداشته شد؛ زمين و آسمان رحمت خود را نازل ميكند و گوئي دوران صلح زمين با زمينيان فرا ميرسد.
به نقل از سایت تبیان

ماه شعبان، ماه هشتم از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
پیامبر فرمود:«شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»
پیامبر ماه شعبان را روزه میداشت و آن را به ماه رمضان وصل میکرد.
هنگامی که ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا میخواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه میفرمود:«هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در روز قیامت مشمول کرامت خود میگرداند و بهشت را برای او لازم می شمارد.»
بر هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر شده است.
حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت امام حسین و امام علی بن الحسین و امام مهدی و حضرت ابوالفضل علیهم السلام است.
منابع:
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 108؛ مفاتیح الجنان، ص 279 (به نقل از سایت رشد)
در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آرای کروبی ویژگی خاصی داشت.دستور قطب فرقه گنابادی،بزرگان ذهبیه واعلام رسمی بزرگان برخی شاخه های فرقه اهل حق مانند نظام الدین مشعشعی رهبر فرقه آتش بیگی ها برای رای دادن اتباعشان به کروبی فضای جدیدی پدید آورد.
نکته قابل توجه اینکه کروبی نیز برای جلب آرای اینها درتلویزیون از آبروی خود مایه گذاشت به نحوی که دین و سابقه خود را به آرای اینها فروخت.
مهمترین مساله در این کار کروبی می تواند تبلیغات گزاف دراویش و فرقه اهل حق در میزان جمعیت آنها باشد.
در حالیکه آمار دراویش در ایران بسیار پایین است اما اینها به کروبی القا کرده بودند که چند میلیون رای دارند.
حال با توجه به مناطق مختلف کشور بویژه برخی مناطق صوفی نشین،ادعاهای دراویش و چند صورت مساله را بررسی می نماییم
1-دراویش گنابادی با اینکه در بسیاری از شهرهای کشور جمعیتشان از 100 الی 200 نفر تجاوز نمی کند در تبلیغات خود همیشه خود را میلیونها نفر معرفی می کنند و به خود روحیه می دهند.مهمترین مناطق این فرقه از نظر جمعیت دو شهر مهم هستند:
الف:گناباد:شهرستان گناباد(بخش بیدخت )محل تولد این فرقه ومیعادگاه دراویش گنابادی است.آرای کروبی در این شهرستان با توجه به دستور قطب 972 نفر می باشد که برای فرقه فاجعه ای جبران ناپذیر است زیرا یا در برآورد جمعیتی دروغ می گویند ویا دراویش از دستور قطب سرپیچی کرده اند که این بزرگترین گناه در فرقه ونشانه سقوط مقام قطب می باشد.
ب:ششده وقره بلاغ فسا:این منطقه نیز از مناطق سنتی فرقه گنابادی است که دراویش مدعی هستند چند هزار صوفی در آن زندگی می کنند که آرای آقای کروبی در آن 1987 رای است که باز هم همان مشکل را نشان می دهد.
ج:بروجرد:غائله تخریب خانقاه بروجرد وادعاهای گزاف دراویش مبنی بر حضور ده ها هزار درویش در این شهر از خبرهای مهم یکی دو سال گذشته بود.در حالیکه در استان لرستان به دلیل لر بودن آقای کروبی آرای وی باید به گونه های مختلف تفسیر شود ولی اگر بپذیریم که همه ارا ارای دراویش بوده باز می بینیم از تعداد 181492 رای ماخوذه کروبی فقط 2690 رای را به خود اختصاص می دهد.
د:نظام الدین مشعشعی از رهبران اهل حق نیز که پیروان خود را به رای به کروبی فرا خوانده بود با همین مشکل مواجه است.در دلفان لرستان که یکی از پرجمعیت ترین مناطق اهل حق نشین و مشعشعی در کشور است کروبی فقط 6518 رای داشته و در رودهن و بومهن که با حوزه رای دماوند است و از مناطق سنتی این فرقه است می بینیم آرای کروبی 2036 رای است
نتیجه:
اگر بپذیریم از مجموع 338278 رای کروبی در کشور که بخشی از آنها ارای مردم لر وبخشی آرای طرفداران دیگر وی و برخی گروههای اپوزیسیون نظام است و ما در خوشبینانه ترین فرض 60 درصد آرای وی را آراء چند شاخه فرقه اهل حق،چند فرقه از دراویش که از وی حمایت کرده بودند مانند گنابادیها،خاکساریه،نوربخشیه ،ذهبیه و..بدانیم جمع آنها می شود 202966
البته این فرضیه بسیار خوش خیالی و به نفع دراویش است زیرا در برخی استانهایی که دراویش کم هستند ویا نیستند آرای کروبی آرای نسبتا خوبی است واین نشانگر فرضیه خوش بینانه به نفع دراویش است
حال اگر بیاییم از این 200 هزار نفر 40 درصد را به چند شاخه مهم فرقه اهل حق،10 درصد را به برخی اهل سنت و50 درصد را به دراویش اختصاص دهیم خواهیم دید سهم دراویش چیزی حدود 100 هزار رای است.
اگر در این میان به فرقه گنابادی ارفاق شود وبر فرض محال 70 درصد آرا را به دراویش گنابادی منتسب کنیم چیزی حدود 70 هزار رای می شود و این تقریبا همان وزن واقعی فرقه در کشور است.
به هر حال اگر چه استکبار جهانی،منافقین داخلی وشکست خورده های انتخاباتی سعی کردند آرای ملت را نپذیرند ودراویش نیز برای حفظ آبروی خود بر طبل تقلب در رسانه های خود کوبیدند اما نشان داد مردم متدین ایران هر کس را که بخواهد تشیع وامامت آنرا به فرقه ها و جریانات مخالف بفروشد بی آبرو خواهند کرد.
خرقه پشمینه
بسم الله
با سلام
چند وقت پیش در اقدام ناشیانه ای افرادی مغرض که توان پاسخگوئی به شبهات مطرح شده از سوی وبلاگ را نداشتند تصمیم گرفتند تا اعلام کنند دیگه اصلا شبهات را نمی بینند و اصلا به وبلاگ من یعنی وبلاگ اهل حق و آئین یاری نمی آیند(قبلا این اقدامات سابقه داشته است و این اولین بار نیست).اما علی رغم گذشت چند مدتی از اعلام آنها شاهد آن هستیم که مراجعات به وبلاگ بیشتر شده و وبلاگ من که بازدید آن بین ۲۰۰تا ۶۰۰ نفر بوده این روزها از۳۰۰تا۸۰۰نفر بازدید داشته است.
قبلا هم گفته بودم که این ترفندها و این تحریم ها در فضای نت با توجه به تحریم ناپذیری آن هیچگونه تاثیری ندارد.
به امید روزی که برخی از اهل حق ها که با شبهات حق به صورت انفعالی و تهاجمی برخورد می کنند به جلگه اکثریت اهل حق بپیوندند.
یا علی مددی
برخی جملات نور علی الهی در میان دیگر جملات واقعا جای بحث و بررسی دارد و باید از آنها با عنوان ادعاهای گزاف یاد کرد.از جمله آن ادعاهای گزاف نور علی الهی در موضوع خدا و دین است که به راستی شگفتی هر خواننده منصفی را در پی دارد.
بدون حاشیه به سراغ جملات می رویم و قضاوت را به خوانندگان می سپاریم:
دین همین است که من گفته ام بقیه حاشیه و فروعات است.{آثارالحق-ج۱-صفحه۷۰۷-گفتار۲۰۷۷}
ـ ضرب المثلی قدیمی خوب تبیین می کند:"خاله خود پسند داره در می زنه"
من هیچ موضوعی را ناگفته نگذاشته ام....... من از کسی تقلید نکرده ام همه اش نتیجه مشاهدات و تجربیات خودم بوده است عصاره اساس تمام ادیان را خلاصه کرده و در دو کلمه بدست سالکین داده ام به همین علت هم بود که حضرت علی به من فرموده دین تو ابداعی است ولی نیک ابداعی است.{همان/صفحه۷۰۶ گفتار۲۰۷۳}
ـ و البته در شرارت شما هیچ چیزی را ناگفته نگذاشته اید و نمی دانم کدام دین الهی است که ترور را تجویز می کند و تو آن را عصاره گیری کرده ای!
این را بدانید که برهان الحق بطلان ندارد.{همان/جلد۱ صفحه۷۰۷گفتار۲۰۷۶}
-ظاهرا نظر نور علی این است که این آخرین کتاب آسمانی است ظاهرا خبر ندارد که آخرین کتاب آسمانی قرآن است.
در جائی زیرکانه و موذیانه نغمه "سلونی قبل ان تفقدونی را سر می دهد.{همان/ج۱صفحه۶۴۷ گفتار۱۹۴۶}
-در زندگی تو هم اگر این سوالات را می کردیم جوابی برای گفتن نداشتی حال که نغمه مرگ را شنیده ای چه شده که.........
مکتب ما دانشگاه مولاست هر کس در اینجا موفق بشود بکمال میرسد.{آثارالحق جلد۱ صفحه۱۰۸ گفتار ۳۶۶}
-دانشگاهی که به ترور دست می زند آیا می تواند مکتب مولا باشد به نظر شما این زیاده خواهی نیست.تازه دانشگاه با علم جلو می رود نه با خواب ......
همه مجبور خواهند بود برهان الحق را شعار خود قرار دهند.{آثارالحق ج۱ صفحه ۵۹۱ گفتار۱۸۵۴}
ـ مهم اکنون می بینیم که پسر خود ایشان و جانشینشان (دکتر بهرام الهی- مقیم فرانسه) برهان الحق را کنار گذاشته است و به دستوراتش عمل نمی کند نظر شما در مورد بقیه افراد چیست؟
ادامه دارد............
نماز بازدارنده از فحشاء و منکرات
سوره عنکبوت ، آيه :45
اتل ما اوحی اليک من الکتاب واقم الصلاه ان الصلاه تنهی عن الفحشاء والمنکر ولذکر الله اکبر والله يعلم ما تصنعون
هر چه را از اين کتاب بر تو وحی شده است تلاوت کن و نماز بگزار ،که نماز آدمی را از فحشا و منکر باز می دارد و ذکر خدا بزرگ تر است و خدابه کارهايی که می کنيد آگاه است.
نماز، کارخانه انسان سازي
سوره معارج ، آيه -21 25 :
(۲۱) واذا مسه الخير منوعا (۲۲) الا المصلين
و چون مالی به دستش افتد بخل می ورزد. مگر نماز گزارندگان :
(23) الذين هم علی صلاتهم دائمون
آنان که به نماز مداومت می ورزند ،
( 24) والذين فی اموالهم حق معلوم
و آنان که در اموالشان حقی است معين ،
( 25) للسائل والمحروم
برای گدا و محروم
ماجراي شگرف از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود، هنوز هم به مثابه بار گراني بر دوش بشر سنگيني ميکند و بسان معمايي، اهل دانش، بينش و کوشش را فراميخواند که براي گشايش و يافتن راهي براي رهايي برخيزند و گامي فرا پيش نهند.
به همين سان، به کجا ميروم نيز جان جوياي انسان را به کاوش و کنکاش واميدارد و به شيوهاي شگرف و در عين حال ژرف، روحهاي ناآرام را به جستوجوي دروازهها يا دستکم روزنههاي کوچکي براي نظاره پاسخ ميکشاند!
اين ماجراها که در يک سخن، بحث از «آغاز» و «انجام» کار ما است و علاوه بر سرآغاز به فرجام و سرانجام حيات ما مربوط ميشود، از زمان آدم تا اين زمان و روزگاران آينده ما را رها نميسازد و ناگزير بايد به گونهاي موضع خود را در قبال آن مشخص کنيم. يکي از مهمترين اين موضعگيريها، اعتقاد به تناسخ است که به صورتي شاخص در زمان و زمينه خاصي از تاريخ فکر و سرگذشت انديشه بشر گرهگشا بوده است.
با اين حال، اکنون افکار و روشهاي ديگري براي کندوکاو درباره سرانجام بشر در دست است که در زماني که تناسخ در آن ميدانداري ميکرد، نه از اين فکرها خبري بود و نه ذهن و زبان بشر چنان پخته و پويا بود که بتواند ماجرا را به اين صورت توضيح دهد.
با ظهور اسلام و تقرير بحث معاد، نه تنها ماجراي سرانجام بشر، بلکه پرونده تناسخ هم سمت و سوي ديگري به خود گرفت و اين امري ناگزير بود. با اين حال، در روزگار ما که افکار و انديشههاي نوپيدا(مانند عرفانهای نوظهور و.........)، هر روز بيش از ديروز ميشود، زمزمههايي شنيده ميشود که نزديکتر شدن صداي پاي احياي تناسخ را در جامعه گوشزد ميکند.
طبيعي است که ناگزيريم در قبال اين ماجراي نوين، موضع بگيريم و خرد و کلان آن را هويدا سازيم.
لذا امروزه بر اندیشمندان عرصه های اعتقاد و دین فرض است تا در این زمینه قلم زده و این هاله را روشن سازند تا عده ای نتوانند از در جهت منافع و مطامع خود از این مفهوم نه چندان روشن سوء استفاده کنند.

از آنجا كه این توصیه ها به زبان ساده و توسط یك هكر موفق سابق ارائه شده، می تواند راهگشای بسیاری از كاربران ساده و عادی باشد. این مطلب بر اساس مقاله شخصی آقای كوین میتنیك تهیه شده است. وی از جمله هكرهایی است كه خوانندگان ایرانی اخبار فناوری اطلاعات هم با نامش آشنا هستند و یكی از جنجالی ترین هكرهای دنیا محسوب میشود. آنها حتی می توانند از رایانه شما برای ذخیره سازی اطلاعات به سرقت رفته كارت های اعتباری یا انواع محتویات نامناسب استفاده كنند. آنها می توانند به كاربران بی پناه خانگی یا صاحبان مشاغل حمله كنند. در این بخش از گزارش، 10 اقدام مهم و اساسی كه برای حفاظت از اطلاعات و منابع رایانهای در برابركاربران بد دنیای سایبر باید انجام شود، از قول این هكر سابق به اطلاع می رسانیم. *- نسخه پشتیبان از اطلاعات مهم تهیه كنید از همه اطلاعات خود نسخه پشتیبان یا بك آپ تهیه كنید. شما در برابر حملات مصون نیستید. سرقت و از دست رفتن اطلاعات برای شما هم ممكن است اتفاق بیفتد. یك كرم یا تروجان نفوذی برای از بین بردن همه اطلاعات شما كافیست. *- انتخاب كلمه عبور مناسب را سرسری نگیرید كلمات عبوری انتخاب كنید كه معقول و منطقی بوده و حدس زدن آنها دشوار باشد. چند عدد را پشت سرهم ردیف نكنید. همیشه كلمات عبور پیش فرض را تغییر دهید. *- نرم افزار آنتی ویروس فراموش نشود از نرم افزارهای ضدویروس مشهور و معتبر استفاده كنید و همیشه آنها را به روز كنید. *- سیستم عامل رایانه را بروز نگه دارید سیستم عامل خود را به طور مرتب به روز كرده و تمامی وصله های امنیتی عرضه شده توسط شركت طراح هر سیستم عامل را بارگذاری و نصب كنید. *- مراقب نرمافزارهای ضعیف امنیتی باشید حتی الامكان از استفاده از نرم افزارهای ضعیف و در معرض حمله خودداری كرده و قابلیت های خودكار نامطمئن آنها به خصوص در نرم افزارهای ایمیل را از كار بیندازید. *- رمزگذاری اطلاعات از نرم افزارهای رمزگذاری اطلاعات مانند PGP در زمان ارسال ایمیل استفاده كنید. از این نرم افزار می توانید برای حفاظت از كل هارد دیسك خود نیز استفاده كنید. *- نصب نرمافزارهای شناسایی عوامل نفوذی را فراموش نكنید حتما نرم افزاری برای شناسایی نرم افزارهای مخرب جاسوس برای روی رایانه تان نصب كنید. حتی بهتر است چندین نرم افزار برای این كار نصب كنید. برنامه های سازگار با دیگر نرم افزارهای مشابه مانند SpyCop انتخاب های ایده آلی هستند. *- به دور رایانه خود دیوار آتشین بكشید از دیوار آتش یا firewall شخصی استفاده كنید. پیكربندی فایروال خود را به دقت انجام دهید تا از نفوذ به رایانه شما جلوگیری شود. این فایروال ها همچنین مانع وارد آمدن خسارت به شبكه ها وسایت هایی كه به آنها متصل هستید، شده و قادر به تشخیص ماهیت برنامه هایی هستند كه تلاش می كنند به شبكه اینترنت متصل شوند. *- حذف برنامههای دسترسی از راه دور امكاناتی را بر روی رایانه به آنها احتیاج ندارید از كار بیندازید. به خصوص برنامه های كاربردی كه دسترسی به رایانه شما را از راه دور ممكن می كنند (مانند Remote Desktop، RealVNC و NetBIOS) را حذف یا به اصطلاح disable كنید. *- از امنیت شبكههای رایانهای اطمینان حاصل كنید در جهت ایمن سازی شبكه های رایانه ای و به خصوص شبكه های بی سیم بكوشید. شبكه های وای - فای خانگی را با كلمه عبوری با حداقل 20 كاراكتر ایمن كنید. پیكربندی اتصال لپ تاپ خود به شبكه را به گونه ای انجام دهید كه برقراری ارتباط تنها در حالت Infrastructure اتفاق بیفتد.
حفاظت از خود در محیط اینترنت كار بسیار پرچالشی است. اینترنت یك محیط جهانی است كه اشخاصی بی پروا از آن سوی كره زمین قادر به شناسایی نقاط ضعف رایانه شما و سوءاستفاده از آن هستند. آنها می توانند از این نقاط ضعف برای كنترل دسترسی به حساس ترین اسرار شما سواستفاده كنند.





مابین 28 فبریه 1993 تا 19 اوریل 1993، حدود 80 مرد، زن و كودك كه در محل زندگی خود نزدیك شهر Waco واقع در ایالت Texas در صلح و ارامش در حال زندگی بودند، در نتیجه ی عملیات انجام شده توسط دو دستگاه امنیتی ایالات متحده ی امریكا یعنی FBI2 و 3 ATF كشته شدند. در این حادثه 4 نفر از ماموران ATF نیز جان خود را از دست دادند.
گروهی غیرنظامی كه در مركزی مذهبی تحت عنوان Mt. Carmel Center زندگی می كردند و تحت عنوان فرقه ی Davidian شناخته می شدند.
ماجرا در 28 فبریه با یورش ناگهانی به شیوه ی جنگی اغاز شد و با شلیك گلوله از هلیكوپتر به سمت اقامتگاه زن ها و بچه ها تكمیل شد و بدنبال ان محاصره ی طولانی مدتی اغاز گردید. در 19 اوریل، دولت امریكا تانك ها را برای تخریب و نابودی و پخش كردن گاز در ساختمانی كه مردم در ان زندگی می كردند، به محل اعزام كرد. دولت امریكا اعلام كرد كه انها بدلیل نگرانی های خود از وضع بهداشتی محل اقامت دیویدیان و جلوگیری از ازار و اذیت كودكان توسط David Koresh، رهبر فرقه ی دویدیان و همچنین طولانی شدن مدت زمان ماموریت و محاصره و در نتیجه خسته شدن ماموران FBI، تصمیم به انتشار گاز در محل خانه ی تحت محاصره می گیرد.
تانك ها حفره های بزرگی در دیوارهای ساختمان ایجاد كردند و به سمت ان هجوم بردند. دولت اعلام كرد كه انها تنها میخواستند با ایجاد حفره در دیوارهای ساختمان و انتشار گاز به داخل، مردم را مجبور به ترك ساختمان كنند اما این در حالی بود كه هیچ یك از دیویدیان از ساختمان خارج نشدند.
بعد از هجوم تانك ها به سمت ساختمان، اتش سوزی اغاز شد و اتشی بسیار وحشتناك و جهنمی در حدود 40 دقیقه ساختمان را سوزاند و انرا با خاك یكسان كرد. در حالیكه انها در حال تماشای شعله های مهیب اتش از تلویزون بودند، همگان متعجب بودند كه چرا دیویدیان از ساختمان غرق در آتش خارج نمی شوند. 75 نفر در اتش كشته شدند.
نگرانی های عمومی بر محور چگونگی مرگ 33 زن، كودك و نوزاد در این حادثه، متمركز شده بود. بقایا و اجساد انها در اتاقی بهم چسبیده كه ابدار خانه و محل ذخیره ی مواد غذایی بود، پیدا شد. این اتاقی بود كه امریكاییان انرا "انبار بزرگ" نامیدند.

شواهد و مدارك موجود باعث شد تا بعضی از امریكایی ها به این نتیجه برسند كه فرقه ی دیویدیان به عمد توسط دولت امریكا كشته شدند. یك فیلم توسط یك وكیل به نام Linda Thomson در اثبات تعمد دولت امریكا در كشتار دیویدیان، ساخته شد. فیلم شامل بخشی است كه نشان می دهد در پشت ساختمان، از دهانه ی لوله ی یك تانك پخش كننده ی اتش، اتش در حال خارج شدن به سمت ساختمان است. بخش دیگری از فیلم نشان می دهد كه كارمندان یونیفورم دار ارتش امریكا كه در محل حاضر بودند و تانك هایی كه به تیغه های پهن همانند تیغه های ماشین های برف روب مجهز بودند، اثار و بقایای باقی مانده از اتش سوزی را به سمت خرابه های ساختمان كه درحال سوختن بودند، منتقل می كنند. این فیلم و تصاویر در سرتاسر امریكا پخش شد و موجبات خشم و اعتراض فراوان مردم را فراهم كرد.
دولت امریكا باز هم تكرار كرد كه تانك ها با ایجاد حفره در دیوارهای ساختمان، قصد داشتند تا بدین ترتیب دیویدیان را از ساختمان خارج كنند و راهی برای خروج انها ایجاد كنند اما دیویدیان از انجام این كار سر باز زدند و با ایجاد و قرارگرفتن در اتش، اقدام به خودكشی كردند.
بعضی ها بیان كردند كه تصاویر تانك پخش كننده ی اتش گمراه كننده بوده است. انها می گویند كه تانك ها بطور تصادفی با چراغ های نفتی موجود در ساختمان برخورد كردند و در نتیجه ی وجود مواد اتش گیر و همچنین سوخت های رایجی كه در منازل نگهداری می شود، اتش سوزی اغاز شده است. فریاد های عمومی برای اغاز بررسی كنگره درباره ی این حادثه بلند شد.
دو سال بعد از اتش سوزی 19 اوریل، بمبی در ساختمان Murrah در شهر اوكلاهاما جایی كه دفاتر دولتی فراوانی وجود دارد، منفجر شد. رسانه ها و جریان خبری امریكا، بلافاصله انفجار اوكلاهاما را به معترضین و كسانی كه دولت را در هولوكاست واكو مقصر می دانستند، نسبت دادند. معترضین و تظاهرات كنندگان به هولوكاست رخ داده در واكو، اعلام كردند كه بمب گزاری در ساختمان Murrah توسط دولت امریكا انجام شده است تا بدین وسیله طبق قانون اساسی زمینه برای خاموش كردن و توقف رسیدگی های قانونی در مورد جنایت واكو، فراهم شود.
در نهایت، پس از گذشت بیش از دو سال از جهنم ایجاد شده در تاریخ 19 اوریل 1993 در واكو، كنگره دادرسی های دراز مدت را اغاز كرد. دادرسی ها به منظور پی بردن به حقیقت و بیان ان تحت هر شرایطی، برگزار می شد. قول داده شده بود كه دادرسی ها به جدل و ستیزهای موجود پایان دهد.
اولین شرط برای بررسی و تحقیق جدی درباره ی مرگ مشكوك دیویدیان، بررسی گزارش كالبد شكافی اجساد قربانیان حادثه و مدارك فیزیكی موجود در محل رخ دادن حادثه می باشد اما كنگره گزارش های كالبدشكافی و همچنین بیشتر مدارك فیزیكی موجود را مورد بررسی قرار نداد و انهارا نادیده گرفت. در عوض، كنگره اقدام به دادرسی كردن از یك خبرنگار كه كتابی راجع به حادثه ی واكو نوشته بود، كرد.
یكی دیگر از شاهدان دادرسی، دختر نوجوانی بود كه ادعا كرده بود توسط David Koresh مورد ازار و اذیت جنسی گرفته بوده است. بعد ها مشخص شد كه این دختر، هرگز در Mt. Carmel Center زندگی نكرده بوده است و شهادت ارایه شده توسط دختر، بوسیله ی یكی از نزدیكان این دختر اماده و به او داده شده است.
به نقل از ثانیه نیوز
شیخ اصلاحات: حتی اگر مایکل جکسون هم به من پول بدهد ، می گیرم
میرحسین موسوی: در فرآیند قبض روح جکسون ، تقلب صورت گرفته و مرگ وی باید ابطال شود
محسن رضایی: به دلیل شرایط کنونی از شرکت در مراسم ختم جکسون انصراف می دهم
بهزاد نبوی: تنها راه زنده ماندن خواننده های پاپ ، رابطه با آمریکاست
سعید حجاریان: فشار از پایین و چانه زنی از بالا باعث مرگ جکسون شد
شیرین عبادی: همجنس بازان و وهابیت هم حق دارند در مراسم ختم جکسون شرکت کنند
علی لاریجانی: صداوسیما باید به بازماندگان مایکل جکسون هم تریبون بدهد
محسن کدیور: درباره مرگ مایکل جکسون قرائت های مختلفی وجود دارد
غلامحسین کرباسچی: حتی اگر لازم باشد حاضرم کفش های مایکل جکسون را هم واکس بزنم
زهرا رهنورد: چون جکسون داماد ایالت می سی سی پی بوده ، پس ایرانی های مقیم آن قبرستان به موسوی رای داده اند
محمد باقر قالیباف: خسارت های وارده از مرگ جکسون به شهر تهران برآورد شده است.
بسم الله
با سلام
از این به بعد در ادامه مطلب می توانید برخي مطالبی را که به فارسی در صفحه اصلی وبلاگ خوانده اید به زبان انگلیسی هم ببینید.
برای شروع کار چند پست اول وبلاگ را به زبان انگلیسی در ادامه مطلب قرار خواهم داد تا شهروندان خارج از کشور هم بتوانند از برخي مطالب وبلاگ استفاده کنند.
البته لازم به ذکر است که این ترجمه توسط نرم افزار گوگل انجام میگیرد و به علت اینکه توسط نرم افزار انجام می شود باید به عرض شما برسانم که خیلی این نوع ترجمه دقیق نیست اما مفهوم را برای دوستان و هموطنان خارج کشور منتقل می کند.
یا علی مددی
حتما با نام بابانائوس آشنا هستید.(جهت اطلاعات بیشتر در مورد بابانائوس به این مقاله مراجعه کنید:ادعای خدائی ابراهیم دیوانه از رهبران اهل حق)
بعد از دوره بابانائوس دوره ای که اهل حق از آن یاد می کنند دوره بابا جلیل و دوره باباسرهنگ دودانی است و وقتی می خواهیم در مورد تاریخ این دوره توضیحاتی بدهند یا اصلا نمی توانند و یا اگر با دفاتر اهل حق کاملا آشنا باشند تنها به ذکر چند جمله در مورد این دوره ها اشاره می کنند؟
در میان این کم جملات کوتاه دیده می شود که در دوره بابا سرهنگ دودانی اختلافات ایشان با رهبران اهل سنت باعث درگیری میان آنها شده است (البته هم اکنون هم این اختلافات میان اهل سنت و اهل حق ها وجود داشته و بلکه به مراتب بیشتر از قبل بوده و هست،به نحوی که به راحتی حکم به کفر و نجاست اهل حق می دهند و هیچگونه ملاحظه ای، هیچکدام از بزرگان اهل سنت نسبت به آنها ندارند)
در دفاتر اهل حق جائی اشاره شده است که باباسرهنگ دودانی در سنین میانه ادعای خدائی می کند و خود را مظهر خدا می نامد و ......
همین امر سبب تشدید اختلافات میان رهبران اهل حق با رهبران مذهب اهل سنت می گردد.البته در دفاتر اهل حق سعی کرده اند که این اختلافات را بر سر زمین های ایشان اعلام کنند(که به رغم ادعای آنها بابا سرهنگ دودانی تصرف عدوانی به ملک و املاک آنها داشته است) اما واقعیت این است که در دفاتر چیزی جز اختلاف بر سر مسائل عقیدتی نیست و نامی از ملک و تصرف و...... نیامده است در واقع عده ای این تفسیر ناهمگون را در دفاتر اهل حق جاسازی کرده اند.حالا می توان فهمید که چرا نور علی الهی یکی از رهبران اهل حق دفاتر اهل حق را تحریف شده توصیف می کند و غیر قابل اعتبار می داند!
جهت اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب تاریخ اهل حق یارسان نوشته دکتر گلمراد مرادی چاپ سوئد مراجعه کنید.
يكي از شگرد هاي برخي سيد هاي اهل حق پيش گويي است كه اگر درست از آب در بيايد صد هزار تومان و يا يك راس گوسفند براي ایشان سوغات مي برند و اگر دروغ از آب در آمد مي گويند عقيده ات خراب بوده است!!؟
ليلي زن علي آقا از روستاي و...... از توابع اس ....... فرزند جعفر كه چهار دختر دارد چند سال قبل يك پسرش بنام پيام قبلاً خودكشي كرده بود و ديگر پسر نداشت نزد اسد مشعشعي مي رود و تقاضاي يك پسر مي كند و او وعده آوردن پسر به او مي دهد.اتفاقا اين خانم الان چند ماهه حامله است دختر است و شديداً ناسزا به اسد مشعشعي مي گويد كه باعث شده پنج دختره شدن من شده است.وقتی به اسد مشعشعي زنگ مي زند و گله مي كند مي گويد تو عقيده ات درست نيست و با اين تهمت همچنان مشغول کلاهبرداری از مردم می باشد.
با ویرایش بنقل از وبلاگ یاهو
سخن مدیر وبلاگ اهل حق و آئین یاری:
امروزه اکثر وبلاگهائی که بگونه ای در نقد اهل حق می نویسند و یا حتی در نقد فرقه های دیگر مورد تهدید مساله ای به نام هک و هکر هستند لذا بد نیست افرادی که در این زمینه فعالیت می کنند با مفاهیمی از این قبیل آشنا باشند.
در ادامه این مباحث و در پستهای آینده روشهای مقابله با اینگونه تهدیدها را در اختیار دوستان وبلاگ نویس قرار می دهم تا از تهدید هکرها انشا الله در امان باشند.

فارس: امروزه وقتي صحبت از فناوري اطلاعات و دغدغه هاي امنيتي اين حوزه به ميان مي آيد، يكي از مهم ترين مباحث طرح شده مفهومي به نام هك است.
هك چيست؟
هك يا Hack در دنياي فناوري از چند معني مختلف برخوردار است كه البته اين معاني با يكديگر در ارتباط هستند. رفع سريع و هوشمندانه يك مشكل در يك برنامه رايانه اي يا به طور كلي برطرف ساختن سريع يك نقص رايانه اي از جمله تعاريف و معاني كمتر شنيده شده هك است.
اما معناي مشهورتر اين اصطلاح ايجاد تغيير و تحول در يك برنامه يا يك وسيله به گونه اي است كه افراد بتوانند به امكانات و قابليت هايي كه به طور عادي در دسترسشان نيست، دسترسي پيدا كنند.
به عنوان مثال برخي هكرها با سرقت اطلاعات شخصي كاربران سرويس هاي بانكداري آنلاين موفق به انتقال مخفيانه وجه نقد از حسابي به حساب ديگر مي شوند.
از اين روش در فضاي مجازي براي دسترسي مخفيانه به رايانه هاي شخصي و سرقت اطلاعات آنها و حتي سوءاستفاده از دستگاه هاي تحت نفوذ براي حمله به ديگر رايانه ها استفاده مي شود.
بايد توجه داشت كه گستره استفاده از واژه هك منحصر به دنياي كامپيوتر نميباشد و توسط افراد با تخصصهاي گوناگون در زمينههايي از قبيل موسيقي و نقاشي نيز به كار ميرود كه به معني دگرگونيهاي هوشمندانه و خلاقانه فرد در آن زمينه ميباشد.
سرمنشا خلق اين واژه
خلق واژه هك به معناي امروزي مانند بسياري از واژه هاي مدرن دنياي فناوري به دهه 60 ميلادي و دانشگاه مشهور MIT در آمريكا بازمي گردد. در آن زمان اين واژه به معناي راه حلي سريع و خلاقانه براي حل يك مشكل فني و غلبه بر يك مساله بغرنج در دنياي فناوري بود.
واژه هكر نيز در همان زمان ابداع شد و منظور از آن فردي بود كه قادر به يافتن راه حال هاي خلاقانه براي حل يك مشكل رايانه اي و فني باشد. هك در اصل برگرفته از يك واژه آلماني بدين معني است: كسي كه با استفاده از يك تبر مبلمان خانه مي سازد.
منظور از اين واژه به كنايه عدم ظرافت و دقت است.
اين واژه براي اولين بار در اواسط دهه 60 توسط كاركنان مركز رايانه دانشگاه MIT مورد استفاده قرار گرفت. با پيشرفت علوم رايانه و گسترده شدن استفاده از آن هك به عنوان روشي مطرح شد كه اگر چه از نظر فني به درستي عمل كرده و موجب حل مشكلات مي شود، اما ماهيتي زشت و ناپسند دارد و خارج از هنجارهاي پذيرفته شده است.
با آغاز دهه 80 واژه هك كمكم معناي امروزي خود را پيدا كرد. در آن زمان تعريف هك كردن بيشتر به معناي كلمه كراكر يا Cracker نزديك شد. كراكر كسي است كه هدفش از نفوذ به سيستمهاي رايانه اي، خرابكاري و ايجاد اختلال در آنها است.
البته هنوز هم هك به معاني مثبتي به كار مي رود. متداول ترين معناي مثبت براي اين كلمه افزودن كاركرد يا قابليت هاي جديد و مفيد به يك نرم افزار براي كمك به كاربران آن است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شوراي نگهبان ، متن نامه آيتاله جنتي خطاب به محصولي، وزير كشور به شرح زير است: در مورد نتيجه كلي و نهايي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، روز جمعه مورخ 22/3/1388 ، بدينوسيله اعلام مي نمايد پس از آگهي عمومي اعلام شكايات و اعتراضات نسبت به روند رايگيري و برگزاري انتخابات، طبق ماده 80 قانون انتخابات رياست جمهوري علاوه بر مهلت قانوني دريافت شكايات، در دوره تمديد پنج روزه نيز نسبت به دريافت شكايات اقدام و متعاقب بررسي ها و رسيدگي هاي دقيق و همه جانبه ، از آنجا كه بخش عمدهاي از موارد اعلامي از مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتي خارج و بعضا تخلفات مختصري كه وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غير قابل اعتناء است، سرانجام شوراي نگهبان با بررسي موضوع در جلسات عديده و با وارد ندانستن شكايات و اعتراضات ، صحت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را طبق ماده 79 قانون انتخابات رياست جمهوري مورد تاييد قرار داد.
دبير شوراي نگهبان در نامه خود افزوده است: شوراي نگهبان فرصت را مغتنم شمرده، ضمن تكريم حضور حماسي و فراگير مردم در برگزاري شكوهمند دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري كه با تجلي و ظهور جمهوريت نظام در كنار اسلاميت آن، برگ زريني در تاريخ مردمسالاري ديني ايران اسلامي از خود بجا گذاشت، بر خود فرض مي داند از تلاش همه جانبه وزارت محترم كشور ، عوامل اجرايي ، همچنين هياتهاي نظارت و رسانه هاي گروهي و بويژه از نامزدهاي محترم كه با حضور خود گرمي و رونق عرصه رقابت را فراهم آورده اند قدرداني نمايد.
هر کسي که گل بزند و سپس بدود تا بقيه او را دنبال کنند و بغل نمايند، (همانطور که در آمريکا و فرانسه بازيکنان انجام مي دهند) بايد به صورتش تف انداخت و تنبيه کرد!!! زيرا ورزش بدني شما چه ارتباطي به شادي و بغل کردن و بوسيدن دارد!
مشايخ وهابي که به صدور فتواهاي قتل و کشتار مسلمانان و پيروان اهل بيت (ع) مشهور هستند، فتواهاي خنده داري نيز صادر مي فرمايند! که خواندن آنها خالي از لطف نيست...
ـ پوشيدن کمربند ايمني حرام است! زيرا مانع قضا و قدر مي شود!!!
ـ شستن گوشت قبل از پختن بدعت است.
ابن تيميه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پيامبر رضوان الله عليهم در عهد پيامبر(ص) گوشت را بدون شستن مي پختند و مي خوردند.
آيا مي دانيد كه:
فصل عاشقي كه درهاي رحمت خدا در آن از هميشه بازتره شامل سه ماه رجب و شعبان و رمضان هست و امشب اولين شب ماه مبارك رجب هست. فصل عاشقي، فصل فرصت هاي ناب رسيدن به خدا از امشب آغاز ميشه نكنه از غافله عقب بمونيم
آيا مي دانيد كه:
* ماه رجب از ماه هاي حرام و موسم دعاست و حتي در زمان جاهليت به اين خاصيت معروف بوده و مردم آن زمان براي برآوردن حاجات خود انتظار آن را مي بردند ( به نقل از المراقبات )

*آيا مي دانيد خيلي ها از امشب مراقبات خودشون رو بالاتر مي برند و از حالا تمام تلاششونو مي كنند تا ماه مبارك رمضان هرچقدر امكان داره آماده تر و آماده تر باشند(طرح محاسبه و تهذيب نفس حتما در آن شركت كنيد)
* آيا مي دانيد رجب ماه استغفار و تمناي طلب سعادت توبه است.
رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله فرموده اند:« رجب ماه استغفار امت من است پس درين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزش و مهربان است و رجب را اَصَبّ مي گويند زيرا كه رحمت خدا درين ماه بر امت من بسيار ريخته مي شود پس بسيار بگوييد: استغفرالله و اسئله التوبة »
* آيا مي دانيد كه شب اول ماه رجب يكي از چهارشبي ست كه احيا در آن براي عبادت تاكيد گرديده است.
* آيا مي دانيد سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم اين ماه ايام البيض ناميده شده اند و خيلي ها با اعتكاف در اين سه روز در مساجد خيلي قدم ها به سوي او برداشته اند.( از اعتكاف غافل نشيم و اگه امكانش رو داريم از الان براش برنامه ريزي كنيم.)
* آيا مي دانيد خيلي زياد به روزه در اين ماه تاكيد شده و احاديث درين مورد زياد و عجيب هستند ( بعضي ازين احاديث را اينجا بخوانيد) براي حتي يك روز روزه ي ماه رجب يا دو روز يا سه روز تا برسد به اينكه تمام ماه را روزه بگيرد و اگر به هر دليلي بر آن موفق نشد روزه را به كارهاي ديگر كه بدل آن وارد شده تبديل نمايد ( اين حديث گرانبها را بخوانيد )
* آيا مي دانيد در هر شب از شبهاي اين ماه هزار مرتبه لااله الا الله وارد شده است و اين ذكر تنها حدود بيست دقيقه وقت مي گيرد اما تاثير آن بسيار زيباست.
* آيا مي دانيد دعاهاي عارفانه و عاشقانه اي در روزهاي ماه رجب وارد شده كه دستگير راه تقربند. يه سر به مفاتيح الجنان بزنيم و اين گنج هاي معنوي رو از دست ندهيم.
كاش درين فرصت هاي ناب ، ازين مناسبت هاي مبارك - بهانه هاي عاشقي – كه يكتا معشوق عالم جلوي راهمون گذاشته بهترين استفاده رو ببريم. كمي فكر كنيم براي چه به اين دنيا آمده ايم؟ كاش عقب ماندنمان را از عاشقان خداوند ببينيم و براي نجات خودمون تصميمات جدي تري بگيريم. معلوم نيست چقدر فرصت براي ما باقي ست.
كاش به همديگه اين فرصت ها رو يادآوري كنيم .كاش براي هم دعا كنيم و براي او براي به سر رسيدن غيبتي كه يازده قرن تمام طول كشيده! طولاني شده! خيلي طولاني شده!
كاش به خودمون بيايم. به خدا بي ياوري او خيلي طول كشيده و ما انگار نه انگار كه مثلا شيعه ي او هستيم و .........

ليلة الرغائب چگونه شبي است؟
"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتي است كه اعمال بسياري براي آن ذكر شده است. پيامبراكرم صلوات الله عليه فرمود: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، مستوجب خشنودي خدا مي شود و غضب الهي از او دور مي گردد و دري از درهاي جهنم بر روي او بسته مي شود. اعمال ماه هاي رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح براي شركت در ميهماني ماه مبارك رمضان مي باشد. براي درك عظمت ماه رمضان بايد از قبل خود را آماده نمائيم.
پيامبراكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شدما بين نماز مغرب و عشاءدوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و درهر ركعت يك مرتبهسوره حمد، سه مرتبهسوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد،هفتاد بار ذكر" اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجدههفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.
پيامبراكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
اميد آن است كه در پايان اين نماز با فضيلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنيد و ما را نيز از دعاي خير خود محروم ننماييد.
-------------
التماس دعا
تصویر فردی که شناسائی و دستگیر شد:

عکس یک فرد وجیه دیگری که در سایتها اولین عکس را بخود اختصاص داده است این فرد هم شناسائی شد و در آینده نزدیک اطلاعات آنها به عرض شما خواهم رساند.
عکس فرد مورد نظر:

یک روحانی هم که با لباس روحانیت در تجمعات آشوبگران حضور داشته و ظاهرا از عوامل آشوبها بوده است شناسائی و بازداشت گردید:

جهت شناسائی عوامل آشوبگر به سایت گرداب مراجعه کنید.
کتابهاي معتبر اهل حق:
- شاهنامه حقيقت: تاليف مرحوم حاجي نعمت الله جيحون آبادي مکري متخلص به مجرم در سال 1345 به چاپ رسيد اين فرد متولد 1288 هجري قمري ساکن ديه جيحون آباد در بخش دينور بوده است وي در اين کتاب شرح حال بزرگان اهل حق و آداب و رسوم و عقايد آئين حقيقت را با کمال صراحت در يازده هزارو يکصدو شانزده بيت بيان کرده است و مطالب اين کتاب شامل عقائد عمومي اهل حق و مورد تاييد آقاي نورعلي – الهي بوده است.
- مجموعه رسائل اهل حق : مجموعه ايست از کتب "تذکره ي اعلي" که مشتمل بر عقايد و آداب و رسوم و حکايات و کرامات مربوط به بزرگان و پيشوايان اهل حق مي باشد که با انشاء سست و عاميانه نوشته شده و شامل نظم و نثر است.
- سرودهاي ديني يارسان: از کتب معتبر اهل حق است مطالب آن گفته ائمه دين حقيقت است .
آداب و رسوم علي اللهي ها خيلي شبيه اين مسلک است از زمان پيدايش آن اثري نيست خود اهل حق پيدايششان را از عالم الست ميدانند که تا زمان حضرت علي جزء اسرار انبيا بوده است. و ميگويند اسرار حق را علي (ع) به حسن بصري بيان فرموده است.و سپس د رزمانهاي مختلف اين اسرار به کميل و مقداد و اباذز منتقل شده است و سينه به سينه به خواص ياران رسيده است.
پيدايش اين مسلک:
شايد در قرن چهارم مردي بنام "مبارک شاه" ملقب به "شاه خوشين" که او را مظهراله ومتولد از مادري بکر بنام "ماماجلاله" ميدانند در ميان ايلات لر ظهور و آئين حقيقت را در ميان قسمتي از مردم لرستان شايع کرده است ايلات لرستان در قرن چهارم هجري مرکز مذهبي اين فرقه بشمار ميرفته است. در قرن هشتم "سلطان اسحاق" يا "سلطان سحاک" "صحاک" (نسبش به امام هفتم ميرسد متولد حلبچه در استان کرکوک از طايفه اکراد بدنيا آمده ) گفته ميشود وي اشخاص حق جو را با کشش و الهام باطني به حضور طلبيده کما اينکه خيلي از يارانش اهل چين و هند و بخارا و ساير بلاد دور دست از ايران بوده اند مسلک اهل حق در زمان ايشان رواج يافت و رسميت پيدا کرد و چون اسرار کذائي اهل حق بصورت قانون و ارکان اهل حق و بنام حق و حقيقت به ياران ابلاغ شد روي همين اصل مؤسس مسلک اهل حق محسوب ميگردد. (برهان ص 32) وي مکتب واحدي ما بين عموم اهل حق تشکيل داده همه آنها را به هم نزديک ميکرد. و اصول و آداب و رسوم و قوانين لازم را وضع مي نمود و بناي خاندانها را ميگذارد بعدا ساير پيشوايان اهل حق از او پيروي کرده به توسعه آئين مزبور پرداختند.
گوران
گوران محل زندگي اهل حق بود که در کرمانشاه واقع است افرادي که از اين محل به تبريز يا جاهاي ديگر کوچ کرده اند گوران گفته شده است. کلمه گوران به سه معني آمده است. 1- نام يکي از ايلات کرد ساکن کرمانشاه است. 2- نام زبانيست که تا اين اواخر در مرکز غربي و جنوبي کردستان با آن تکلم و دفاتر و کلامهاي مذهبي نوشته ميشد بعدا بر اثر انتشار زبان کردي و فارسي ادبي بتدريج متروک گرديده است. گويش گوران ترکيبي است از لهجه هاي کردي اوراماني – کرمانج – لکي و کردي کرمانشاهي 3- نام يکي از بخشهاي مهم شهرستان شاه آباد ميباشد که در شمال باختري شهرستان مزبور و شمال بخش "کرند" واقع است . شايان ذکر است که خيلي از اهل حق ها از اينکه به آنها گوران کفته ميشود ناراحتند.
فرق اهل حق:
ظاهرا اين جماعت به دو دسته "چهل تنان" و "هفتنان" تقسيم ميشوند. علاوه بر اين دو فقره، تيره هاي ديگري از قبيل تيره "آتش بيگي" و "شاه حياسي" که اختلاف جزئي در اجراي آداب و رسوم مذهبي با هم دارند در ميان اين جماعت ديده ميشود. بعقيده آنان: «"چهل تنان" و "هفتنان" از جمله موجودات پاک نوراني و از ياران خدا مي باشند که در عالم الست پيش از خلقت "آدم ابوالبشر" و ساير موجودات خلق شده اند. و پس از آنکه با خدا عهد و پيمان بسته اند که بشر در دنيا از راه حق منحرف نشود بنا به استدعا و خواهش آنان خداوند حضرت آدم را خلق کرده است.» در مجموعه رسائل اهل حق ص141 – 143 در حق چهل تنان آمده است:[2] «قصه اي از عالم راز است ، نور حق هرجائي که بروز و ظهور نمود او را حق خوانند . وحضرت خاتم موافق احاديث شريعت و رموز طريقت از نور حق تعالي بود اين است که اين دوره را اولش حقاني مي خوانند و چهل تن نور که از نور مولي علي بودند و سر حلقه آنها سلطان محمود بود ختم بر "جاني" شد. دليل همين است و چندين جا اين چهل تن پاک بروز و ظهور نموده و مينمايد و همان نور ولايت مولاست. در شب معراج حضرت رسول بجائي رسيد گنبدي ديد از دانه زمرد دري ديد از يک دانه ياقوت سرخ ... جبرائيل نازل شد عرض کرد يا رسول الله اين منزل "چلتنان" ميباشد و اين گنبد خضرا مي باشد. حضرت فرمود گنبد چيست. عجب سبز و چرخ است و مراد از گنبد چيست. .. مراد از گنبد ده ده "روشنعلي" ميباشد .. مراد از در لعل "شهباز قلندر" است ... مراد از حلقه "جاني"[3] و مراد از شحنه دربان حضرت "نور نهال" است و صاحب خانه "ميرشير شاه سيد جلال" است بخارائي...{در اينجا صحبت از دريافت يک طاقه پارچه از آسمان ميشود که پيامبر آنها را به شکل لنگ درآورد} اول لنگ را به سلطان محمود پاطلي داد و اخرين را به جاني»
در لغت نامه دهخدا مينويسد علي اللهيان (منظور همان اهل حق) به هفت فرقه تقسيم مي شوند: ابراهيمي – خانتاشي- خموشي – داوودي – سلطان ببري – شاه ايازي و ميري و نيز مي نويسد که آنها مدعيند که بابا طاهر عريان و خواهرش بي بي فاطمه و سيدالحميري بر مذهب آنان بوده اند. پيشوايان سلسله چهل تنان تا "سلطان نهاني" عنوان قطب داشته اند ولي از "باباسلمان" به بعد با اجازه "سلطان نهاني" به آنها "چراغ" گفته ميشود و به همين مناسبت در جمخانه ها[4] در بالاي مسند هميشه چراغي روشن است. پس از بابا سلمان پيشوائي سلسله چهل تن به اولاد ذکور و کبير او مخصوص گرديد .
علي اللهي ها به دو دسته تقسيم ميشوند: دسته اي از آنها فقط به الوهيت حضرت علي (ع) معتقد هستند ولي فرقه ديگر علاوه بر اينکه به الوهيت علي (ع) اعتقاد دارند معتقدند که خدا در کسان ديگري نيز حلول کرده است. مشعشيان از اين فرقه محسوب ميشوند که به اعتقاد آنها خداوند در زمانهاي مختلف در کالبدهاي گوناگون داخل ميشود. باني اين فرقه سيد محمد فرزند سيد فلاح است.
ادامه مطلب را کلیک کنید.......
همیشه این مساله را باید مورد توجه قرار داد که در بین رهبران و بزرگان اختلاف نظر امری عادی است و خیلی نباید اختلاف نظرها را شکاف بین آنها محسوب کرد.
اما در برخی موارد عده ای سعی می کنند که این اختلاف نظرها را هم کتمان کنند تا به اصطلاح خود مانع از ایجاد توهم شکاف شوند.
این مساله در بین مردم اهل حق هم در مسائل مختلف ظهور و بروز دارد بگونه ای که هیچگونه اختلافی را در بین رهبران خود نمی پذیرند و همیشه سعی می کنند که رهبران خود را همسو با هم قلمداد کنند نمونه آن را در تشییع جنازه قاسم افضلی رهبر اهل حق های شاه ابراهیمی کرند غرب دید که نصر الدین حیدری از رهبران اهل حق منطقه دالاهو در تشییع افضلی شرکت نکرد و برای فرار از انتقادات آن روز را در مسافرت تهران بود و بعدا گواهی پزشکی برای ورثه سید قاسم فاضلی آورد که من شرمنده ام از اینکه نتوانسته ام بیایم و .........
اما در واقع این عدم شرکت نصرالدین حیدری حاکی از ختلافات بسیار عدیده نصرالدین حیدری با قاسم فاضلی رهبر اهل حق های شاه ابراهیمی کرند غرب داشت که گاهی در زمان زنده بودن قاسم افضلی تا مرز درگیری مسلحانه مریدان هم رفت.
امروز هم ما با مساله انتخابات روبرو هستیم و شاهد موضعگیرهای غیر عالمانه رهبران اهل حق و تشطط آرا آنها هستیم.
رهبر اهل حق های آتش بیگی نظام الدین مشعشعی در بیانیه رسمی اعلام می دارد که ما به کروبی رای می دهم چون .........
نصر الدین حیدری در اعلام شبانه اکیپهای انتخاباتی وی اعلام می کند که فردا همه و همه به موسوی رای دهند(بدون ذکر دلیل)
گروهکی نامعلوم و بسیار مبهم حزب الله گوران به سرکردگی شخصی بنام خلیفه فرهاد که عکس ناهنجار عروسی او در کنار همسرش در سایتها و وبلاگها منتشر شد در اقدامی قبل از انتخابت اعلام می کند که آقای دکتر احمدی نژاد اصلح است و در موقع انتخابات با سرازیر شدن پولهائی که شهرام جزایری ها داده اند به یکباره تغییر نظر داده و ناشیانه کروبی را برای مریدان نصرالدین حیدری تجویز می کند.
برادران قاسم افضلی و بازماندگان وی دکتر احمدی نژاد را انتخاب می کنند و شاه ابراهیمی های صحنه باز مانند شاه ابراهیمی های کرند غرب دکتر محمود احمدی نژاد را اصلح معرفی می کنند.
البته باز هم این مساله را متذکر می شوم که اختلاف رای امری طبیعی است ولی برخی موارد اختلافات فاحش را نباید عده ای متعصب انکار کنند.این مساله ای بسیار واضح و روشن است که هر عقل سلیمی آن را تایید می کند.
لذا افرادی سعی نکنند که بخواهند مساله را شفاف جلوه دهند و با یک بیانیه نظام الدین مشعشعی رای تمام اهل حق ها را کروبی بدانند.آنهم نظام الدینی که هم اکنون در میان مریدان خود هم رایی بالا به کروبی نداده اند.حال ما می خواهیم این مساله را تسری به دیگر اهل حق ها هم بدهیم واقعا غیر منصفانه و غیر عادلانه است.
آقاي رييس جمهور! سلام
من امروز تصميم گرفتم با جوهر جمعه ها براي تو نامه بنويسم. يادت هست چه جمعه هايي را از سر گذرانيده ايم؟
جمعه ها و شعر بلند نماز در خيابان هاي پر سجاده ، جمعه ها و تشييع « شمشاد قامتان» تا باغ شهادت؛ جمعه و گيسوي پريشان زنجيرهاي عاشورا؛ جمعه و نغمه داودي زبان هاي روزه دار که در «روز قدس» ستاره صهيون را نگون مي خواهند... جمعه ها و شهنامه يکدلي ايرانيان در بحر متقارب خيابان آزادي.
آقاي احمدي نژاد!
«انتخابات» تمام شده اما « انتظارات» تازه شروع شده!
شما مثل ديگران کابينه تعاوني نداريد!وام دار قارون ها نيستيد. سپاه ابن نحصي را راه نيانداختيد تا ملک ري ، وعده بدهيد! خيمه ستادهايتان ، قلب مردم بوده اما بعضي با «توهم سبز» يا «توطئه سياه» مي خواهند ميان اين قلبها ديوار بکشند.
آقاي رييس جمهور!
من دوباره به تو راي دادم چون دانستم اتومبيلت، شيشه دودي ندارد که بين من و تو فاصله بيندازد...
چون شناختمت که وعده هايت سنجاقکي نيست روي «در باغ سبز» جا خوش کند. چون عکس تورا جاي تصوير عاشق ترين زندگان وطن - يعني شهيدان- گردن آويز خيابان ها ديده ام.
بسم الله
با سلام
با توجه به انتشار آمار شهر به شهر و حتي صندوق به صندوق،منتظر يک تحليل بسيار دقيق از انتخاب مردم اهل حق در شهرهاي اهل حق نشين باشيد تا ميزان اعتقاد اينان به رهبران خود را در زمان کنوني و در برهه حساس فعلي بهتر و بيشتر بشناسيم.
يا علي مددي
جناب آقای میر حسین موسوی!
ایران فقط تهران نیست! رأی یک شهروند تهرانی، با رأی یک شهروند روستایی این مملکت، از نظر قانونی! هیچ تفاوتی نمیکند. البته شاید در دیدگاه شما، روستاییان و مردم شهرهای کوچک این کشور، جزو ملت ایران نیستند! و چون در شهر تهران رأی بیشتری داشتهای پس برندهای و رأی دیگران ارزشی برایت ندارد؟!
جناب آقای موسوی!
به خاطر آنچه پیش از این از تو شنیده بودم، دوستت داشتم! اما امروز میبینم که جز سایهای مه آلود و سرد، تصویر دیگری در ذهنم از تو نمییابم
موسوی جان، بابایی من
آنچه در شعار و عمل شما در رابطه با قانون فهمیدم این است: قانون و قانون گرایی خوب است، اما تا زمانی که در راستای منافع شخصی و طیف همراهتان باشد!
جناب میر حسین موسوی:
در نطقهای انتخاباتی شما بارها و بارها شنیده اند که پیر و مرادت را امام خمینی(ره) معرفی میکردی، پس ببین که خمینی عزیز، درباره امروز چه میگوید:
غلط میكنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد.
آیا بازهم پیر مرادت خمینی است؟ یا بعد از انتخابات تغییر رویه داده ای و شاید هم برای این حرفها تاریخ مصرف قائل شده اید؟!
بسم الله
با سلام
اعتراض نکنیدو راه را ببینید!مهم نیست از طرف کیست!مهم نیست من چی میگم مهم این است که از حقیقت بنویسیم.امروز دیگه روزی نیست که بر حقیقت چشم ببندیم.عیبی نداره بگذار ما هم فدای یک ذره ای از فریاد خاموش مردم باشیم.
بگذارید ما هم بنویسیم.مگر دنیا نمی نویسد مگر همه کفار نمی نویسند مگر همه مشرکین و منافیقن و سه جبهه بر علیه اسلام ناب نمی نوسند.
امروز نوشتن خیانت است؟!!امروز برای نوشتن مرا سرزنش می کنید خواهش من این است که سرزنش کنید کسانی را که می خواهند به کروبی رای دهند؟کسی که در سایتهای کذا از او به ایت الله یاد می کنند ولی صرف و نحو و ادبیات عرب را نخوانده و آنطور آبروی خودش را می برد.
باید آنهائی را سرزنش کرد که با کمک میلیونی به گره بان نامه نوشتند برای کروبی که به تو رای می دهیم مگر این نامه ها همان نامه های دروغین به امام حسین نیستند مگر این نامه های ماهیتا با نامه های کوفیان فرقی دارد.
عیبی ندراد ما عادت کرده ایم به سرزنش/در راه حق چه بسا کسانی که باید مجازت شوند فقط برای حرف حق خودش!!!
امروز من هم حاضرم برای حرفهای حق خودم و انعکاس قلبهای پاک ملت ایران مجازات شوم حاضرم برای دلهای پاک و حرفهای پاکیزه جانم را هم بدهم.
چرا نباید اینگونه بود؟!
مگر ما هم کوفی هستیم که از حرف حق بگذریم امروز سیاست ما عین دیانت است یا نیست؟! چرا من باید با موسوی باشم که می رود و با سنی ها جلسه محرمانه می گذارد و به آنها وعده و وعید می دهد؟!!و شهرهای سنی نشین به او بیشترین رای را داده اند.
چرا کروبی که .........؟!(تکلیفش مشخص است)
چرا رضائی که یک نظامی است و با طرح برنامه های مجمع تشخیص اینگونه سعی در نشان دادن چهره برنامه ای برای خود دارد؟!برنامه های فسیل شده مجمع تشخیصی که هیچ کدام ضمانت اجرائی در کشور ندارد.اقتصاد غربی را تعریف می کند همان اقتصادی که بارها در ایران شکست خورده است و نشان داده نمی تواند جوابگوی مملکت اسلامی داشته باشد.
حال امروز اگر گفتم احمدی نژاد باید سرزنش شوم.اگر گفتم هاشمی اشتباه کرده که در این شرایط نامه بی ادبانه نوشته و درون خود را نشان داده است/باید سرزنش شوم.
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
باسمه تعالی
جناب حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی
نامه ام را با سلام شروع نمی کنم چون می دانم شما هم سلام نکردید!
انتشار نامه شما به رهبرمعظم انقلاب و ولی امر مسلمین و اظهار گلایه از انتقادات ریاست محترم جمهور نسبت به شما ،خانواده و برخی دوستانتان در فضای حساس انتخاباتی کنونی باعث گردید مطالبی را به عرض برسانیم:
1-شما در نامه خود به شدت نسبت به انتقادات رئیس جمهور و طرح نام شما و فرزندان و دوستانتان گلایه نموده اید و از اتهام و اهانت سخن گفته اید، این در حالی است که ملت بزرگ و شریف ایران شاهد بوده اند که در چهار سال گذشته، بی سابقه ترین دروغ ها، اهانت ها و هتاکی ها نسبت به دولت نهم و شخص آقای احمدی نژاد روا داشته شده و علی رغم تذکرات مکرر رهبری، برخی دوستان و فرزندان شما نیز در این مسابقه نامبارک مشارکت داشته اند.اظهارات سخیف و اهانت آمیز فرزند شما به رئیس جمهور ملت ایران و تعابیر زشت و رکیک ایشان چه نام دارد؟!
کلکسیون اهانت های آقای مرعشی(رئیس دفتر سابق شما)و برخی دوستان نزدیک شما علیه رئیس جمهور انسان را متحیر می کند و این در حالی است که هیچگاه شما نسبت به اینگونه رفتارهای غیر اسلامی واکنشی نشان نداده اید!فارغ از اینکه چه کسی امروز رئیس جمهور است، این اهانت ها اهانت به نظام و شعور ملتی است که در فضائی کاملا رقابتی به رقیب انتخاباتی شما، جناب آقای دکتر احمدی نژاد رای داده اند حال چه شده است که اینگونه تند و با این نوع خطاب نسبت به رهبری معظم انقلاب،برای نظام و انقلاب احساس خطر می کنید و سخن از آتشفشانهای سوزان و اجتماعات خیابانی می نمایید؟بر خلاف تصور شما ملت ولایتمدار ایران گوش به فرمان ولی امر خود هستند وبا همه ی دشمنیها وتلاشهای استکبار،تا کنون در خط ایشان حرکت نموده وانشاء الله در آینده نیز این چنین است.
2-رهبرمعظم انقلاب بارها و به صراحت از اقدامات و عملکرد دولت اظهار رضایت نموده است و این در حالی است که دوستان و نزدیکان شما سخت ترین حملات و اهانتها را به دولت نهم روا داشته اند مردم از خود می پرسند که شما و فرزندانتان هیچ نقطه مثبتی از این دولت سراغ نداشته اید که حتی یکبار آن را متذکر شوید؟!
3-شما در نامه خود خواستار مقابله نظام با پدیده های زشت و گناه آلودی مثل تهمت ها دروغ ها و خلاف گوئی ها شده اید، اما هنوز یادمان نرفته است که در دولت اصلاحات و ریاست جمهوری دوستتان آقای خاتمی شدیدترین اهانتها و دروغها علیه مقدسات و ساحت ائمه معصومین در رسانه های مورد حمایت دولت منتشر شد و امام راحل،رهبری و نظام جمهوری اسلامی، بارها توسط طیف حاکم مورد اهانت و هجمه واقع شد!چرا شما آن موقع احساس خطر و نگرانی نکرده اید؟!آیا ما باید زمانی احساس خطر کنیم که خود و دوستانمان مورد حمله قرار بگیریم. آقای هاشمی سرچشمه از همان زمان باید توسط شما و دوستانتان گرفته می شد که امروز اینقدر احساس نگرانی نکنید!
4-شما در نامه خود رئیس جمهور را به زیر سوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران متهم نموده اید و این در حالی است که رهبرمعظم انقلاب در مورخه 2/6/1387در مورد دولت فرمودند:
زنده کردن و بازسازی برخی خصوصیات جوهری انقلاب و منطق امام و مقابله با کسانی که می خواستند این ارزشها و مفاهیم اساسی را منسوخ کنند از خصوصیات برجسته این دولت است.
آیا گمان نمی کنید شاخص اصلی خط امام امروز رهبر فرزانه انقلاب هستند؟!
5-شما در هر پست،مقام و سابقه ای که هستید مثل سایر مردم موظف به تبعیت از رهبر معظم انقلاب به عنوان ولی فقیه هستید وهمانطور که می دانید سرنوشت انقلاب به افراد وفرزندان آنها وابسته نیست.با توجه به اینکه شما به آسانی می توانستید حضورا موراد را با رهبر معظم انقلاب مطرح نمایید اینگونه نامه نگاری آنهم با ادبیات غیر اخلاقی وآمرانه نسبت به رهبری چه معنایی دارد!اگرشمامورد خطابتان رهبری است نامه در دست رسانه ها چه می کند؟و اگر منظورتان سخن گفتن با مردم است چرا رهبری را مورد خطاب قرار داده اید؟استقبال رسانه های بیگانه ومنافقین داخلی از نامه شما باعث ناراحتی توده های مردم از جنابعالی گردیده است.
6-درباره نامه شما مطالب فراوان است اما همه ما باید در شرایط کنونی ضمن هوشیاری به دستورات رهبر انقلاب مبنی بر حفظ آرامش برای برگزاری انتخاباتی پرشور وسالم عمل نموده واز کارهایی که موجب اختلاف والتهاب می شود بپرهیزیم.خواسته رهبری وهمه دلسوزان نظام کمک به برگزاری انتخاباتی پرشور وبا نشاط است واینگونه نامه نگاری ها ممکن است چراغ سبزی برای کسانی به شمار آید که قصد سوء استفاده را دارند.همان کسانیکه که رهبر معظم انقلاب در مراسم ارتحال حضرت امام رحمت الله علیه در مورد آنها فرمودند: اغتشاش گران در صحنه انتخابات کشور يا خائن و يا بسيار غافل هستند.
در پایان از شما و همه دلسوزان نظام تقاضامندیم در دورانی که نظام اسلامی بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت و آرامش است به جای وارد شدن به درگیری های بیهوده سیاسی همه توان خود را برای خدمت به اسلام،رهبری و انقلاب اسلامی بکار گیرند.
به نام نامی نور
نورانیان سلام
باز هم دلم گرفته
راستی شما....
آنهنگام که با صدای اذان ازآن نور و سرور می شوید... در دلتان غم عطش کشندگان زلال معرفت هست؟
لحظه ای که در قنوت دو دستی دلت تقدیم خدا می کنید .... و در رکوع و سجودید...
به فکر آنان هستید که در زندان بی خبری های قوم خود هر لحظه منتظر مقابله با شکنجه ای جدید هستند.
و دردناکتر از همه که مامورین شکنجه پدر و مادر و عزیزانشان هستند...
چاره او که دردمند عشقی الهی شده چیست؟
نفرین کند.... دعا کند ..... گریه کند..... فریاد بزند.... یا سکوت کند بغض کند
جز خدا چه کسی لایق شنیدن شکوه های او ست.
.
.
.
راستی
تمام عشق شما را ... باورتان .... نمازتان را به باد تمسخر گرفته اند؟
مهرتان را شکسته اند..... ؟
چه کرده اید؟
اگر
بیمار عشق شدید و با اشارت رو به معشوق آوردید که کاستی ها را به شما ببخشد....شاید بدانید چنین نمازی چه درد شیرینی دارد؟
از کجا بگوید؟
.....
لحظه های جانبخش سحرهای ماه رمضان که به فکر دادن افطاری هستید و با افتخار روزه می گیرید به این فکر کرده اید یک نفر از جنس نور در حسرت نخوردن و روزه داشتن به فکر چاره است؟
طعم افطار با اشک را چشیده اید؟
طعم روزه خوردن فقط برای بستن دهان کفرگوئی را حس کرده اید؟
که فقط برای اینکه پدر و مادر و عزیزی... کفر نگوید روزه را با بغض و نان بشکنید اصلا" خوشایند نیست
کجا دستی از آستین خدا بیرون خواهد آمد؟
کیست آنها را یاری کند؟
راستی اگر خدا جانشین تمام نداشتنهای آنها نبود وجودشان چگونه شرحه شرحه میشد ؟
کدامین نی از جدائیهای آنان شکایت کند که آتش در نایش کارگر نباشد؟
.
.
.
به نقل از وبلاگ نهر نور
تازه کلاس سوم شده بودم.
اوائل پاییز بود.
باد در حیاط مدرسه غوغایی به راه انداخته بود
اما در دل من توفانی برپاشده بود.
مدتی بود مدیرمان دائم از خدا و نماز و لطف خدا می گفت.
اما من
ارتباط خدا و نماز را نمیدانستم.
امروز مدیر مدرسه نماز جاعت را اجبار کرده بود.
اما من در صف نماز فقط خم و راست شدم و همش چشمم به بچه ها بود
درضمن
واز ما خواسته بود که از فردا با چادر نماز به مدرسه برویم ونماز بخوانیم.
اما این حرفها برای من معنا نداشت
....
و هوای دلم ابری تر....
از مدرسه که به خانه رسیدم
به پدرم گفتم:
از فردا باید در مدرسه نماز جماعت بخوانیم
ناگهان همراه رعد و برق آسمان فریاد پدرهم بلند شد
کفر میکرد بدو بیراه میگفت و سروصدائی به پاکرد
که می خواهند شست و شوی مغزی تان بدهند
می خواهند از دین برگردید
فلان ..فلان .... ها
مادرم به من گفت: بازهم تو بدون فکر کردن حرف زدی
باز هم یه چیزی گفتی؟
نمیگی: بابات نمیذاره دیگه مدرسه بری
نمیگی.....
و من هاج وواج فقط نگاه می کردم و پلک میزدم
جرات قورت دادن آب دهان را هم نداشتم.
مگر نماز چقدر بد بود
نمی دانم چرا بغض سنگینی در دلم نشست
چرا من و همکلاسی هایم مثل هم نبودیم؟
چرابابای من سبیلو بود؟
چرا ما نباید از نماز حرف میزدیم؟
مگر در نماز چه بود؟
....
به مادرم گفتم نمیشه منم نماز...
هنوز حرفم تمام نشده بود که محکم دهانم را گرفت
و گفت:
تو آرام نداری دلت کتک میخواد.
ما نماز نمی خوانیم ما فقط نیاز دعا میدیم.
نماز مال شیعه هاست.....
و من جواب دادم اما من تا حالا نیاز دعا ندادم...
گفت ما زنهای اهل حق نذری را پاک می کنیم و آمین میگیم
این کردار و نماز ماست
بعدش
دل باید دائم در نماز باشه
ااونروز
من از حرفهاش چیزی نفهمیدم
اما
به خدای مولا علی
من دائم الصلاه بودن راهنوز پس از سالهادر هیچ اهل حقی ندیدم....
اون شب
پدرم با ناراحتی بیرون رفت و مقداری نقل سفید خرید
که دعا بده
وتا شر از سر ما کم بشه
....
و
من همچنان مات و مبهوت به کارهای آنها نگاه میکردم
و پدرم شروع کرد
الله
ایولله
یاحق
شکر تو رب العالمین
سفره سلطان
کرم خاندان
و دم پیر تکبیر
تکبیر بد نو
نذرو نیاز قبول
......
ومن قبول کردم
مدیر و معلمها در مدرسه میخواهند مرا از خانواده جدا کند.
و تلخترین شیرینی را با بغضی گریه آلود خوردم
که معلم و مدیرم میخواهند مرا بیچاره کنند
فردا
پدرم به همراه چندتن از پدر و مادرهای بچه ها به مدرسه آمدند وکلی با مدیر مدرسه حرف زدند
از آن روز
در مراسمهای مدرسه برای ما اجباری در کاردعا و نماز و... نبود.
ما مثل مستمع آزاد نگاه میکردیم و
ازاین حرفها و خم و راست شدنها
سر در نیاوردیم
هرچند برای نمره از دینی تا حد بیست درس خواندیم.
در عوض
هنگام روزه سه روزه و به اصلاح خودمان "نیت"
به جمخانه میرفتیم و به عنوان سید کلی مارا تحویل می گرفتند
و با کلامهایی آهنگین دست میزدیم
چقدر دلهای ساده درجمخانه ها زیاد هستند
چقدر مخلص و بی ریا با کلامی که هیچ از آن نمی دانند
خدا را صدا میزنند دست میزنند و حق حق می کنند
و شاید خدای مهربان دلسوزانه
لبیک عبدی میگوید
اما ساده و بی فکر چیزی را قبول کردن به صرف اینکه شیوه پدرانمان همین بوده اصلا" خوب نیست
کاش
روزی همه ادیان با هر تفکری در یک محل جمع شوند و بدون تعصب به نتیجه برسند
که زیباترین دین
یعنی زیباترین روش زندگی برای انسان کدام است
به راستی
انکه تمام ادیان را یکی خواهد کرد کی خواهد آمد؟
یک عمر چسم انتظاری بس نیست
عمری است که از حضور او جاماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر ماست که ما برگردیم
ما ئییم که در غیبت کبری ماندیم
..........
و سالها گذشت
.........
و آنقدر پاییز و بهار شد
تا من به سن نوجوانی رسیدم
....
من همچنان صلاه را در ذکرهای بابا میدیدم
و آرام زمزمه می کردم
آمین
اما
دلم میخواست من هم با شال و کلاه نذر کنم
احساس میکردم
همانطوری که در حیاط مدرسه ول معطل شدیم
اینجا هم زنان ول معطلند
.....
باز هم زبان سرخ سرسبزم را نشانه گرفته بود
با احتیاط گفتم:
"منم میخوام دعا بدم"
اما
چنان دعوائی کردند و توپ و تشری به من زدند که هنوزهم خاطرهم هست
بعد کلی مرا بوسیدند و بغل کردند که بچه خوبی باش
من کلمه کلمه و خط به خط تمام ذکر دعا دادن نذری را یاد گرفته بودم
این بی انصافی بود
چون
من اجازه گفتن این کلمات را باخدا نداشتم
.....
در درسهای مدرسه هم خط به خط نماز راهم حفظ کرده بودم
اما اجازه گفتن این کلمات را باخدا داشتم.
فکری در ذهنم جرقه زد
ترجمه کلمات را کنار هم گذاشتم
انصافا" نماز فقط ذکر خدا بود و تسبیح و تقدیس پروردگار جهانیان
اما در ذکر دعا دادن نذر باید
ناز سید شهاب الدین
سید حبیب شاه
سید باویسی
سید میر
سید مصطفی
را می کشیدم در غیر این صورت به هیچ وجه نذر قبول نبود.
بعد از آنهم
و.......، نفس مردان ، جمع چهل تنان ..........
پس تکلیف نفس زنان چه می شد ؟
تحمل این درد سخت بود
به چه کس میگفتم که اینها ناقص است؟
در خاندانی بزرگ و پر از رفت و آمد با مردم و
مریدانمان چگونه باید ادامه میدادم؟
چگونه این راز را برملا میکردم.؟
و من دائما" در مقایسه بودم
در انجام نماز به مسایل زیادی اشاره شده بود
به مساله وقت دقت شده بود و جزئیات تمام نمازها
(صبح- ظهر – عصر – مغرب – عشا) ذکرشده بود.
اما نیاز وقت و وعده نداشت
یک جمخانه شنبه نذر میکرد یکی دوشنبه یکی پنج شنبه
در
ذکرهای نماز حرف اول را حضور قلب صفای باطن میزد
اما ذکرهای نیاز و قربانی تا خوراکی برای تقسیم نداشتی ذکر معنا نداشت
تازه
آنهم نه هر خوراکی بایدخوراکی هائی خاص بود.
آخ که با چه کس می گفتم دردم از چیست؟
من نماز رادرک کرده بودم
اما جرات ابراز عقیده برای هیچ کس
حتی خودم را هم نداشتم
هراس بزرگی در دلم افتاده بود
آیا تمام آبا و اجداد من راه خطا رفته بودند؟
آیا من خطا می روم؟
راستی چیست؟
حقیقت چیست؟
دلم میخواست رابطه درستی با خدا داشته باشم
دلم میخواست برای او بندگی کنم
و هر چه بگوید
چشم بگویم
پروردگار را با تمام عظمت بی انتهایش دوست داشتم
و
هر لحظه در دلم فراتر از تمام اسرار مگو
برایش حرف و حدیثی داشتم
قرار از من روبوده شده بود.
چند بار تصمیم گرفتم
با بزرگان بحث کنم
اما آنقدربحث را به بیراهه بردند که نه من قانع شدم و نه خودشان
عاقبت گفتند راه اول و ازل ما این است
و
تو هم ابروی ما را نبر مثلا" سیدی
ومن هم عطایشان را به لقایشان بخشیدم
تصمیم گرفتم
اولین نماز را در خانه بخوانم
اما
جو خانه آنقدر سنگین بود
که دلم نمی خواست....
عاقبت
در مدرسه
و
در یک زنگ ورزش
بی صدا وبی خبر به نمازخانه رفتم
........
چه بگویم که یک سجده با من چه کرد
گوئی برای اولین بار پرواز را چشیدم
نمیدانم
چه برمن گذشت
احساس آرامشی عمیق تمام وجودم را گرفت
دلم لرزید
و خنکای عشق را بر وجودم احساس می کردم
بوی خدا در فضا پیچیده بود
اشک امانم نمیداد
گوئی روح و جانم
درد دلی کهنه به قدمت تاریخ حقیقت
با خدا و سجاده داشت
...
نمیدانم چقدر از این شور و حال گذشت
که کم کم حضور و همهمه دوستانم را احساس کردم
که می گفتند
پاشو
پاشو چه خبره
و صدای کسی می آمد که می گفت: داره می میره
اما من تازه جان یافته بودم.
من با تمام کاستی ها
سر مگو را با تمام وجود حس کردم
و عجیب حال و احوالی بود که لیاقت ادامه اش را نداشتم.
و این قصه سر دراز دارد
پروردگارا ... تمام لحظه هایم را به تو می سپارم
بنقل از وبلاگ نهر نور