برخی مطالبی که در مورد جریان مکتب به نظرم جالب بود برای اطلاع دوستان در این پست می گذارم امیدوارم دوستان با دقت نظر خود بدون شرح دریابند که......
اول: نور علی الهی در آثارالحق جلد یک گفتار ۱۸۲۷ می گوید: تمام شاهنامه حقیقت را پدرم در ظرف چهل روز فرمودند.
دوم: اینکه شاهنامه توسط نعمت الله جیحون آبادی گفته می شده و نور علی الهی کاتب آن بوده است.
سوم: فصل بیست و یکم آثارالحق جلد یک تماما مربوط به پدر نور علی الهی (نعمت الله جیحون آبادی) است.
چهارم: نور علی الهی می گوید: مثل فرفره به دور خود می چرخیدم و موهای بلندم منظره ای ایجاد می کرد. لازم به ذکر است تمام دراویش حاج نعمت الله جیحون آبادی طبق سنتی که نعمت الله بدعت کرده بود موهای خود را بلند نگه می داشتند.
پنجم: دم مرگ پدر نور علی الهی یعنی نعمت الله جیحون آبادی وصیتی جالب دارد که در آن می گوید: از او یعنی نور علی الهی راضی هستم به شرط اینکه راه من را برود!! اما به نظر شما نور علی الهی راه پدر را ادامه داد یا اینکه این فرقه را تبدیل به یک جریان سیاسی نمود؟؟!!
ششم: نور علی الهی به مینو توکلی علاقه خاصی داشته است.شاید یکی از دلایل آن را می توان استفاده از ثروت آن دانست و یا اینکه اولین زنی بود که بعد از دو زن مطلقه دیگر دکتر بهرام توانسته بود با بهرام الهی زندگی کند.و یا اینکه مینو توکلی از لا ابالی ترین زنان منطقه و نور علی از این لا ابالی گری سوء استفاده می کرد.
هفتم: کوچکترین پسر نور علی الهی نامش شاهرخ الهی است او موسیقی دان و در واقع تنبور زن است و برخی معتقدند روح موسیقائی نور علی الهی محروف به استاد الهی در او حلول نموده است.او باب هرام الهی اختلافات بسیاری دارد و برای همین مساله هیچگاه با بهرام الهی در یک مکان با هم جمع نمی شوند و حرفی از هم نمی زنند.
هشتم: شاهرخ متولد ۱۳۲۸ بوده و از سال ۱۳۵۶ در فرانسه زندگی می کند.او چشم پزشک است. شاید بتوان شاهرخ الهی را بعد از مرگ بهرام الهی مفروض دانست.
+ نوشته شده توسط م.ی در 87/03/04 و ساعت
|
